به نفع علیرضا کنار می‌روم
اولین و آخرین متن تبلیغاتی افسانه بانو/ انتخابات ریاست کاربران سایت جیم

به نفع علیرضا کنار می‌روم

نویسنده : افسانه بانو

به نام او 

نمی‌دانم چه شد که در انتخابات ثبت نام کردم، اما بعد با خودم گفتم تایید صلاحیت نمی‌شوم، اما وقتی تایید صلاحیت شدم خب اولش خوشحال شدم اما بعد نه!

تصمیم گرفتم به نفع یکی کنار بروم ، برادر علیرضا را انتخاب کردم که لایق هستند، باشد که راه ایشان راه دوستی، ایثار و مهربانی باشد .

دوستدار همه شما

افسانه بانو

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
korosh
korosh
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
ایشالا دوره بعدی...خوش به حال علیرضا
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
انشاا...در دوره های بعدی...دوست داشتم ادامه میدادی.همیشه تو زندگیت موفق و خوشبخت باشی:)))
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
شما محبوب کاربرن جيم هستيد...تصميم تون هم براي شخص من محترمه...سپاس
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
موفق باشید
م-نص
م-نص
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
موفق باشین.سپاس
@نعیمه@
@نعیمه@
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
به احترام شما...سپاس
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
چی ترکیب جالبی : به نام او ............. افسانه بانو
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
با تشکر فراوان از شما افسانه بانو :)) امیدوارم همینطور که شما میگید باشم :)) زنده باد ایثار و مهربانی...
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
موفق باشین افسانه جان
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
موفق باشین افسانه بانو
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٣/٢١
٠
١
تو لایقی بیشتری داشتی تا یک پسر<ستاد حقوق از دختران>
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
بذارین من ترجمه کنم:تو لیاقتت از پسرا بیشتر بود(ستاد حمایت از حقوق بانوان)
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
ممنون از ترجمه رادمهر
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
دمت گرم
g.h
g.h
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
منم اول وسوسه شده بودم که واسه انتخابات جیم ثبت نام کنم ولی خدااااااااارو شکر که اینکارو نکردم حوصله ی این بیانیه هارو نداشتم!ولی افسانه جونم کاش به نفع یه دختر کنار میکشیدی...
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
موفق باشید انشاالله
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠٣/٢٢
٠
٠
باریکلا خیلی کار خوبی کردی! تبریگ داری
sachly
sachly
٩٢/٠٣/٢٢
٠
٠
انشاالله همیشه موفق باشی.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات