وسوسه تابستان!
شعری سروده خودم

وسوسه تابستان!

نویسنده : saiideh70

می‌ترسم!

چشمانم را بر هم بگذارم و تو،

با خورشید تابستان همراه شوی !

می‌دانی اگر بروی،

آتش نگاه خورشید،

گل‌های کوچکم را با خود می‌برد؟

آن‌قدر در گوششان از زیبایی شعله‌ها می‌گوید که دیگر،

دلتنگ اشک ابرها نمی‌شوند!

و حتی دیگر،

ضربان قلبشان،

با بوسه پروانه‌ها هم بالا نمی‌رود...

آن‌ها دیگر شبیحه گل‌های بهاری باغچه کوچکم،

 نیستند!

نامشان مثل توست،

گل‌های حسرت!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
بسیار عالی بود مخصوصا اخر شعر البته بعضی تشبیه ها خیلی ریزبینانه بود که بد نیست اما خب خواننده فقط میخونه و معمولا درکش نمیکنه که این خیلی هنر میخواد چون ناخودآگاهه
wolf
wolf
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
من نه متنو درک کردم نه حرف شمارو
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
این همون نکته ای بود که من بهش اشاره کردم...تشبیهات خیلی عمیقی داشت
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
تابستان برای من حس و حال قدیم را ندارد
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
دوران دبیرستان تابستان بود برایم
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
خوب بود مستفیظ شدیم
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
یه تیکه ی زیبا از شعرتون رو تو وبلاگ می ذارم برای دوی تیر.
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
شعرت فوق العاده زیبا بود و این که گفتی برای تابستونه خیلی باحال و زیبا بود.به خدا خیلی زیبا بود!وای خدا.
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
الان نظرم عوض شد.من می خوام برای اول هر ماه یه شعر متناسبش بذارم.برای خرداد هم گذاشتم.کل شعر شما رو باری یک تیر می ذارم.خیلی ممنون.
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
چی میگه؟؟؟؟...ببخشید ولی من نفهمیدم.!!!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
زیبا بود . سپاس
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
زیبا بود
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
مغسی
نگارا2
نگارا2
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
ياد تابستونه بچگيا بخير!!عاالي بود
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
فوق العاده بود.....
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
زیبا بود
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
خيلي زيبا
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
منم نفهمیدم
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
زیبا بود ...ممنونم
nika
nika
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
مرسی
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٢٢
٠
٠
خييييييييييييييييلي قشنگ بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٢٣
٠
٠
واقعا عجب شعر باحالی بود ...
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات