یک خانواده دوم
وقتی که ما یک خانواده می‌شویم

یک خانواده دوم

نویسنده : محمد امین شرکت اول

هر کسی از یک طریقی به این‌جا می‌آید، از تبلت و موبایل گرفته تا کامپیوترهای خانگی. اولش از گفتن جمله‌های دلی برای همدیگر شروع شد، بعدش هم سلام و علیکی و همین طور روابط‌مان نزدیک‌تر می‌شد تا این‌که شدیم دوست، رفیق و شاید ده‌ها خواهر و برادر(ادمین جان البته دخترا با دخترا، پسرا با پسرا :))، هر روز هم چند نفری به این جمع اضافه می‌شوند.

هر روز با جیم بیدار می‌شویم و با جیم به خواب می‌رویم. از اتفاق‌هایی که در طول روز برای‌مان می‌افتد برای همدیگر می‌گوییم، در مورد خیلی موضوع‌ها با هم بحث می‌کنیم، قهر می‌کنیم، آشتی می‌کنیم، می‌خندیم، گریه می‌کنیم. با غم یکی‌مان همه غمگین می‌شند، با شادی‌مان هم همه شاد.

با اینکه من زیاد در تخته چیزی نمی‌‌نویسم ولی خیلی وقت‌ها می‌آیم و مطلب‌های بقیه را می‌خوانم، دیگر جیم هم دارد برای همه ما به یک خانواده تبدیل می‌شود یک خانواده دوم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/٢٥
٠
٠
اره واقعا.....منکه خیلی به اینجا عادت کردم و خوشحالم از داشتن دوستای خوبی مثل شماها(:
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠٣/٢٥
٠
٠
ممنون برادر محمد امین..لطف کردی ...مطلبت به دل مان نشست ..
باران
باران
٩٢/٠٣/٢٥
٠
٠
ممنون اره درسته
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/٢٥
٠
٠
آره دقیقا شده برامون یه خونواده..... خیلی ممنونم....
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢٥
٠
٠
آره واقعا من که باجیم بیدار میشم و باهاش می خوابم خیلی وابسته شدم البته برای من جیم خانواده اول و آخره:)))
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
نه دیگه من باهاش نمیخوابم...فقط بیدار میشم!
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٢٥
٠
٠
اره اما من هم این روزا رو قبلا تجربه کردم هم روزای جدا شدنشو
maede_kashiyan
maede_kashiyan
٩٢/٠٣/٢٥
٠
٠
آره به اینجا عادت کردم و فضاشو واقعا دوس دارم و یه مدت به خاطر امتحانا نبودم خداییش دلم واسه جـــــیــــــم تنگیده بود:)
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
منم عادت کردم....واقعا خیلی فضای خوبیه...امیدوارم همیشه باشه
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
دیگه تو مدارس باید بگن،خانه ی دوم جیمه و خونه ی سوم مدرسه....ممنون
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
اره اما بعضی ها توش ناپیدان . سپاس
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
مثلاً ؟!؟!!؟!؟!؟!؟
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
خانواده پنج شیشم جیم ..قبل ش هم هستن
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٢٧
٠
٠
:دی :)))))))
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
مغسی ............جیم همیشه جیمه
ali007
ali007
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
ممنون و متشکر .
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
عجب خانواده ای خخخ
nika
nika
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
مرسی
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
بله
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/٢٧
٠
٠
هنوز به آن حد نرسیده برای من
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠