حرارت واژه‌ها...
شعری سروده خودم

حرارت واژه‌ها...

نویسنده : saiideh70

وقتی که نامم را،

میان لبانت زمزمه می‌کنی،

هر جای دنیا که باشم!

گرمی واژه‌هایش را تا ابد،

بر تن سرد شب حک خواهم کرد 

تا که هر شب ستاره‌ها،

قلب یخی‌شان را از قطره‌های نور،

لبریز کنند...

و نخواهم گذاشت ذهنشان،

 از خنده‌های خورشید،

خالی شود...

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
هوراا..تبریک زیبا بود!
maede_kashiyan
maede_kashiyan
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
واقعا بدون تعارف قشنگ مینویسی سعیده جان.موفق باشی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
چه قشنگ . گریم در اومد . سپاس
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
واقعا زیبا شعر میگین..... موفق باشین....
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
خیلی با احساس بود...ممنون...
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
بسیار عالی بود مثه همیشه...مخصوصا پایان شعر...
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
... گرمی واژه هاش را تا ابد بر تن سرد شب حک خواهم کرد ... خیلی خیلی خیلی زیبا بود ... بسی حال کردیم ...
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
خیلی هم عالی ... یاد بگیرین تو رو خدا ...
nika
nika
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
خیلی قشنگ بود مرسی
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
عالی بود .... :)))
Niva
Niva
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
بسیار زیبا
هورام
هورام
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
بسیـــــــار عالی...:)))))
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
خیلی زیبا بود ....جای پیشرفت داری...آفرین
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
مغسی
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
فضای عجیبی دارد
tanha
tanha
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
بسیار زیبا ... ممنون :))))
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٤/٠١
٠
٠
بسیار عالی بود ممنون
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/٠١
٠
٠
خيلي زيبابود. شعر دوست دارم
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠١
٠
٠
عـــــــــــــــــــــــــــالـــــــــــــــــی :)))))))))))))
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
تبلیغات
تبلیغات