معلم مدرسه برای یک هفته هیتلر شد!
آزماشی تاریخی و اخراج آزمایش کننده!

معلم مدرسه برای یک هفته هیتلر شد!

نویسنده : ☼ღatiღ☼

 این آزمایش را «ران جونز» که یک نویسنده و آموزگار اهل پالو آلتو است، انجام داده است، در واقع عمده شهرت این شخص به خاطر همین آزمایش است که در سال ۱۹۶۷ به انجام رسید. در آن سال ران جونز، آموزگار تاریخ دبیرستان «کلابرلی» در پالو آلتوی کالیفرنیا بود، یکی از کلاس‌های او، کلاس تاریخ معاصر برای دانش‌آموزان کلاس دوم دبیرستان بود.

در آوریل سال ۱۹۶۷، در هنگام تدریس، یکی از دانش‌آموزان دختر سوالی از جونز پرسید، که چگونه است که همه اقشار جامعه آلمان در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم، ادعا می‌کنند که در زمان هیتلر چیزی در مورد جنایات نازی‌های نمی‌دانستند تنها کاری را که به آن‌ها محول شده بود، انجام می‌دادند و در اعمال جنایت‌کارانه سهیم نبوده‌اند. بالاخره آن ماشین عظیم جنگی به خودی خود و بدون نیروی مردم، نمی‌توانست وجود داشته باشد.
آقای جونز  تصمیم گرفت که یک هفته در این مورد تفکر کند و با شیوه‌ای متفاوت و تاثیرگذار، پاسخگو باشد.
برای همین جونز در کلاس گفت که برای بهبود سطح کلاس و کارایی دانش‌آموزان قصد دارد که جنبشی به نام موج سوم به راه بیندازد.
 
 روز اول آزمایش:
جونز دانش‌آموزان را تشویق کرد که هنگام نشستن روی صندلی‌ها درست بنشینند و شکل خاصی را به عنوان شکل استاندارد نشستن به آن‌ها معرفی کرد، جونز به آن‌ها گفت که با این کار تمرکزشان بیشتر می‌شود و انگیزه‌شان فزونی می‌یابد.
در اقدامی دیگر او دانش‌آموزان را آموزش داد که در کمتر از ۳۰ ثانیه به شکلی منظم از بیرون کلاس به داخل کلاس بیایند و روی صندلی‌های خود به درستی بنشینند.
 
در دومین روز جونز  سلام ویژه‌ای برای اعضای گروه درست کرد و اعضای گروه را ملزم کرد که وقتی بیرون کلاس هم‌دیگر را می‌بینند از این سلام استفاده کنند.
کلاس او در حال پیشرفت بود!
 
در روز سوم اعضای گروه از ۳۰ نفر به ۴۳ نفر رسید. همه تحت تأثیر قرار گرفته بودند، حتی آشپز دبیرستان از جونز پرسید که فکر می‌کند که چه چیزی مناسب جنبش موج سوم باشد و جونز به او کیک شکلاتی را پیشنهاد داد. کتاب‌دار هم از جونز تشکر کرد که بنری مربوط به جنبش را در ورودی کتابخانه نصب کرده است.
جونز دانش‌آموزان را راهنمایی کرد که چگونه اعضای جدید را جذب کنند، در پایان روز سوم تعداد اعضای گروه به بیش از ۲۰۰ نفر رسید.
جونز شگفت‌زده شد که در همین زمان اندک، کسانی پیدا شده بودند که به او تخلف اعضا را از قوانین گزارش می‌دادند. جنبش سوم برای اولین بار توانسته بود به یک دانش‌آموز مهجور بی‌استعداد جایگاهی بدهد. او دیگر برای خودش کسی شده بود. او با خواهش و تمنا از جونز می‌خواست که کارهای دیگری به او محول کند، او می‌خواست محافظ جونز شود و او را از حملات احتمالی محافظت کند.
 
اما در روز چهارم
جونز داشت با خودش فکر می‌کرد که آیا این شبیه همان چیزی نیست که برای بیشتر مردم در جوامع دیکتاتوری پیش می‌آید، آن‌ها تصمیم می‌گیرند که بنا با مصلحتی در نقشی فرو روند و زندگی خود را با این تصویر خارجی تطبیق بدهند، اما این تصویر به زودی بر هویت افراد سایه می‌اندازد و جزئی از آن‌ها می‌شود.
تصمیم مهم این بود که قرار شد، ظهر روز جمعه یک برنامه راهپیمایی اجرا شود.
در ادامه جونز گفت که ظهر روز جمعه یکی از نامزدهای انتخابات تشکیل جنبش سوم را به صورت رسمی اعلام خواهد کرد و همزمان با این اعلام، ۱۰۰ گروه از جوانان از سراسر کشور حمایت خود را از جنبش اعلام خواهند کرد.
هیچ‌کس نخندید، هیچ زمزمه‌ای از مقاومت شنیده نشد، همه ساکت بودند. در عوض هیجان کلاس را در بر گرفته بود و این حرف‌های شنیده می‌شد: ما می‌توانیم! آیا باید تی‌شرت سفید بپوشیم؟ آیا می‌توانیم دوستانمان را بیاوریم؟
 
 
سرانجام روز جمعه و روز آخر آزمایش فرارسید،
دویست نفر از دانش‌آموزان مصمم با سکوت کامل و نظم در یکی ازکلاس‌های درس در برابر تلویزیون ایستاده بودند تا خبر شروع رسمی جنبش سوم را از تلویزیون ببینند.


 
 بعد از چند دقیقه کسی پیدا شد و گفت: «هیچ رهبر جنبشی در کار نیست، مگر نه؟» جونز  به آن‌ها گفت که:
«شما مورد بهره‌برداری قرار گرفته بودید، ذهن‌تان دستکاری شده بود. تمایلات خودتان، شما را به جایی سوق داد که هم اکنون هستید. شما بهتر یا بدتر از مردم آلمان نازی که ما در حال مطالعه‌شان بودیم، نیستید.»
 
با این حرف‌ها جونز پروژکتوری را روشن کرد، تصویر اول، یک شمارش معکوس بود. سپس راهپیمایی نورنبرگ در حمایت از هیتلر به نمایش درآمد. قلب جونز به شدت در حال طپش بود، تصاویر مبهمی از دوران رایش سوم به نمایش درآمد: نظم و انضباط، دروغ‌های بزرگ،‌ تکبر، خشونت، وحشت، مردمانی که به داخل خودروها برده می‌شدند، ارودگاه‌های مرگ، صورت‌های بدون چشم، آزمایش‌هایی غیرانسانی.

در صحنه‌ای از فیلم مربوط به دوران بعد از جنگ کسی نشان داده می‌شد که می‌گفت: «آن فقط شغلم بود، من فقط کارم را انجام می‌دادم.»
تصاویر روی این جمله متوقف شدند: «هر کسی باید بپذیرد که مقصر است، هیچ کس نمی‌تواند خود را از مسیری که دیگران رفته‌اند، مبرا بداند.»

«با آزمایش هفته قبل همه ما زندگی و کار در آلمان نازی را تجربه کردیم. ما آموختیم که چگونه می‌شود یک جامعه مطیع و منضبط ایجاد کرد. ما فهمیدیم که چطور می‌شود قوانین را جایگزین سوال‌ها و منطق کرد. همه ما آلمانی‌های خوبی شده بودیم، یونیفرم پوشیده بودیم، درها را بسته بودیم و ایده‌ها را سوزانده بودیم.
هر یک ما، در یک هفته اخیر کاری کرده‌ایم که مایل به اعتراف آن هستیم. ما فاشیسم را نه در نزد دیگران و جاهای دیگر، بلکه در همین جا دیدیم.
اما شما هم به مانند آلمان‌ها، کارهایی را که در این هفته خواهید کرد، مخفی خواهید کرد و به آن‌ها اعتراف نخواهید کرد. شما نخواهید گفت که در این دیوانگی شرکت کردید و آزادی شخصی و عقل و نیروی خود را در اختیار دیکتاتوری مثل من قرار دادید. شما این را به مانند رازی پیش خود حفظ خواهید کرد.»


 
در چهار سالی که جونز در دبیرستان بود، هیچ‌کس به عضویت در جنبش سوم اعتراف نکرد، اما این آزمایش چیزی نبود که قابل فراموش شدن باشد.
دو سال بعد از انجام این آزمایش، آقای جونز از دبیرستان اخراج شد. مسئولان در مورد این‌که این آزمایش علت اخراج آقای جونز بوده یا نه، ابراز نظری نکردند.
از روی این آزمایش در سال ۱۹۸۱ یک فیلم تلویزیونی به نام «موج» ساخته شد که جونز به خاطر آن برنده جایزه امی شد. در سال ۲۰۰۸، یک فیلم آلمانی با عنوان Die Welle و در سال ۲۰۱۰ مستندی به نام طرح درس یا Lesson Plan ساخته شد، در این مستند با دانش‌آموزان مصاحبه شده بود و یکی از آن‌ها تهیه‌کنندگی مستند را برعهده داشت.


جونز کتاب‌های دیگری هم نوشته است که از روی دو تا از آن‌ها درام‌های تلویزیونی تهیه شده است، جونز مدت‌هاست که مشغول یاری‌رسانی به ناتوانان ذهنی است.
 
اما فلسفه این آزمایش چه بود؟
در روانشناسی در توضیح رفتار اعضای گروه‌های جنایتکار و مکانیسم همراهی توده‌ها مردم با روندهای نادرست، اصطلاحی وجود دارد به نام peer pressure یا فشار هم‌گروه‌ها. این امر را می‌توان به صورت مختصر و مفید در ضرب‌المثل «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» خلاصه کرد!
در دهه ۱۹۵۰ «سالومون اش» -روانشناس اجتماعی- آزمایش‌هایی را برای نشان دادن قدرت همنوایی در گروه طراحی کرد.
با وجود انگیزه‌های متفاوت، همواره آدم‌ها در شرایطی که گروه دست به انتخاب نادرست می‌زند در مواردی همرنگ و همنوا با اکثریت می‌شوند.

برچسب ها
درباره نویسنده
☼ღatiღ☼

☼ღatiღ☼

مَن هَمینَم.......نَه چشمآטּ آبــﮯ دارَم ...................نه کفشهآﮮ پآشنِه بُلنَد هَمیشِه کَتآنـﮯ مـﮯ پوشَم.............. .................روی چَمَن هآ غَلت میزَنَم عِشوه ریختَن رآ خوب یادَم نَداده اَند... ................وَقتـﮯ اَز کِنارَم رَد میشوﮮ بوﮮ اُدکُلنَم مَستت نمیکُند.............. .نگرآטּ پآک شدטּ رُژ لَب و ریملَم نیستَم لآک نآخن هآیم اَز هزآر مترﮮ داد نمیزَند. ........گآهـﮯ اَز فَرط غُصّه بلنَد دآد میزَنم خدآیَم رآ بآ تَمآم دُنیآ عَوض نمیکُنم....... ..وبَعضـﮯ آدم هآﮮ اَطرافَم رآ هَم بآ تَمآم دُنیآ عَوض نمیکُنم شَبهآ پآیه پَرسه زَدن دَر خیآبآטּ و مهمآنـﮯ نیستَم.......... ...................بَلد نیستَم تآ صُبح پآﮮ گوشـﮯ پِچ پِچ کُنم وَ بگویَم دوستَت دآرَم وقتـﮯ حتـﮯ............................. ..........به تِعدآد حروف دوستَت دآرَم هَم ، دوستَت ندآرَم وَلـﮯ اَگر بگویَم دوستَت دآرَم................................... ، ..............................دوست دآشتَنم حَد ومَرزﮮ ندآرَد مَن خآلِصآنه هَمینَم!!............................................ ═══ ೋღ☃ღೋ ═══ نه زیبایم نه مهربانم!!! فراری از دختران آهن پرست و پسران مانكن پرست... فقط برای خودم هستم... خوده خودم! مال خودم! و برای تویی كه چهره را می پرستی نه سیرت آدمی ! هیچ ندارم راهت را بگیر و برو!! حوالی ما توقف ممنوع است.... ˙
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
آزمایش جالبی بود...ممنون...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
جالب بود . سپاس
firuze
firuze
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
هایل هیتلر..........من عاشششششششششششششششششششق هیتلرم........یک روزی راهشو ادامه میدم( آیکون خوف انگیز)*
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
چه وحشتناک ...راه هیتلر!!!!!!!
firuze
firuze
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
بعله آخه من یه جورایی مدیونشم
love london
love london
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
وای خدا!!!!!!
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٤
١
٠
با هیتلر محشور شی...خخخ
firuze
firuze
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
جناب میلاد هیتلر گفت بدون شما جایی نمیره......
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
واقعا از اقای جونز و شما ممنونم...این آزمایش نشون دهنده ی اینه که همه میتونیم به راحتی برده بشیم و کارایی رو بکنیم که فکر میکنیم درسته در صورتی که به هیچ عنوان درست نیست...اما همه ی ما کار اونارو مورد مذمت قرار میدیم و یه درصد هم به این فکر نیمکنیم که اگه ما بودیم چ میکردیم؟؟؟چون ماهم مثه خود اونا میشدیم
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
تشکر
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
هعـــــــــــــــــی هیتلر خدا نیامرزتش ایشالله.....آزمایش جالبی بوده...ممنون
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
آخه چرا تن مرده رو تو قبر می لرزونین؟خدا بیامرزدش دیگه..
wolf
wolf
٩٢/٠٤/٠٤
١
٠
وایییییییییی چه جالب ممنون
R-Rad
R-Rad
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
خیلی مطلب جالب بود!
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
هیتلر...منم ازش خوشم میاد....این یارو هم چه مغزی داشته...
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
دمش گرم آزمایش جالبی بود ... ولی شما چه قدر در مورد هیتلر از زاویه دید آلمانی ها و خود هیتلر و نزدیکانش می دونین ... اطلاعات شما در مورد هیتلر چیزیه که انگلیس می خواد بدونید .... هایل هیتلر ....
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
الان کی گفت هیتلر بد بوده؟؟؟درسته ی سری جنایات اشتباه داشته اما اینم میدونیم که به مسلمانان و ایرانیا علاقه داشته و مخصوصا به ایرانیا اهمیت میداده
firuze
firuze
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
آره من از وقتی درباره اش خوندم عاشقش شدم.......و مدیونش چون دیدمو عوض کرد....... ولی نه بخاطر رابطه خوبش با ایران نه بخاطر مغزش........
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
رادمهر : دوست داریم !!!!!!!!!!!!!!! منو هیتلر و فیروزه بانو !!!!!!!!!
ati200
ati200
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
مرسی ..اوه دوتا شدیم چه شود
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
انقد حرف از فیلطره ک من تیتر رو اینجوری خوندم: معلم مدرسه برای یک هفته فیلتر شد :))))))
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
بسیار جالب بود / آقای جونز چقد خلاق بوده و طرح درس خلاقانه ای داشته / خودم همیشه از درس تاریخ بدم میومد. چون معلم ها فقط میومدن از روی درس می خوندن و چن تا نمونه سوال می دادن و تموم :((((
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
دبیر تاریخ سال سوم ما استاد ابولحسنی بهترین دبیر تاریخه استانه اخرین ساله کارش با ما بود.....خیلی خوب و عالی تدریس می کرد و باید بگم ما حتی یه خط هم از رو کتاب نخوندم حتی کتاب نمیبردیم سر کلاس
nika
nika
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
اره معلم های تاریخ همشون اینجورین
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
این جمله خیلی تکون دهنده بود :«هر کسی باید بپذیرد که مقصر است، هیچ کس نمی‌تواند خود را از مسیری که دیگران رفته‌اند، مبرا بداند.»
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
لابد از قدرت آقای جونز ترسیدن و اخراجش کردن
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
آره...خخخ
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
خیلیههههههههههههههههههههههههههههه مغسی
persian-girl
persian-girl
٩٢/٠٤/٠٤
١
٠
عاشق این معلممممممممممم ایول دمش گرم
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
من یه بارم گفته بودم که نباید از این آدما بد گفت چون میگن بده....حداقل به خاطر اینکه جاودان شده باید در موردش مطالعه کرد و بیشتر در موردش چیزی فهمید
mo_so
mo_so
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
به معنای واقعی معلم تاریخ است
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
عالی بود......مرسی از زحمتت گلم:)
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/٠٥
٠
٠
چه معلم تاریخی... ایولا... خیلی ممنونم....
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/٠٦
٠
٠
مغسیییییییییییییییییییی دوست عزیز
blue girl
blue girl
٩٢/٠٥/٠٦
١
٠
چه باحال
☼ღatiღ☼
☼ღatiღ☼
٩٢/٠٥/٠٩
١
٠
ممنونم از همتون
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٥/٢٤
١
٠
لایک : )
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٠٢
٠
٠
سلام: خیلی قشنگ بود.متشکرم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥