چرا چشم‌هايش این‌قدر برق می‌زد
نکند اشک بود توي چشمانش که این‌طور
آتشم می‌زد


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
کلاهدوز
کلاهدوز
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
باهاش حال می کنین آیا؟
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢٧
٠
٠
چی ؟
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٦
١
٠
خیلی زیبا می نویسید خوش به حال طرفتون....ممنون
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٢٥
٠
٠
سپاس برادر علیرضا .
faride
faride
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
نوشته خودتونه؟؟ بسیار زیبا ممنون
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٢٥
٠
٠
بله فریده جون .سپاس
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨