دوست ( به قلم سروش صحت)

دوست ( به قلم سروش صحت)

نویسنده : sam.ariyaee

دوست، تقدیر گریزناپذیر ما نیست. برادر، خواهر، پسر خاله و دختر عمو نیست که آش کشک خاله باشد.
دوستی انتخاب است. انتخابی دو طرفه که حد و مرز و نوع آن به وسیله همان دو نفری که این انتخاب را کرده‌اند تعریف می‌شود.
با دوستان‌مان می‌توانیم از همه چیز حرف بزنیم و مهم‌تر آن‌که می‌توانیم از هیچ چیز حرف نزنیم وسکوت کنیم.
با دوستان‌مان می‌توانیم درد دل کنیم و مهم‌تر آن‌که می‌شود درد دل هم نکرد و بدانیم که می‌داند.
از دوستان‌مان می‌توانیم پول قرض بگیریم و اگر مدتی بعد او پول خواست و نداشتیم با خیال راحت بگوییم نداریم و اگر مدتی بعدتر دوباره پول احتیاج داشتیم و او داشت دوباره قرض بگیریم.
با دوستان‌مان می‌توانیم بگوییم: امشب بیا خونه ما دلم گرفته و اگر شبی دیگر زنگ زد و خواست به خانه‌مان بیاید و حوصله نداشتیم بگوییم: امشب نیا حوصله ندارم.
 با دوستان‌مان می‌توانیم بخندیم می‌توانیم گریه کنیم می‌توانیم رستوران برویم و غذا بخوریم می‌توانیم بی غذا بمانیم و گرسنگی بکشیم، می‌توانیم شادی کنیم، می‌توانیم غمگین شویم، می‌توانیم دعوا کنیم. می‌توانیم در عروسی خواهر و برادرش لباس‌های خوب‌مان را بپوشیم و فکر کنیم عروسی خواهر و برادر خودمان است و اگر عزیزی از عزیزان دوستان‌مان مرد لباس سیاه بپوشیم و خودمان را صاحب عزا بدانیم. با دوستان‌مان می‌توانیم قدم بزنیم می‌توانیم نصف شب زنگ بزنیم و بگوییم: پاشو بیا این‌جا و اگر دوستمان پرسید چی شده؟ بگوییم: حرف نزن فقط بیا و وقتی دوست‌مان بی‌هیچ حرفی آمد خیال‌مان راحت باشد که در این دنیا تنها نیستیم. با دوستانمان می‌توانیم حرف نزنیم کاری نکنیم جایی نرویم و فقط از این‌که هستند خوشحال و خوشبخت باشیم.


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
saiideh70
saiideh70
٩١/٠٩/١٤
١
٠
دلم یه دوست واقعی میخواد
h-nafahm
h-nafahm
٩١/٠٩/١٤
١
٠
شاعر میگه یک نفس با دوست بودن هم نفس آرزوی عاشقان این است و بس
mahshid
mahshid
٩١/٠٩/١٤
٠
٠
کاشکی از این دوست ها هم پیدا میشد
sahar
sahar
٩١/٠٩/١٤
٠
٠
همیشه دوست داشتم یک همچین دوستی داشته باشم
ٍS_Momtaz
ٍS_Momtaz
٩١/٠٩/١٩
٠
٠
دوست یعنی یه راه دو طرفه٬ یه قدم من یه قدم تو ؛ اما بدون شمارش و حساب و کتاب دوست یعنی جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمی شه دوست يعني هموني كه سروش صحت ميگه
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات