هداياي خانمان سوز

هداياي خانمان سوز

نویسنده : m_samaei

هديه دادن و هديه گرفتن از مواردي است كه بسيار به آن اشاره شده و انسان‌ها براي استحكام پايه‌هاي دوستي خود مي‌توانند از اين راه بهره‌هاي فراواني كسب كنند. از سیره‌های عملی رسول مکرم اسلام(ص) دادن هدیه و گرفتن آن از دیگران بوده است. اما بنابر روایاتی که از حضرتشان رسیده است، این کار نباید توأم با زحمت و مشقت برای خود و دیگران شود؛ زیرا هدف از این کار، ایجاد انس و الفت است و اگر به آداب و شرایط آن توجه نشود به نتیجه مطلوب نمی‌رسیم. در باب انتخاب هديه بايد ملاك‌هايي را در نظر بگيريم. ملاك‌هايي از قبيل جنسيت، سن، ميزان ارتباطي كه با شخص مورد نظرداريد، سلايق و علاقه‌هاي وي در انتخاب هديه و در صورت آگاهي و اشراف كامل به موارد ذكر شده مي‌توان با انتخاب يك هديه مناسب، به اثر گذاري آن اميدوار بود.

در ميان انواع هديه‌هايي كه سفارش بسياري شده است. يك نوع هديه وجود دارد كه علاوه بر اين‌كه ثوابي براي فرستنده و گيرنده ثبت نمي‌گردد، بلكه عقوبت بسياري را برايش در نظر مي‌گيرند. اين هديه به نام رشوه معروف است و در برخي مكان‌ها قابليت تبديل نام به هديه را هم دارد! بسته به ميزان قيمت شخص گيرنده، يك حركت سينوسي را به دنبال خواهد داشت. بعضا ديده شده است رشوه با نام‌هايي از قبيل حق‌العمل‌كاري، كميسيون و... نامگذاري مي‌شود، در مقابل اين هديه خلاف واقعي صورت مي‌گيرد و به واسطه ظلمي نهان بي‌عدالتي گسترش پيدا مي‌كند.

شايد بتوان گفت جرم رشوه از قديمي‌ترين جرايم تاريخ كيفري بشر است. سابقه تاريخي اين جرم به زمان تشكيل اولين دولت‌ها و ساختار ديوان سالاري در سطح جهان بازمي‌گردد. حكومت‌ها نيز چون اين جرم را مخل نظم و موجب بي‌اعتمادي مردم به حاكميت مي‌دانستند مجازات‌هاي بسيار سنگيني براي آن‌ها در نظر گرفتند به عنوان مثال هردوت مورخ بزرگ يوناني در كتاب خود آورده است كه كمبوجيه ، دومين پادشاه هخامنشي دستور داد تا يكي از قضات بزرگ به نام سيسامنس را به جرم دريافت رشوه اعدام كنند، پوست از تنش جدا كنند و آن پوست را بر مسند قضاوت پهن كنند سپس پسر قاضي را به جاي او منصوب كرد و به او ياد آوري كرد كه بر چه جايي نشسته است.


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
هم سطر ، هم سپید
هم سطر ، هم سپید
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
با رشوه حق بقیه ضایع می شه.ممنون.
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات