دژی که فتح شد
روایت دلاوری امیرالمؤمنین(ع) در روز فتح خیبر

دژی که فتح شد

نویسنده : v-qavam

مسلمانان قسمت‌هاى مهمى از دژهاى يهودان خيبر را فتح كرده بودند ولى دژ «قموص‏»، كه بزرگترين دژ ومركز دلاوران آن‌ها بود، هشت روز در محاصره سپاه اسلام بود ومجاهدان اسلام قدرت فتح وگشودن آن را نداشتند. سردرد شديد رسول خدا مانع از آن شده بود كه شخصا در صحنه نبرد حاضر شود و فرماندهى سپاه را بر عهده بگيرد و هر روز پرچم را به دست‏ يكى از سران سپاه اسلام مى‏داد و همه آنان بدون نتيجه باز مى‏گشتند. روزى پرچم را به دست ابوبكر داد و روز بعد آن را به عمر سپرد ولى هر دو، بى آنكه كارى صورت دهند به حضور رسول خدا بازگشتند.

ادامه اين وضع براى رسول خدا گران و دشوار بود. لذا فرموند:

«فردا پرچم را به دست كسى مى‏دهم كه هرگز از نبرد نمى‏گريزد و پشت‏ به دشمن نمى‏كند. او كسى است كه خدا و رسول خدا او را دوست دارند وخداوند اين دژ را به دست او مى‏گشايد.»

هنگامى كه سخن پيامبر(ص) را براى حضرت على(ع) نقل كردند، او رو به درگاه الهى كرد وگفت: «اللهم لا معطي لما منعت و لامانع لما اعطيت‏». يعنى پروردگارا! آنچه را كه تو عطا كنى بازگيرنده‌اى براى آن نيست و آنچه را كه تو ندهى دهنده‌اى براى او نخواهد بود.

هنگامى كه آفتاب طلوع كرد ياران رسول خدا دور خيمه او را گرفتند تا ببينند اين افتخار نصيب كدام يك از ياران او مى‏شود. وقتى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) از خيمه بيرون آمد گردن‌ها به سوى او كشيده شد و همه در برابر پيامبر ايستادند شايد اين افتخار از آن آن‌ها گردد وشيخين (عمر و ابوبکر) بيش از همه آرزو مى‏كردند كه اين افتخار نصيب آنان شود. ناگهان پيامبر فرمود: على كجاست؟ به حضرتش عرض شد كه وى به درد چشم دچار شده و استراحت مى‏كند. سلمة بن اكوع به فرمان پيامبر به خيمه حضرت على رفت.  و دست او را گرفت و به حضور پيامبر آورد. پيامبر در حق وى دعا كردند و دعاى ایشان باعث شفای بیماری امیر المؤمنین شد. آنگاه پيامبر زره خود را به حضرت على پوشانيد وذوالفقار را بر كمر او بست و پرچم را به دست او داد وياد آور شد كه پيش از جنگ، آنان را به آيين اسلام دعوت كن و اگر نپذيرفتند به آنان برسان كه مى‏توانند زير لواى اسلام و با پرداخت جزيه وخلع سلاح، آزادانه زندگى كنند و بر آيين خود باقى بمانند و اگر هيچ كدام را نپذيرفتند راه نبرد را در پيش گير، و بدان كه هرگاه خداوند فردى را به وسيله تو راهنمايى كند بهتر از آن است كه شتران سرخ موى مال تو باشد وآنها را در راه خدا صرف كنى.

 

پيروزى درخشان اسلام در خيبر

اين بار نيز مسلمانان در پرتو فداكارى اميرمؤمنان به پيروزى چشمگيرى دست‏يافتند و از اين جهت امام -عليه السلام را فاتح خيبر مى‏نامند. وقتى با گروهى از سربازان كه پشت ‏سر وى گام بر مى‏داشتند به نزديكى دژ رسيد، پرچم اسلام را بر زمين نصب كرد. در اين هنگام دلاوران دژ همگى بيرون ريختند. حارث برادر مرحب، نعره زنان به سوى حضرت على شتافت. نعره او آنچنان بود كه سربازانى كه پشت ‏سر حضرت على -عليه السلام قرار داشتند بى اختيار به عقب رفتند و حارث به مانند شيرى خشمگين بر حضرت على تاخت، ولى لحظاتى نگذشت كه جسد بى جان او بر خاك افتاد.

مرگ برادر، مرحب را سخت متاثر ساخت و براى گرفتن انتقام، در حالى كه غرق در سلاح بود و زرهى فولادين بر تن وكلاهى از سنگ بر سر داشت وكلاه خود را روى آن قرار داده بود به ميدان حضرت على -عليه السلام آمد. هر دو قهرمان شروع به رجز خوانى كردند. ضربات شمشير و نيزه‏هاى دو قهرمان اسلام و يهود وحشت عجيبى در دل ناظران افكنده بود. ناگهان شمشير برنده وكوبنده قهرمان اسلام بر فرق مرحب فرود آمد و او را به خاك افكند. دلاوران يهود كه پشت ‏سر مرحب ايستاده بودند پا به فرار گذاشتند وگروهى كه قصد مقاومت داشتند با حضرت على -عليه السلام تن به تن جنگ كردند وهمگى با ذلت تمام جان سپردند.

نوبت آن رسيد كه امام -عليه السلام وارد دژ شود. بسته شدن در مانع از ورود امام وسربازان او شد، ولى امام -عليه السلام با قدرت الهى دروازه خيبر را از جا كند وراه را براى ورود سربازان هموار ساخت و به اين طريق آخرين لانه فساد وكانون خطر را درهم كوبيد و مسلمانان را از شر اين عناصر پليد وخطرناك، كه پيوسته دشمنى با اسلام و مسلمانان را به دل داشتند (ودارند)، آسوده ساخت.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ati200
ati200
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
متشکرم
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
خواهش ميکنم..
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
السلام علیک یا علی ابن ابیطالب (ع)...... خیلی ممنونم....
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
السلام عليک يا اميرالمومنين علي(ع)...
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
کلا دوست داشتم.....مرسی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
ممنون از شما...خواهش ميکنم
nika
nika
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
مرسی..............
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
خواهش ميکنم
nika
nika
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
مرسی..............
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
ممنون
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
ممنون از حضورت
باران
باران
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
ممنون
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
خواهش ميکنم من که کاري نکردم...امام علي (ع) بودن که در رو کند و جنگيدن
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
ممنون از مطلبتون ... وحید خان ...
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
ممنون از حضورت حميد جان
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
كه پيوسته دشمنى با اسلام و مسلمانان را به دل داشتند (ودارند).....ما هم باید علی وار به جنگ این کوردلان برویم
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
برو من پشتتم..هواتو دارم
ali007
ali007
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
خیلی ممنون.
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
خواهش ميکنم
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
آفرین وحید عالی نوشته بودی خوب بود اکه چیزی از شایعات توش ننوشته بودی...
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
آره...سعي کردم اونا رو ننويسم...البته نميشه گفت شايعات..
Paeez
Paeez
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
فاتح خیبر علی....یا علی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
يا مولا علي(ع)
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
یا علی ...بسیار ممنونم آقا وحید
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
علي يارت..خواهش ميکنم
sachly
sachly
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
متشکرم..... قشنگ بود.
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
خواهش ميکنم...ممنون
Mohammad Ghandehari
Mohammad Ghandehari
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
ملسی!!!
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
ممنون از حضورت
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
ممنون اقای قوام
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
خواهش ميکنم...
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
مرسی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
ممنونم...خواهش ميکنم
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
شنیده بودم
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
چه خوب
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
برو بابا
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
سپاس
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
درود....سپاسگزارم
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
دست شما درد نكنه
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
سر شما درد نکنه:)
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی مـــــــــــــــــــــــــــــــــــدد
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
يا علي مدد..علي يارت
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
ممنونم داداشم:)
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
خواهش ميشه خواهري
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
دمت گرم وحید گل :)) خیلی ممنونم :) یا علی مدد...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠