قدر مجاور بودنت را بدان

قدر مجاور بودنت را بدان

نویسنده : شاهدخت

** صبح/ ساعت 8:30 / مشهد.
سرمیز صبحانه نشسته‌ام و مشغول تماشای تلویزیون‌ام. دارد تصاویری از حرم پخش می‌کند. یکهو دلم می‌گیرد. احساس می‌کنم دلتنگ آقا شده‌ام. چشمم به قاب تلویزیون دوخته شده و ذهنم پرسه می‌زند در راهروهای نورانی رواق حرم، همان رواق همیشگی که هر بار همان‌جا با امام خلوت می‌کنم...
یک حساب سرانگشتی می‌کنم . امروز شکر خدا سرم خلوت است. کلاس ندارم. خب انگار همه چیز خود به خود جفت و جور شد.
ساعت تقریبا از 9 گذشته است که از خانه بیرون می‌‌زنم. از خانه تا حرم، با احتساب ترافیک و پیاده روی و... خانه پرش یک ساعت و نیم راه است. ساعت حدودا 10 و نیم است که در یکی از اتاقک‌های رواق جای می‌گیرم. بعدش نماز را به جماعت می‌خوانم. کمی دعا و زیارت و...
با قلبی سبک و دلی لبریز از شادی از حرم بازمی‌گردم. ساعت یک خانه‌ام.


 ** صبح همان روز / ساعت8:30  / یک شهر دور
سرمیز صبحانه نشسته‌ام و مشغول تماشای تلویزیونم. دارد تصاویری از حرم پخش می‌کند. یکهو دلم می‌گیرد. احساس می‌کنم دلتنگ آقا شده‌ام. چشمم به قاب تلویزیون دوخته شده و ذهنم به روزی سفر می‌کند که برای اولین بار پا در صحن حرم گذاشتم. چه روز زیبایی بود و چقدر این خاطره از امروز من فاصله دارد. الان تقریبا 7 سال است که مشهد نرفته‌ام. انگار هیچ چیز جفت و جور نمی‌شود. یا پول کافی برای سفر ندارم یا وقتش را. آخر حرف یکی دو ساعت راه که نیست. کم کم 2 روز راه است....
با دلی شکسته، زیر لب زیارت مخصوص را زمزمه می‌کنم. از خدا می‌خواهم یکی از همین روزها زیارت را قسمتم کند. هم پولش را بدهد و هم وقتش را.
ساعت تقریبا از 9 گذشته است که از خانه بیرون می‌زنم. می‌روم سر کلاس و... ساعت یک خانه‌ام.


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/٠٩/١٤
٣
٠
اخی...ایشالا....خدا قسمت همه بکنه زیارت امامایی که دوست دارن..ما اینجا نائب زیارشون میشیم..ایشال..خدا کربلا رو هم قسمت ما ندیده ها بکنه
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣