تفاوت بزرگ من و او
وقتی از میان این همه روزمرگی یک سوژه جالب توجهم را جلب می کند

تفاوت بزرگ من و او

نویسنده : مستر

خدایا شکرت!

امروز یک پیرمرد را دیدم کنار یک کوچه‌ی خلوت زیر آفتاب نشسته بود. یک ترازوی عقربه‌ای هم جلویش گذاشته بود. با خودم گفتم: «آخه مرد حسابی سال به سال کسی از این کوچه رد میشه که تازه حال داشته باشه که به تو یه حالی بده؟!»

شاید مجبور بود، غرورش اجازه نمی‌داد برای امرار معاش برود یک جای شلوغ و دست جلوی جمعیت دراز کند. یک فرق عمده بین نسل من و او هست، اینکه جای خدا توی زندگی‌اش محفوظ است و اعتقاد دارد که بی روزی نمی‌ماند.

وای که اشکم درآمد! ما از زندگی همیشه طلبکار و به فکر بنز و آیفون! و یکی هم مثل این پیرمرد به فکر 10 تا صد تومنی که جمعا می‌شود هزار تومن برای خریدن دو تا نان!

کاش آدم این توانایی رو می‌داشت که مشکلات همه را حل کند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٢٠
١
٠
واقعا کاش ماها اینجا فقط نویسنده ایم...
nika
nika
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
ممنون
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
طفلکی....کاش میتوانستیم دنیا را جوری که میخواهیم بسازیم
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
هعیییی روزگار
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
چه گویم...چه گویم که ناگفتنش بهتر است
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
راستش من هم یکی رو میشناسم که ترازو میذاره و کبریت میفروشه!و خیلی های دیگه که می فهمی درد معاش اولین درد زندگیشان است..ممنون جناب خطیبی ..بسیار زیبا گفتید و هدفمند دلمان سوخت و کاش یک ادم می توانست تمام مشکلات را حل کند..
t
t
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
گر نگهدار من آن است که من مي دانم.....
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
این ها کار رئیس و روساس خواهر من از دست منو تو چه کاری بر میاد
m_khatibi
m_khatibi
٩٢/٠٣/٢٣
٠
٠
مشکل اصلی اینجاست که همه میگن وظیفه ی مسئولینه !! ولی باید قبول کرد که یه مسئول هرچقدر هم که توانمد باشه این قدرت رو نداره که به تک تک افراد جامعه و مشکلاتشون بپردازه ! ما هم ولو اندک مسئولیم !
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
منم به همین فکر میکنم اما چرا باید وضعش اینطوری باشه ؟ چرا؟
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
واقعا کاش...
هورام
هورام
٩٢/٠٣/٢٠
١
٠
کاش میشد سهممان فقط یک ایکاش ساده نبود...:|
امیررضا ثــ.
امیررضا ثــ.
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
ای خدا من الان عضو شدم :)) دوستــان نمیدونم چجوری مطالبمو بفرستم ! معذرت خیوام روی این یااداشت یک چیزه نامربوط گذاشتم .... ولی ... ! @};-
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
اول باید عضو بشید ، بدش وارد بشید ، از قسمت جیم من
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
سلام ، خوش امدی به جمع ما :) شما که عضو شدی میری به قسمت "جیم من!" اون بالای صفحه بعد تو همون صفحه اول پایین صفحه میتونی مطالب ارسالیت رو بذاری... :))
باران
باران
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
کاش میشد مشکل همه حل شه ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
کاش همه اعتقادمان به خدا قوی می بود...
nika
nika
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
ممنون
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
هعی چه کنیم خوب):
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/٢٠
١
٠
اگر هر کس کاری را که در توانش بود انجام می داد مشکلات حل میشد
wolf
wolf
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
موافقم!
yar.mahdi
yar.mahdi
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
اگر چند تا مثل شما پیدا شن به این بنده خداها کمک کنند که دیگه وضعشون این جوری نمی مونه.می مونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/٢١
١
١
بعله حالا پول منو بدید من برم.
m_khatibi
m_khatibi
٩٢/٠٣/٢٣
٠
١
کجا برید؟!!!کارخونه پروفیلفیل :))
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
کاش.....
ali007
ali007
٩٢/٠٣/٢٥
٠
٠
امیدوارم روزی برسه که دیگه کسی در تامین وسایل زندگی به مشکل بر نخوره.
mahshid72
mahshid72
٩٢/٠٣/٢٥
٠
٠
واقعا ناراحت شدم
Niva
Niva
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
تو جیم کاغذی خوندم! بنده خدا....گناه داره خب.. آدم چی بگه؟
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
مرسی من امروز مطلبتونو خوندم ..جالب بود و تکان دهنده..مرسی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات