کاری کنم برای دلهای‌مان!
حرف‌ها انگار خشکیده در گلو

کاری کنم برای دلهای‌مان!

نویسنده : لاکپشت

تا حالا شده

که حرف‌هایت انگار بخشکد در گلو؟!

چیزی چنگ بزند ته وجودت را

و تو از درون آرام آرام بسوزی ...

بی آن‌که دودی بلند شود از اندامت؟

بی آن‌که حتی به فکر کسی خطور کند

که داری ته می‌کشی؟!

مرا ببین !

شاید تو ببینی در من

که چگونه دارم می‌سوزم ...

حالا که کاری از دست کسی بر نمی‌آید

کاش خدا دست‌هایش را به من قرض می‌داد

تا کاری کنم برای دلهای‌مان ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/٣٠
٠
٠
قشنگ بود ممنونم
t.m
t.m
٩٢/٠٤/٣٠
٠
٠
آره واقن... بعضی وقتا اصن حرفام رسوب میکنه تو گلوم..
milad vilsoon
milad vilsoon
٩٢/٠٤/٣٠
٠
٠
زیبا بود مرررررسی
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٤/٣٠
٠
٠
هههههی زندگی...واقعا زیبا بود ممنون
sahar
sahar
٩٢/٠٤/٣٠
٠
٠
کاش خدا دست‌هایش را به من قرض می‌داد،تا کاری کنم برای دلهای‌مان ...ممونم.زیبا بود
maede
maede
٩٢/٠٤/٣٠
٠
٠
زیاااااااااااااد!همیشه همینطورم.ظاهر_آروم با وجود غوغایی که درونمه...اکثر حرفا و فریادها تو گلوم خفه شده....دست خودم نیس-نمیتونم جور دیگه ای باشم!
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٣٠
٠
٠
هعــــــــی....ممنون...
پسر ایرونی
پسر ایرونی
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
ممنون
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
مرسی زیبا بود
باران
باران
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
ممنون
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
کاش خدا دست‌هایش را به من قرض می‌داد واقعا زیبا بود .سپاس
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
زیباااااااااااااااااا :) ممنون :)
سردار
سردار
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
آخرش رو نفمهیدم ، یعنی چی ؟
عاطفه
عاطفه
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
ممنون.زیبابود
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
کاش خدا دست‌هایش را به من قرض می‌دادمغسی
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
خیلی زیبا بود کاش خدا کمک کند تا بلند شویم
سارا
سارا
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
ممنون
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
اوخیش!
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
ممنون
ati200
ati200
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
مرسی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات