زیر گنبد کبود
داستان زندگی

زیر گنبد کبود

نویسنده : لاکپشت

زیر گنبد کبود

جز من و خدا

کسی نبود

روزگار

روبه راه بود

هیچ چیز

نه سفید و نه سیاه بود

 

زیر گنبد کبود

بازی خدا

نیمه کاره مانده بود

واژهای نبود و هیچ کس

شعری از خدا نخوانده بود

تا که او مرا برای بازی خودش

انتخاب کرد

توی گوش من یواش گفت:

«تو دعای کوچک منی»

بعد هم مرا

مستجاب کرد

پرده ها کنار رفت

خود به خود

با شروع بازی من و خدا

عشق افتتاح شد

 

سال‌هاست

اسم بازی من و خدا

زندگی ست

هیچ چیز

مثل بازی قشنگ ما

عجیب نیست

بازی که ساده است و سخت

مثل بازی بهار با درخت

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
خیلی قشنگ بود ممنونم
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
عالی....سپاسگزارم...
sahar
sahar
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
خیلی زیبا بود.ممنون...یاد یکی از اشعار عرفان نظرآهاری افتادم
وصال
وصال
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
زیبا بود ممنون
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
توصیف تولد بود؟؟؟خیلی جالب بود
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
زیبا بود مرسی
R-Rad
R-Rad
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
جالب
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
سپاس
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
بسیاار عالیی
maede_kashiyan
maede_kashiyan
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
خیلی توصیف قشنگی بود.
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
خيلي زيبا بود
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
خیلی قشنگ بود :)))))))))) مچکر
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
به به چه زیبا بود
فرشته کوچولو
فرشته کوچولو
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
خیلی قشنگ بود عزیزم:)
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
واقعا زیبا بود .سپاس
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
الهی چقدر قشنگ بود ممنون
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
خيلي هم عالي :)
باران
باران
٩٢/٠٤/٢١
٠
٠
ممنون
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/٢١
٠
٠
سبکش خيلي شبيه به عرفان نظرآهاري بود...زيبا بود
javad agha
javad agha
٩٢/٠٤/٢١
٠
٠
سپاس
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/٢١
٠
٠
مغسی زیبا و دلنشین بود
Mahnaz
Mahnaz
٩٢/٠٤/٢١
٠
٠
مرسی...عالی....
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٤/٢١
٠
٠
خیلی قشنگ و زیبا بود....دوسش داشتم...ممنون
ss
ss
٩٢/٠٤/٢١
٠
٠
ممنون
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٢٢
٠
٠
چقدر قشنگ
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
تبلیغات
تبلیغات