خدا از سر تقصیرات ما بگذرد!
من و دبیر هندسه

خدا از سر تقصیرات ما بگذرد!

نویسنده : هورام

من هر دفه خوابم نمی‌برد، سریع یاد کلاس هندسه‌مان می‌افتم! اصلا به این استادمان آلرژی گرفتم، هر دفه می‌بینمش خمیازه‌ای است که پشت سر هم می‌کشم. نمی‌دانم این لامصب چه حسی است؟!

نگاهش که می‌کنم، انگاری به یک بسته دیازپام و کلونازپام نگاه انداخته‌ام. حالا بماند که شب، قبل از خواب اول یک یادی از تکه کلامش می‌کنم و یه دل سیر می‌خندم و بعد می‌خوابم!

بنده خدا جلسه اول که آمده بود، بعد از این که مبحثش را تمام کرد، برداشت گفت: «خانما... اگر سواله دِرِن بُپُرسِن.».

من هم نه بردم، نه آوردم؛ گفتم: استاد، سواله نِدِرِم...

عاقا جای شما خالی، می‌گویم شما از این استادها ندارید؟ جان خودم نعمت هستند!

خدا از سر تقصیرات ما بگذرد والا...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
خخخخ ما هم از این کارها کردیم خدا ما رو هم ببخشه!
هورام
هورام
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
خدا هدایتمان کند....:)
t.m
t.m
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
دبیر هندسه ی ماهم هویجوری بود:| ینی دقیقن سره کلاسش خاب بودیم:|
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
هه!استادت چیزی بهت نگفت اصلا؟؟!! چرامام یه خانوم هالو داشتیم دبیرادبیات جاتون خالی.وااای یه کاراسرکلاسش میکردیم!!
هورام
هورام
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
نه بابا یه پا انگلستانی بودم واسه خودم..کی جرئت داش چیزی بگه..همچی آدم با جذبه ای بودم...:0
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
اخ اخ دبيرا هندسه .......هيييييييي....واقعا خدا از سره تقصيراتمون بگذره
سیاسفید
سیاسفید
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
مایه دبیرهندسه تودبیرستان داشتیم،سرکلاسش نفس می کشیدیم ازکلاس مینداختمون بیرون!!!یه بارمن سرکلاسش بیسکویت میخوردم ،اولش که میخواس بانگاش منوبخوره تایکی دوسه ماهم چپ چپ نگامیکردکه ینی توهمونی که داشتی سرکلاس من بیسکویت میخوردی!!!!!فقط نمدونم چجوری شدمنوننداخ بیرون ازکلاس!!!!ولی بنده خداکیلویی نمره میداد!!!کیلویی هم کم میکرد!خوردخوردتوبساطش نبودکلا!!!!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
دقیقا البته با این تفاوت که دبیر ریاضی بود .
هورام
هورام
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
اووووه....ما خیار سر کلاس میخوردیم کی جرئت داشت چیزی بگه؟؟؟؟کلا حکومت استکباری داشتیم...یه دبیر هندسه هم داشتیم بهش آدامس میدادی بهت نمره میداد..:)))
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
معلم هندسه ی ما به تَساوی میگفت...تِساوی....هـــعــــی...چه روزایی که بهش نخندیدیم...خدا ازمون بگذره که معلما رو بیچاره کردیم...:دی
هورام
هورام
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
دمتون گرم..:)))
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
خخخخخخ :))))))))))))))))))))))))))))))))))))) چطوری با این دبیر خوابتون می برده ؟ :)
هورام
هورام
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
اینجوری |)
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
به نظر دبیر با نمک ی بوده !!!
هورام
هورام
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
آره بابا بنظرم گلوله ی نمک بوده بعد دست و پا درآورده..:)
tanha
tanha
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
:)))
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
اصن هر چی به ریاضی ربط داره ، بی ربطه!!!منم نمی دونم چرا رفتم این رشته!!
هورام
هورام
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
منم هم...:)))) راستی دیفرانسیلم به یه دردی میخوره...من با جزوه هاش شیشه هارو تمیز کردم..خخخ:)))
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
چرا ما داشتیم زیاد :))) خدا خیرشون بده :)))
هورام
هورام
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
خدا خیرشون بده که موجبات شادیه مارو فراهم میکنن عایا؟؟هـــــــــااااع؟؟
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
خخخخخخخخ..آره ماهم خیلی دست انداختیم از این معلما :)))))))))))
هورام
هورام
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
خدا از سر تقصیرات همه ی ما بگذرد...پس...:))
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
خجالت نِمکشی معلمتو مسخره میکنی؟! :| بی تلبیت! ... یه ذره از من یاد بگیر ... دخدره خوبی باش! :)))))) رفیق ناباب!
هورام
هورام
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
از تو که ترقه جلوی پای معلم میندازی خیلی بهتره...:0
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
وصال
وصال
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
:))
هورام
هورام
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
:)))))
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
چه جالب من که ازاین مدل معلما نداشتم:))
هورام
هورام
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
حیف شده...خیلی میچسبید...:)))
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
دقیقا مث دبیر عربی من :|
هورام
هورام
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
پس شومام به این درجه نائل شدین؟؟؟؟:)))
jalal
jalal
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
از این نوع معلم ها نداشتم
هورام
هورام
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
حیـــــــــــــــــــــــــــــفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...:))))
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
از این معلماداشتم تا دلتون بخواد مثل دبیر ریاضی( البته اینو ما خیلی اذیتش کردیم ) فوق برنامه زبان تو مدرسه (یادش به خیر) فیزیک .شیمی .زبان ..........یادشون به خیر ............خدا از سر تقصیرات ما بگذرد
هورام
هورام
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
پس همه ی دبیراتون ازین قرار که بوش میاد از شما یه فیضی بردن...:)))
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات