گفتگوی دختر با مادر / شعر طنز
وقتي بخت دختر باز نمي‌شود

گفتگوی دختر با مادر / شعر طنز

نویسنده : sayedala-tagh
دختری با مادرش در رختخواب / درد و دل می‌کرد با چشمی پر ز آب
گفت مادر حالم اصلا خوب نیست / زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم / روی دستت باد کردم مادرم
سن من از ۲۶ افزون شده / دل میان سینه غرق خون شده
هیچ‌کس مجنون این لیلی نشد / شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته / بوی ترشی خانه را برداشته
مادرش چون حرف دختر را شنفت / خنده بر لب آمدش آهسته گفت
دخترم بخت تو هم وا می‌شود / غنچه عشقت شکوفا می‌شود
غصه‌ها را از وجودت دور کن / این همه شوهر یکی را تور کن
گفت دختر: مادر محبوب من / ای رفیق مهربان و خوب من
گفته‌ام با دوستانم بارها / من بدم می‌آید از این کارها
در خیابان یا میان کوچه‌ها / سر به زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی می‌کنم بر یک پسر؟ / مغز یابو خورده‌ام یا مغز خر؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر / با سعید و یاسر و ایضا صفر
با سه تاشان رفته بودیم سینما / بگذریم از ما بقیه ماجرا
یک سری، هم صحبت یاسر شدم / او خرم کرد، آخرش عاشق شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید / قلب من از عشق او خیری ندید
مصطفای حاج قلی اصغر شله / یک زمانی عاشق من شد بله
بعد هوتن یار من فرهاد بود / البته وسواسی و حساس بود
بعد از این وسواسی پر ادعا / شد رفیقم خان داداش المیرا
بعد او هم عاشق مانی شدم / بعد مانی عاشق هانی شدم
بعد هانی عاشق نادر شدم / بعد نادر عاشق ناصر شدم
مادرش آمد میان حرف او / گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو
گرچه من هم در زمان دختری / روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز آن‌که تو را باشد پدر / دل نمی‌دادم به هر کس این قدر
خاک عالم بر سرت، خیلی بدی / واقعا که پوز مادر را زدی!
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهره
زهره
٩١/٠٩/١٨
٠
٠
خیلی قشنگ بود خوشمان امد .
fanaz
fanaz
٩١/٠٩/٢٠
٠
٠
بامزه بود. این عکسه مال دخترنمونه خارجیگینی هاس!!!این یکی که عمرا بترشه
hani
hani
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
'گشنگ بود.......
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/١٥
٠
٠
سلام: شعر قشنگی بود.سپاس
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
ما دو پدیده قرن هستیم!

نامه احمدی نژاد به ترامپ

٩٦/٠١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات