«کوری»
کتابی خواندنی اثر ژوزه ساراماگو

«کوری»

نویسنده : mah-tkh

رمان کوری توسط ژوزه ساراماگو نویسنده صاحب سبک پرتقالی نوشته شده که در سال ۱۹۹۸ برنده جایزه نوبل شد. مینو مشیری مترجم کتاب در مقدمه کتاب می‌گوید:
کوری- یک رمان خاص و یک اثر تمثیلی بیرون از حصار زمان و مکان و یک اثر معترضانه اجتماعی- سیاسی که آشتفتگی اجتماع و انسان‌های سردرگم را در دایره افکار خویش و مناسبات اجتماعی تصویر می‌کند.

در یک کلام ساده دغدغه عمده ذهن ساراماگو در این رمان فلسفی مسئله سرگشتگی انسان و واکنش‌های آنان بررسی می‌شود. نقد خشونت- میلیتاریسم - اطاعت کورکورانه و دیکتاتوری و سیر تاریخی آن از دیگر ویژگی‌های این رمان است. در شهری که اپیدمی وحشتناک کوری - نه کوری سیاه و تاریک که کوری سفید و تابناک - شیوع پیدا می‌کند و نمی‌دانیم کجاست و می‌تواند هر جایی باشد. ساراماگو در کوری تعهد و باور عمیق خود را به عدالت اجتماعی- احترام به خرد و عقل سلیم همراه با تزکیه روح و جسم که تنها راه ضمانت پایدار ماندن هر جامه‌ای است مطرح می‌کند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٢٧
٢
٠
سپاس
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/٢٧
١
٠
خیلی وقت پیش خوندمش... مرسی.....
morteza-d
morteza-d
٩٢/٠٣/٢٧
١
٠
منم خوندمش کتاب خوبیه. ممنون
نگارا
نگارا
٩٢/٠٣/٢٧
١
٠
تعريفشو شنيدم حتما مرم دنبالش بخونم
mah-tkh
mah-tkh
٩٢/٠٣/٢٧
٠
٠
خوشحالم که خوشتون اومده! ارزش خوندم داره!
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٣/٢٧
٠
٠
ممنون...
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/٢٧
١
٠
واقعا ارزش خواندن را دارد.چهار سال قبل خواندمش
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٣/٢٧
٠
٠
اگه گيرم اومد ميخونمش
باران
باران
٩٢/٠٣/٢٧
١
٠
این رمانو باید قبل مرگ خوند
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٢٨
٠
٠
پنج سال پيش خوندمش ولي علي ايحال دست شما مرسي!!!!!
maede_kashiyan
maede_kashiyan
٩٢/٠٣/٢٨
١
٠
بچه ها هم تعریف کردن!ممنون از پیشنهادتون.
نازی
نازی
٩٢/٠٣/٢٨
١
٠
یکسالی هست که تو کتابخونس ...حتماً میرم سر وقتش و خواهم خوند...ممنون
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/٢٨
١
٠
تشکر....میخونمش به موقع!!
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٢٨
١
٠
مرسی
Niva
Niva
٩٢/٠٣/٢٨
٠
٠
ممنون از معرفی
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/٢٨
٠
٠
سعی میکنم بخونمش مغسی
sorme
sorme
٩٢/٠٣/٢٨
٠
٠
ممنون
nika
nika
٩٢/٠٣/٢٨
٠
٠
مرسی
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
ممنونم گیر بیارم میخونم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
تبلیغات
تبلیغات