دلم گرفته
از همه چیز و همه کس
حتی، حتی از خودم
دلم که می‌گیرد
اشک می‌شود همدمم
آه می‌شود هم آغوشم
خدایا ناشکری نه
ناشکری نمی‌کنم
فقط گاهی دلم می‌گیرد
و تو خودت میدانی
که تا هستی
زود خوب می‌شوم
زود زود...   


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
خیلی ممنونم
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٢٥
٠
٠
سپاس برادر علیرضا
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/١٢
٠
٠
ما نیز سپاس ...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٢٥
٠
٠
سپاس برادرحمید
قرقی
قرقی
٩٢/٠٣/١٧
٠
٠
نایییییییییییس
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٢٥
٠
٠
سپاس قرقی
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠