می‌کنم شکر که بر جور دوامی داری
مجموعه‌اي شعرهاي محبوب شما كه براي ما ارسال كرده‌ايد

می‌کنم شکر که بر جور دوامی داری

نویسنده : مهدیه جوادی

saiideh70:
یک لحظه بایست.
در کوچه کودکی هنوز،
طنین صدایم با خنده‌هایت را باران
زمزمه می‌کند!
-------------------------
parisa:
تحمل!
چه واژه غریبی در بین آدم‌های بیقرار روی زمین...
و عجله... 
چه واژه مانوسی با مردم...
انگار شده مشق هر شبه این آدم‌ها
-------------------------
parisa:
گاهی وقتا دوست نداری هیچ کس را ببینی...
با کسی حرف بزنی...
دوست نداری کاری انجام بدهی...
فقط دوست داری بشینی یك گوشه و به یك نقطه خیره بشوی...
آن وقت است که آن یك نقطه می‌شود بدترین و نحس‌ترین جایی که تا حالا دیده‌ای...
-------------------------
افسانه بانو:
دلم گرفته
از همه چیز و همه کس
حتی، حتی از خودم
دلم که می‌گیرد
اشک می‌شود همدمم
آه می‌شود هم آغوشم
خدایا ناشکری نه
ناشکری نمی‌کنم
فقط گاهی دلم می‌گیرد
و تو خودت میدانی
که تا هستی
زود خوب می‌شوم
زود زود...   
-------------------------
افسانه بانو:
چرا چشم‌هايش این‌قدر برق می‌زد
نکند اشک بود توي چشمانش که این‌طور
آتشم می‌زد
-------------------------
افسانه بانو:
تمام زندگی را افسانه کردم
تمام افسانه‌هايم را دوره کردم
تو بودی همان که
در اوج بی‌کسی فریادت کردم
-------------------------
افسانه بانو:
پنجره را باز می‌کنم
صدای باران می‌آید
زیر باران با تو بودن
را دوست خواهم داشت
من با تو زیر باران   
افسانه خواهم ساخت
-------------------------
افسانه بانو:
تو افسونگری ای افسانه من
تو آرزوی دل دیوانه من
هم چون نور امیدی
-------------------------
چطور می‌شود قلبی را پنهان کرد
که این همه عاشق است
خبر مرگت را که آوردند
تو نبودی
هر بادی که می‌گذشت
پرده دلم را تکان می‌داد
تو مرده‌ای
و من هنوز
نگران چین پیشانی‌ات هستم
 غلامرضا بروسان
 -------------------------
 سکوت کرده‌ام
که فراموشت کنم
شهاب مقربین
-------------------------
 گر دری میان ما بود
می‌کوفتم
درهم می‌کوفتم
اگر میان ما دیواری بود
بالا می‌رفتم پایین می‌آمدم
فرو می‌ریختم
اگر کوه بود دریا بود
پا می‌گذاشتم
بر نقشه‌ جهان و
نقشه‌ای دیگر می‌کشیدم
اما میان ما هیچ نیست
هیچ
و تنها با هیچ
هیچ کاری نمی‌شود کرد
شهاب مقربین
-------------------------
 من از این‌جا خواهم رفت
و فرقی هم نمی‌کند
که فانوسی داشته باشم یا نه
کسی که می‌گریزد
از گم شدن نمی‌ترسد.
رسول یونان
 -------------------------
چون به هنگامِ وفا هیچ ثباتی‌ت نبود
می‌کنم شکر که بر جور دوامی داری
حافظ
-------------------------
 عهد گفتی مشکن تا بِبُرم مهر رقیبان
نه تو آن مهر بُریدی و نه من آن عهد شکستم
مجمراصفهانی
-------------------------
گاهی بسوی مسجد و گاهی به میکده
ای عشق دربه‌در به کجا می‌کشانیم؟
بهادر یگانه
-------------------------
به دلم غم عشق تو ایام نهاد
تو دگر داغ غم هجر بجانم مگذار
محمد گلبن
 -------------------------
فریاد من ز سینه نالان خویش نیست
چون نی، دلم ز درد دل دیگران پر است
امیری فیروز کوهی
-------------------------
 چو میوه زحمت خود را، به دوش شاخه منه
رضا مشو، که شوی در زمانه بار کسی
دیوانه قمشه‌ای
 -------------------------
 مرا روز قیامت غمی که هست اینست
که روی مردم دنیا دوباره باید دید
صائب تبریزی


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mhv1994
mhv1994
٩١/٠٨/٢٩
٢
٠
چرا از اشعار سعید بیابانکی- فاضل نظری - علی رضا بدیع و . . . استفاده نمی کنید
m_kabiri
m_kabiri
٩١/٠٨/٢٩
٣
٠
اگردردیده ی مجنون نشینی به غیرازخوبی لیلی نبینی
اریانا
اریانا
٩١/٠٨/٢٩
٢
٠
عشق مقدس است مانندارامگاهی که در ان عبادت میکنیم پاک است مانندنوزادی که تازه متولد شده است قابل پرستش است مانند خدایی که ان را میپرستیم ماننددریاست اما وقتی مهر اسمان در دل دریا ذمی افتد دریا رنگ ابی به خود میگیرد چقدر خوب است که دلمان راازکینه ونفرت خالی کنیم وبجای ان عشق به محیط خدا خانوادهودوستان را بگنجانیم اشعارخودم اریانا
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٨/٢٩
١
٠
کسی نیست! بیا زندگی را بدزدیم آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم
h - razavi
h - razavi
٩١/٠٨/٣٠
١
٠
بر شیشه عنکبوتِ درشتِ شکستگی / تاری تنیده بود / الماس چشم های تو بر شیشه خط کشید / وان شیشه در سکوتِ درختان شکست و ریخت / چشم تو ماند و ماه / وین هر دو دوختند به چشمان من نگاه نادر نادرپور
sahar
sahar
٩١/٠٨/٣٠
٠
٠
زندگی ساعت تفریحی نیست/ که فقط با بازی/ یا با خوردن آجیل و خوراک/ بگذرانیم آن را/ هیچ می دانی آیا/ ساعت بعد چه درسی داریم؟/زنگ اول دینی/ آخرین زنگ حساب/ سلمان هراتی
زهره
زهره
٩١/٠٩/٠١
٠
٠
خدایا من این دنیای تو را دیدم و این اشنایی را هرگز نه من و نه تو فراموش نخواهیم کرد . بیژن جلالی
زهره
زهره
٩١/٠٩/٠١
٠
٠
همه چیز می گذرد من این را به تجربه دریافته ام فقط شادی است که همیشه می ماند . بیژن جلالی
زهره
زهره
٩١/٠٩/٠١
٠
٠
طوری نیست خرد خمیرم فقط همین / کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین / از هرچه هست ونیست گذشتم ولی هنوز / در مرز چشم های تو گیرم فقط همین / با دیدنت زبان دلم بند امده است / شاعر شدم که لال نمیرم فقط همین .
هم سطر ، هم سپید
هم سطر ، هم سپید
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
آخری فوق العاده بود به نظرم.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤