باز هم سوژه تکراری اعتیاد
ریشه این بلای خانمان سوز کجاست؟!

باز هم سوژه تکراری اعتیاد

نویسنده : sjalal

باز هم مساله و سوژه‌ای تکراری به نام اعتیاد، که مدام در مورد آن بحث و اظهار نظر می‌شود و هر کسی راهکاری برای این معضل پیشنهاد می‌کند. چند روز قبل یک آمار نگران کننده در مورد اعتیاد خواندم که متوسط سن اعتیاد در کشور ما به 13 سال کاهش یافته است و متاسفانه درصد اعتیاد جوانان افزایش یافته است و همچنین اعتیاد اصلی‌ترین عامل طلاق معرفی شده است.

اما جدا از این آمارها من شخصا در مراجعه به کیوسک مطبوعات مشاهده کردم که تعدادی از مراجعه کنندگان که بین آن‌ها حتی افراد زیر 16 سال هم دیده می‌شود برای خرید سیگار مراجعه می‌کنند و معلمی داشتم که می‌گفت در کلاس کنکوری در تهران تدریس می‌کرده و در کلاس‌هایش همیشه بوی آزار دهنده دود سیگار بوده است.

 

من با تعدادی از جوان‌های معتاد صحبت کردم و دلیل اعتیادشان را‌پرسیدم، یکی می‌گفت: بی‌توجهی خانواده‌ام، دیگری می‌گفت به خاطر تفریح و تفنن با دوستانم سیگار می‌کشم.

بنابراین معلوم می‌شود که گرایش به سمت اعتیاد دلایل متعددی دارد و به نظر من راهکار اصلی این معضل این است که ریشه اعتیاد را پیدا کنیم و با توجه به ریشه‌اش با آن برخورد کنیم. البته نه برخورد افراطی و یا احساسی، بلکه برخورد منطقی و معقول همراه با صبر و حوصله. البته من نمی‌خواهم به معتادان حق بدهم، چون درست است که مشکلات زیادی وجود دارد ولی این دلیل نمی‌شود که بخواهند خودشان و جامعه را تباه کنند.

 

همه ما مشکلات خاص خودمان را داریم و اگر بخواهیم این دلیل را قبول کنیم، پس باید همه ما معتاد شویم و جدا از این آیا اعتیاد باعث حل مشکلات می‌شود؟ به نظر من که مشکلی بر مشکلات اضافه می‌کند، این توجیهات پذیرفتنی و منطقی نیست.

نظرم این است که هم معتادان مقصر هستند، هم اطرافیان‌شان و البته ریشه اصلی اکثر و نه تمام جرم‌ها و فسادها را در فقر و بیکاری می‌دانم یعنی اگر این دو مشکل به طور اساسی حل شود، جرم‌ها و فسادها هم به طور محسوسی کم می‌شود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
درست می فرمایید بی توجهی خانواده ها خیلی مهمه!ممنون از مطلبتون
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
بله.........معتاد هیچ چیز نمی فهمه!معتاددددددددددددددددددددددددددد.واقعا چرا انقدر زیاد شده اند؟درسته که خانواده بیشتر از دوستان تاثیر دارند ولی دوستان ناباب می تواند ریشه ی اصلی باشد.یا تربیت نادرست.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
سلام: بهترین کار برای جلوگیری از اعتیاد آگاهی دادن به دانش آموزان در مدارس است که چند روز پیش شنیدم که برنامه های مفصلی در این باره دارند.امیدوارم روزی برسد که اثری ازاعتیادنبینیم.متشکرم
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
یه بار با یه نفر از این افراد صحبت میکردم که بعد متوجه شدم سیگاریه.ازش دلیل خواستم که چرا؟خلاصه اش اینه که یه ذره مشکلم تو زندگیش نداره اما برای کلاس گذاشتنه که سیگار میکشه.به نظرم این جور مشکلات میتونه بر اثر نداشتنه ایمان به خدا هم باشه.به خاطر مطلبتون ممنونم.
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
مگه سیگارکشیدن کلاس داره؟!؟! چ فکرایی میکنن ملت…
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
عقلا که از کار بیفته همینه دیگه.
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
خداییش این اعتیاد خانمان سوزه…مایکی از اقواممون باکلی ثروت وزندگی و شغل عالی معتاد شدالان ن زنی مونده براش ن زندگی…ازان همه ثروت هم فقط ی ماشین موندو ی خونه نقلی!!! هروقت میبینمش دلم کباب میشه…
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
امان از دوست ناباب.....سیگار نکشین خوب بده...اخه ...جیزه... ضلر داره....حالا من میگم شما گوش نکن....آی ننه جان!
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
سلام...به نظر بنده نهاد خانواده و سیستم آموزشی در این زمینه تاثیر دوسویه دارند ینی اگه این دو نهاد کارکردشان با موفقیت نسبی همراه باشه سطح و عمق اعتیاد در کشور کم میشه و از طرف دیگه اگر این نهادها خوب کار نکنند وضعیتی عکس پدیدار خواهد شد...ضمن اینکه نظر نویسنده هم درباره فقر و بیکاری درست است و این دو معضل مادر خیلی از معضلات است و واسه همین می باشد که ما در مملکت مان شاهد وضعیت بحرانی هستیم...و اما اینجا جا دارد که یک نکته دیگر را بگویم...در کشور ما به سادگی می توان مواد پیدا کرد این نشان دهنده این است که مسئولین و نیروهای مرزدار و پلیس مبارزه با مواد مخدر کارکردشان را به خوبی انجام نداده اند که ما شاهد ایت همه سیل مواد مخدر در کشورمان هستیم و گویی انگار هستند کسانی که از وجود این حجم مواد در کشور سود می برند...
MILAD
MILAD
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
بیشترشون واسه اینکه کم نیارن جلوی دوستاشون سیگار میکشن،چون نه گفتنو بلد نیستند!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
من معتاد نیستم خدارو شکر
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
هییییی... چی بگم ولی فکر میکنم مهمترین علتش نداشتن اعتماد به نفس و اعتماد به خدا باشه..
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
تبلیغات