ما که کشیدیم کنار!
اولین و آخرین متن تبلیغاتی اصغر/ انتخابات ریاست کاربران سایت جیم

ما که کشیدیم کنار!

نویسنده : asghar

همان احساس تکلیفی که رجل مملکت ما را به کاندیداتوری کشاند، ما را هم وسوسه کرد تا از قافله عقب نمانیم و مزه‌اش را بچشیم. اما با گذشت زمان با استفاده از نظرات مشاوران‌مان به این برآیند رسیدیم که کمبود وقت بهترین بهانه برای کنار کشیدن از این ورطه است.

و چه کسی بهتر از پاییز بانو که بنده لیاقت داشته باشم به نفع ایشان کنار بکشم.

مخلص همه شما اصغر آقا!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
tanha
tanha
٩٢/٠٣/١٨
٠
٠
خوب کاری کردی راحت شدی به خدا......آفریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن بر تو :))) √√√√√√ فقــــط ارغــــــــــــــــ√ــــــــــــــــوانی! √√√√√√√
tanha
tanha
٩٢/٠٣/١٨
٠
٠
√√√√√√ فقــــط ارغــــــــــــــــ√ــــــــــــــــوانی! √√√√√√√
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٣/١٨
٠
٠
ارغوانی ها کوچه بغلی هستن...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/١٨
٠
٠
....
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/١٨
٠
٠
چرا کنار کشیدین خب؟
ولف
ولف
٩٢/٠٣/١٨
٠
٠
کمبود وقت
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٨
٠
٠
موفق باشي اصغر جان
Paeez
Paeez
٩٢/٠٣/١٨
٠
٠
مرسی!من شوکه شدم:)امیدوارم اگه رای آوردم بتونم جبران کنم:)
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٣/١٨
٠
٠
خوشحال میشدیم اگه ادامه میدادین...به هرحال امیدوارم همیشه سربلند و موفق باشین و نامزد دریافت جوایز زندگی تون باشین/یا علی♥
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٣/١٨
٠
٠
انشاالله دوره ی بعد...
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/١٨
٠
٠
رای های اصغر رفت توصندوق پاییز....خخخخخخ(آخی... میگن صندوق خالیه)
korosh
korosh
٩٢/٠٣/١٨
٠
٠
به این میگن جوان مردی...............اصغر ...اصغر... دمت گرم داداش
s.a
s.a
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
:( چراااااااااااااا؟ :( ولی ایول ارغواااااااااااااااانی :))))))))))))) پاااااااااااااااااییز............ پااااااااااااااااااییز............. :)
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
بعله.حالاپول منو بدید من برم.
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
امیدوارم در اینده موفق باشی اما رای ما ارغوانی
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
آفرین اصغر آقا...... جیم یعنی جوانی... رأی من ارغوانی....
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
رنگ ما بی رنگیست،شفافیت است،هستی زلال آدمیست
٩٢/٠٣/٢٢
٠
٠
كار خوبو شما ميكني
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات