عروسک‌های دوران کودکی
شریک‌های خوب ایام قدیم...

عروسک‌های دوران کودکی

نویسنده : پری سا

کوچک‌تر که بودم، عروسک‌هایم را می‌نشاندم دور تا دورم. عروسک‌هایم شریک روزهای غم و شادی‌ام بودند، برایشان حرف می‌زدم.

قصه می‌گفتم، با آن‌ها درد و دل می‌کردم، گاهی هم که از دست بقیه ناراحت می‌شدم، شکایت آن‌ها را پیش عروسک‌هایم می‌کردم، آخر همیشه حق را به من می‌دادند.

برای‌شان مادری می‌کردم، درست مثل یک مادر دلسوز، از چشم‌های‌شان می‌فهمیدم در درون‌شان چه خبر است!

گاهی هم معلم‌شان می‌شدم و تجربیات کوچک خود را در اختیارشان می‌گذاشتم و هر موقع هم که از همه ناراحت می‌شدم، ناراحتی خود را سر آن‌ها خالی می‌کردم.

عروسک‌هایم را دوست داشتم و به آن‌ها عشق می‌ورزیدم، با این‌که می‌دانستم آن‌ها هیچ حسی به احساسات بی‌پایان من ندارند.

شاید آن روزها، عروسک‌هایم به من یاد دادند حرف زدن را، بودن را، فهمیدن را...

من آن روزها ناراحت که می‌شدم، دلگیر که می‌شدم، با عروسک‌هایم حرف می‌زدم، تا ناراحتیم را فراموش کنم. الحق که آن‌ها هم به حرف‌هایم خوب گوش می‌دادند، به من لبخند دوباره می‌دادند.

و کاش الان، ما بزرگ‌ترها، ازکودکی‌مان یاد بگیریم. یاد بگیریم و بفهمیم که خیلی از غم‌ها، ناراحتی‌ها، حتی دلتنگی‌ها، با کمی حرف زدن، گفتن، شنیدن، حل می‌شود. دل‌ها باز می‌شد از بودن با هم، از حرف زدن باهم، از دل گفتن و از دل شنیدن.

کاش می‌دانستیم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٢
٠
هعیییی....دلم برا بچگیم تنگ شد...ممنون پری سا...
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
منم همچنین
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من که از بچگیام عروسک زیاد ندارم....ولی وقی باهاشون حرف می زدم اتقدر آروم می شدم....ولی الان با خدا حرف می زنم ..بهتره
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
اینم حرفیه
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
آخی ... آره بچگی هم دیایی داشت واسه خودش
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
بعله دیگه..
hamid_roni
hamid_roni
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
ماماااااااااااااااااااااااااان من بچگی می خوام ......
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
منم میخوام.....
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
برا منم بخرید.....
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
عروسك مي خواي؟
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
نه...بچگی میخوام...
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من عروسکامو میخواااااااااااااااااااااااااااااااااااام
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من تمام عروسک هامو میذاشتم رو تختم دیگه جا نبود خودم روش بشینم . هی یادش بخیر چقدر دوست دارم یه بار دیگه بچه بشم .سپاس
ati200
ati200
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
اخی..خواهرزاده منم الان اینکارو میکنه...یادش به خیر
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
شما بزرگ ترها؟؟؟احیانا تو آینه نگاه کردین؟؟؟متن خیلی خوبی بود واقعا
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من تنها خاطره ای که از کودکی با عروسک دارم این بود که یک روز عروسک دختر عموم رو یواشکی تو چاه دستشویی خونه مادر بزرگم انداختم و بعد ....
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
بعدش هرچي شده حقتونه
javad agha
javad agha
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من که عروسک نداشتم جاش تفنگ داشتم آرررررررررررررررررررررره
ارام
ارام
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
هییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
mah-tkh
mah-tkh
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
یادش بخیر... عروسکام الان بعضیاش به خواهر زاده هام ارث رسیده!!
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
و چه زود بزرگ می شویم / هعی
tanha
tanha
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
هعییییییییییی .... بزرگ شدن چقدر بده :((
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
هعیییی...من تو بچگی با عروسکام هم نمی تونستم حرف بزنم...خیلی زیبا نوشتی پریسا جان...مرسی:)
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٤/٠٨
١
٠
من تازه عروسکامو عمل جراحی هم می کردم....هعععععی کودکی کجایی... بسی مرسی دوست عزیز
هورام
هورام
٩٢/٠٤/٠٨
١
٠
تمام عروسک های دنیا یتیم می ماندند اگر خدا دختــــــــر را نمی آفرید...منم هوس بچگیامو کردم..یادش بخیر دوران خوب نفهمیدن..:(
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
دوران خوبيه . پيشنهاد ميكنم اگه فرصت شد تجربش كنين
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
کودکی کجایی که یادت بخیر
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
هعییی...
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
(0_o ) قيافه من الان ايجوريه..والا من از بچگي از عروسك خوشم نميومد مخصوصا اينكه بچه ها خاله بازي ميكردن://////من بچگي يه عالمه آدم آهني و سرباز و ماشين داشتم البته يه دونه ازين عروسكايي كه ميخونن هم برام خريده بودن كه لج كردم؛گفتم نميخام و شكستمش!!!!
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
كجاي كاري!؟ دورو زمونه اي شده كه الان به هركي ميرسيم هيچ حرفي نداريم بزنيم الا اينكه : فكر ميكردم تو همدردي! غافل از اينكه تو هم دردي!!
باران
باران
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
ممنون
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
همه عروسکامو چه موزیکال چه معمولی نگه داشتم..همش سالم و نوست......آخی اونا خاطراتمن
mo_so
mo_so
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
خواهرم از این عروسک ها فراوان داشت و بعضی از آنها را هنوز هم دارد
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
کاش
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
ای کاش.... ممنونم....
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧