این روزها قتل و قاتلی ارزان شده
مصاحبه با خانم شیرزاد!

این روزها قتل و قاتلی ارزان شده

نویسنده : h-hidarpoor

سلام و دو صد بدرود. از آن جایی که این روزها قتل و قاتلی ارزان شده و هرکسی برای خودش یک چاقو بر می‌دارد و می‌افتد به جان مردم، و از آن جایی که سریال «ساختمان پزشکان» هم از IFILM بازپخش شد و یکی از قسمت‌هایش هم در مورد قاتل سریالی روانشناسان بود، بر آن شدم تا در مورد ربط این دو موضوع با دست اندرکاران این سریال مصاحبه کنم! اما به جز خانم شیرزاد بقیه بازیگران و عوامل فیلم حاضر به گفت‌وگو نشدند، این شد که با خانم شیرزاد گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.

 

من: سلام خانم شیرزاد، برای اولین سوال می‌خواستم نظرتان را در مورد قتل داداشی بپرسم؟!

خانم شیرزاد: ای واااااای.... ای واااااای! بدبخت شدم، بیچاره شدم! داداشی من رو کشتن، ای اای...

 

من: چیه خانم شیرزاد! دادشی شما کیه؟! روح ا... داداشی قوی‌ترین مرد ایران را می‌گویم!

خانم شیرزاد: اوا! خب این رو از اول بگید! آدم این هم اعصابش رو خرد می‌کنه، این همه داد و هوار! صدام می‌گیره آقا! مقتول کی بوده حالا؟

 

من: مقتول که روح الله داداشی بوده! اما قاتل‌ها را دستگیر کردند!

خانم شیرزاد: (در حالی که دستش را نزدیک دهانش می‌گیرد) هه هه هه! اِوا من همیشه قاتل و مقتول! رایانه و یارانه! سامانه و پایانه رو اشتباه می‌کنم! ببخشید. تو رو خدا!

 

من: بالاخره نظرتان را نگفتید خانم شیرزاد!!

خانم شیرزاد: من باید فکرهام رو بکنم! آخه مسئله ساده‌ای که نیست! مسئله یک عمر زندگیه آقاو.

 

من: خانم شیرزاد نظرتان را در مورد ربط قتل داداشی با ساختمان پزشکان می‌گویید!

خانم شیرزاد: آها!  اساسا! این قتل‌ها کار همون قاتل تلویزیونیه! همونی که دکتر روانشناس‌ها رو می‌کشه!

 

من: نه خانم شیرزاد کار آن‌ها نیست!

خانم شیرزاد: خُب پس، دیگه همه چی تموم شد آقای مجری! قاسمی، دستبند!

 

من: این چه کاریه خانم شیرزاد! من آبرو دارم! دستبند چیه؟! اصلا غلط کردم!

خانم شیرزاد: نه آقای مجری! همه‌تون اولش همین رو می‌گید! قاسمی دستبند!

 

من: خُب به عنوان حرف آخر یک جمله بگویید؟!

خانم شیرزاد (در حالی که به شدت تحت تاثیر قرار گرفته): من... من به عنوان یک انسان! و از طرف صنف شریف منشی‌ها، به تمام مقتولین!! نصیحت می‌کنم که برنامه ما رو ببینند و بعد بیایند برای دکتر افشار وقت روان شناسی بگیرند و بعد بروند یک نفر را به راحتی و با آرامش خاطر قاتل! کنند.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
هار هاااااااار هااااااااار *:) یعنی عاشقشم *:)
korosh
korosh
٩٢/١٠/٢٩
١
٠
واااا خانوم شیرزاد یکم مفزش معکوس زده هاا !!!!! مرسی ... اگه به جای این که هر بار بنویسین (( من )) (( خانوم شیرزاد )) از خط فاصله استفاده میکردین بهتر بود :)) مرسی
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
سلام بزرگوار/ ممنون ... متن برای حدود دو سال پیش است و فکر کنم خود مدیر سایت این "من" رو اضافه کرده وگرنه ما خودمون رو همون خط تیره ای بیش نمی دانیم!!!!
korosh
korosh
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
:))))
Paeez
Paeez
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
جــــــآن آدما ارزان شده:(قتل زیاد !همه بی اعصاب شدن قتل هم در اثر همین فشار های عصبی و کنترل نکردنش !خانم شیرزاد هم درست میگن روان شناسی باید !مرسی!
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
اوخی یاد خانم شیرزاد بخیر.....
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
خخخخخخخ مرسی خیلی خوب بود :))
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
من خیلی خانوم شیرزاد رو دوس میداشتم یادش بخیر ...تشکر از شما
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/١٠/٣٠
٢
٠
الان درمورد قتل بگم یا خانم شیرزاد؟؟درمورد خانوم شیرزاد که حرفی ندارم.در مورد قتل.تا موقعی که توی خیابون انواع چاقو ریخته و مسئولین رو هم نگم که چیکار میکنن بهتره انواع قتل با همین چاقو اتفاق میفته.درمورد سلاح گرمم که چیزی نمیگم.فقط متاسفم برای اون نفراتی که لباس نیروی انتظامی رو میپوشن و میترسن جلوی این افراد رو بگیرن.
امیرمحمّد بهارفروش
امیرمحمّد بهارفروش
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
ممنون.خیلی عالی بود. حتما باید این متن در سریال ساخته می شد. به قول عمو پورنگ : به جان خودم..:))))
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
واقعااااااااااااااااااااااااااااااااااااا:))))))
m_shekofte
m_shekofte
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
خیلی جالب بود ،ممنون
faeze
faeze
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
خخخخ خیلی بامزه بود ممنون:))
faeze
faeze
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
روح روح ا...داداشی شاد...مرد بزرگی بود...
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
آقای حیدر پور تازه میخواستم بهتون بگم که کیفیت مطلب هاتون داره افت میکنه و این مطلب به زیبایی سایر مطالبتون نیست که دیدم نوشتین این مطلب مال دو سال پیشه..این یعنی پیشرفت خوبی داشتین...ممنون از شما
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
سلام بزرگوار/ ممنون از لطف و دقت نظر همیشگی تون...
سهره
سهره
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
خخخخ....خیلی بامزه بود مرسی
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
مرسی جناب :)) خیلی خوبه ممنون :))
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
برای خانوم شیرزاد : :خخخخخخخخخخخخخخ | اما مرحوم داداشی... | خیلی ممنونم.
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
سلام بزرگوار/ ما هم ممنونیم...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
من خیلی شخصیتشو دوست داشتم...جالب بود...ممنون :)
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ عالی بوود......متشکرم:)
mahshid
mahshid
٩٢/١١/٠١
٠
٠
مری جالب بود
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣