سگ به بعضی‌ها شرف دارد!
یه گپ خودمونی

سگ به بعضی‌ها شرف دارد!

نویسنده : دخترخاصــ

مرا بی‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی...

خداوندا تو مسئولی...

نمی‌دانم چه بگویم، از کجا شروع کنم. فقط این را می‌دانم، بدم می‌آید از این زندگی هزار رنگ و گول زننده و از آدم‌هایش. هه... آدم!

واقعا اسم آدم و انسان روی بعضی‌های‌شان سنگینی می‌کند! ببخشید به کسی بر نخورد ولی یک حیوان، مثلا سگ، به بعضی از این موجودات شرف دار. می‌دانید چرا می‌گویم سگ؟ داستان پایین واقعی است.

«سگی رو می‌شناسم که نگهبان خونه‌ای بود، یکی از شبای سرد زمستون صاحب همین خونه که خودشو با شال گردن حسابی پوشونده بوده وارد خونه می‌شه سگ صاحب خونه رو نمی‌شناسه و بهش حمله می‌کنه وقتی که مرد شال گردنشو باز می‌کنه از جلو صورتش، سگ صاحب خونه رو می‌شناسه و چند قدم به عقب میره (یعنی خجالت کشیده!) سگ از خونه میره بیرون وجلوی در می‌شینه. صاحب خونه می‌ره نوازشش می‌کنه که به داخل حیاط برگرده و براش غذا می‌ریزه. ولی سگ نه داخل حیاط میاد و نه لب به غذا می‌زنه صاحب خونه با خودش می‌گه هوا سرده حتما داخل حیاط برمی‌گرده و به محل مخصوص خودش می‌ره. خلاصه صاحب خونه می‌ره می‌خوابه صبح روز بعد وقتی که صاحب بیدار میشه به داخل حیاط یه نگا می‌ندازه، می‌بینه سگه نیست. میره تو حیاط یه گشتی می‌زنه ولی پیداش نمی‌کنه، وقتی از خونه می‌ره بیرون می‌بینه سگه همون جای دیشبی به همون شکل نشسته از شدت سرما یخ زده و مرده.»

این سگ صاحب خانه را نشناخته به او حمله کرده، بعدش از شدت خجالت مرده. بعد ما صاحب‌خانه‌مان را می‌شناسیم و هر روز با کارهای‌مان دلش را خون می‌کنیم (چقدر هم که خجالت می‌کشیم واقعا! بدتر هم می‌شویم)

 

به همان‌هایی شرف دارد که اسم‌شان آدم است، اشرف مخلوقاتند، محبوب‌ترین مخلوق خداوند هستند. همان‌هایی که خدا به همه فرشته‌هایش دستور داد به این موجود سجده کنند و به خاطر سجده نکردن به همین موجود بی‌معرفت، یکی از فرشته‌های مقرب خودش را از بهشتش بیرون کرد. کسی که 6 هزار سال عبادت در کارنامه‌اش داشت. کم نیست‌ها، 6 هزار سال! از زمان پیامبر(ص) تا الان خیلی بخواهیم دست بالا حساب کنیم 1500 سال می‌گذرد، یعنی ... (چیزی نگویم بهتر است)

بعد الان به وضوح می‌بینیم که همین موجود به خدا سجده نمی‌کند! همان موجودی که خدا به او می‌گوید؛ ای فرزند آدم همه چیز را برای راحتی و آسایش تو خلق کردم و قرار دادم، تو را بارای خودم... چیز زیادی خدا از ما می‌خواهد در برابر این همه؟! بیخیال!

الان می‌فهمم چقدر خدا غریب است روی این زمین، دلش را به چه آدم‌هایی خوش کرده است! کسانی که فقط در نیاز و حاجت صدایش می‌زنند و یادش هستند. حتی آن آدم خوب‌هایش هم به خاطر بهشتش می‌پرستنش. خدایا حلال‌مان کن. خدایا تو که می‌دانستی ما لیاقت نگهداری از این گوهر را نداریم چرا قرعه را به نام ما زدی؟!

مهربان خدا، من که دستم به آسمانت نمی‌رسد، تو که دستت به زمین می‌رسد بلندم کن...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
اگه قضاوت نکنیم بهتره....درسته خیلی از ماها خیلی کارای اشتباه می کنیم اما از کجا مطمئنیم که یکی دیگه راجع به خود ما اینجوری فکر نمیکنه؟
وصال
وصال
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
من با رادمهر موافقم قضاوت نکنیم بهتره
نگارا
نگارا
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
موافقم من هم
psk
psk
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
ایضا...
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
اول از همه خداوند اگه لحظه از ما ناامید میشد هممونو نابود میکرد...دوما هرکسی باید از خودش شروع کنه....بابت یادآوری تون هم ممنون :)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
خدایی خدا غریبه با این آدما...ممنون...
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
چقد بدبین :(
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
خدایا حلالمون کن..... زیبا نوشته بودین... ممنونم....
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
اییییییییییییییییییی
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
بله ما اشرف مخلوقات هستیم. خدا هم هیچ وقت از بنده ش ناامید نمیشه ک راه درست رو پیدا کنه / ولی رسیدن به اون مرتبه و قرب الی الله برای افراد خاصی هست و همه ما درک شو نداریم / خدا هم انتظار نداره تموم انسان ها به اون مرحله برسن. ولی همین ک در هر جایگاهی هسیم به اندازه خودمون گناه نکنیم خداوند راضی :)
نگارا
نگارا
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
دقيقا...
وصال
وصال
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
حق با ملائک بود وقتی با نا امیدی سجده کردند
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
خیلی نیمه ی خالی لیوان رو میبینی خیلی منفی نگری . دیگه همه که اینجور نیستند . خدا هیچ وقت از بنده هاش ناامید نمیشه بعد اون وقت ما .... سپاس
fniko
fniko
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
خیلی قشنگ بود حرفای دلمو زدی بازم مثل همیشه تاثیر گذار بود واقعا ازت ممنونم دوست با وفای خودم!!!
نگارا
نگارا
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
خدا مي دونسته عاقبت ماها رو كه خلق كرده خدا ما رو خلق كرده كه پرستش كنيم..اما اون سگ خدا رو مي پرسته؟تمام موجودات غير انسان خدا رو مي پرستن همين كه در حد خودمون مي پرستيم نميگم بسه اما بازم خوبه ديگه
D_masoud74
D_masoud74
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
دگرگون شدم..... خعلی تاثیر گذاشت
دختر خاص
دختر خاص
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
من از همه تون رو سیاه ترم منظورم به همه از جمله خودم بود!(دوستان من متنو خیلی خودمونی تر نوشتم ولی..!!!!!!!!!!!!!!!)
maede_kashiyan
maede_kashiyan
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
قسمت دوم نوشته ات خوب بود ولی واقعیتش مقایسه خوبی نبود!
دختر خاص
دختر خاص
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
نگارای عزیز بعضیا خیلی قدر ناشناسن اخه منم خیلی خوب نیستم ها از همتون بدترم..
دختر خاص
دختر خاص
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
: fniko ممنونم! افسانه بانو باور کنین منفی نگر نیستم یه کم تلخه ولی حقیقته..
دختر خاص
دختر خاص
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
ممنون از نظرتون جناب رادمهر ب هرحال هرکسی یه نظری داره منم الکی این متنو ننوشتم
دختر خاص
دختر خاص
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
خدا اینقد کریم هس که نا امید نشه ولی ماهم دیگه شورشو در اوردیم!!
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
متشکرم
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
نمی گویم دستم را بگیر آخر عمریست که گرفته ای فقط میتوانم بگویم که دستم را ول نکنی که بی تو.......ممنون
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٣/٣١
١
٠
شما در نظر داری که، خدا از وجود همه ی ما بی نیازه پس غریب بودن خدا معنی نمیده و باید از تعبیر دلگیر بودن خدا از ما استفاده بشه، ولی در کل آفرین!
هورام
هورام
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
زندگیتان از رحمت (رحمن الرحیم) لبریز... دستانتان از نعمت (رب العالمین)سرشار... چشمانتان به نور(الله نور السماوات و الارض)پر نور..، کفه ترازویتان در ردیف(فاما من ثقلت موازینه) میزان... و عاقبتتان (عند ملیک مقتدر) ختم به خیر... --------------------------------------------------------------- صد بار اگر توبه شکستی باز آ...:(((....قضاوت نکن دوست عزیز
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
مرسی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
از این به بعد هر وقت خواستم یه مطلبی بنویسم اول باید بیام اینجا ببینم شما قبلا اونو منتشر کردین یا نه! ... خیلی جالب بود برام ... منم دارم روی یه مطلبی کار میکنم که تقریبا شبیه به این نوشته شماست ... واقعا برام جالبه :))
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/٠٨/٢٨
٠
٠
باز آ صدبار اگر توبه شکستی بازآ این درگه ما درگه ناامیدی نیست صدبار اگر توبه شکستی بازآ
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨