پیوند آسمانی
شعری سروده خودم

پیوند آسمانی

نویسنده : یه ادم عینهووووو دانوینچی

این یکی از شعرهای من است. معمولا سروده‌هایم انگیلیسی است، این یکی را برای‌تان ترجمه کردم، امیدوارم خوش‌تان بیاید.

 

سال‌ها پیش من به سمت ساحل رفتم

زمزمه کردم آرزوهایم را به سمت شمال

باد آرزوی مرا با خودش به جایگاه ستاره‌ها برد

و به آن‌ها آرزوی مرا گفت با تمام قلب شکسته‌ام

 من محسور امواج قرار گرفته بودم

مثل شلیک یک ستاره. آرزوهای من هم بر باد رفت

تفکراتم را از نوع ساختم

و دوست نداشتم از خواب برخیزم

پس کی رویای زندگی قلب شکسته من را التیام خواهد بخشید؟

پس کی قرار است ما متحد شویم مثل ستاره‌ها و نورشان؟

تمام این خاطرات را من در قبلم مثل گنج مخفی خواهم نگه داشت

کلمات خیلی عبث و بیهوده

مثل عصاره یک ماورا به من می‌چسبند

برای 1000سال زمان زندگی

من منتظر این احساس خواهم ماند

تا یک لحظه سعادت با سکوت بودن

را در آغوش بکشم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
شعر خوبی بود.
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
سپاس
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
بابا خارجی.......
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
خارج بود برا همون من هیچی نفهمیدم و گر نه من استاد شعرم
ghazale
ghazale
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
:))))))))) ممنون :)
nika
nika
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
مرسی
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
ممنونم
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
فوق العاده.مشخصه ادبیاتتون خیلی قویه.متشکر.
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
انگلیسی شعر میگی؟؟ خب نمیشه فارسی بگی؟؟؟من یه عالمه شعر نو فارسی دارم. به وبلاگم یه سر بزنی خوش حال میشم
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
خارجییییییییییییییییییییییییییی...وای
باران
باران
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
ممنون
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
زیبا بود . سپاس
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
nice
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
زیبا.... اما کاش انگلیسیشم بزرای.....
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
مغسی
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
مغسی
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
خوب بود
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
زیبا بود...ممنون
Mohammad Ghandehari
Mohammad Ghandehari
٩٢/٠٣/٢٢
٠
٠
MER30
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٢٣
٠
٠
قشنگ بود.
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات