«در جست‌وجوی دلتورا»
کتاب مورد علاقه من

«در جست‌وجوی دلتورا»

نویسنده : ghasedakm18

نام: در جست‌وجوی دلتورا (کارتونش را هم ژاپنی ها ساختند)
نام نویسنده: «جنیفر رو» معروف به «امیلی رودا»
ملیت: استرالیایی

در جستجوی دلتورا داستانی فانتزی و متشکل از سه مجموعه، نوشتهامیلی رودا نویسنده استرالیایی است. داستان درباره سه همسفر است که سرزمین تخیلی دلتورا را به دنبال تکمیل کمربند دلتورا و شکست خادمان ارباب سایه‌های اهریمنی زیر پا می‌گذارند. نخستین نسخه مجموعه ی اول در سال 2000 میلادی در استرالیا به چاپ رسید و اکنون نیز در 30 کشور به فروش می‌رسد. در فوریه 2010 این مجموعه در کل 15 میلیون و در استرالیا 2 میلیون نسخه فروش داشته است. سه مجموعه شامل 15 کتاب می‌شوند که 8 کتاب اول «در جست‌وجوی دلتورا»، 3 جلد بعدی «سرزمین سایه‌های دلتورا» و 4 جلد آخر «اژدهایان دلتورا» نام دارند. تمامی کتاب‌های این مجموعه در ایران به چاپ رسیده است. انیمشن و بازی رایانه‌ای در جست‌وجوی دلتورا به ترتیب توسط تلویزیون ژاپن و شرکت نینتندو دی‌اس نیز ساخته شده‌اند.

خلاصه داستان هر مجموعه
1. در جست‌وجوی دلتورا
در مجموعه اول، «لیف»، پسر آهنگری علیل در شهر «دل» -پایتخت دلتورا- در روز تولد 16 سالگی‌اش توسط والدینش برای پیدا کردن هفت گوهر گمشده کمربند دلتورا به سفری طولانی دور تا دور دلتورا فرستاده می‌شود. یکی از نگهبانان سابق قصر دل به نام «باردا» نیز همراه او در این ماجراست. در بین راه آن‌ها با «جاسمین» آشنا می‌شوند: دختری وحشی با موهای سیاه و بلند و چشمانی به رنگ سبز زمردین. او می‌تواند با درخت‌ها ارتباط برقرار کند و دو حیوان نیز همیشه همراه او هستند؛ کلاغ سیاهی به نام کری و موجود خاکستری، کوچک و پشمالویی به نام فیلی. این سه همسفر باید هفت گوهر گمشده کمربند دلتورا را پیدا کرده و به کمربند بازگردانند. هر یک از این گوهرها که شامل یاقوت زرد، یاقوت قرمز، اپال، سنگ لاجورد، زمرد، آمتسیت یا لعل بنفش و الماس هستند نیروی ویژه مخصوص به خود را دارند و در محل‌های مخوف و هولناکی در سرتاسر دلتورا مخفی شده‌اند. سه دوست در طول سفر مخاطره آمیزشان باید بر وحشت‌های‌شان غلبه کنند و با عوامل مرگباری که پیش رویشان ظاهر می‌شود مبارزه کنند. زمانی که کمربند دلتورا کامل شود، وارث حقیقی اولین شاه دلتورا یعنی «آدین» باید آن را به کمر ببندد و فقط آن زمان است که ظلم و ستم اهریمنی ارباب سایه‌ها به آن طرف مرزهای دلتورا می‌رود و دلتورا آزاد می‌شود.

2. سرزمین سایه‌های دلتورا
لیف، باردا و جاسمین سفری را از زیر سرزمین دلتورا آغاز می‌کنند و با قبایل ناشناخته‌ای روبه‌رو می‌شوند. این سه قبیله مردمان سابق سرزمین سایه‌ها، کشور زیبایی به نام پیرا بوده‌اند که نهرهای زلال از آن عبور می‌کرده و سرشار از باغ‌ها و گلستان‌های شگفت انگیز بوده است. در زمان‌های دور این سرزمین توسط نیروی جادوئی فلوت پیران از نفوذ ارباب سایه‌ها خفاظت می‌شده. سه همسفر از مردم هر یک از این قبایل می‌خواهند تا فلوت پیران را که بر اثر جنگ قبایل پیرایی به سه قسمت تقسیم شده است را برای مدت کوتاهی به آن‌ها قرض بدهند تا در سرزمین سایه‌ها زمان کافی را برای فرار برده‌های دلتورایی به وجود آورند.

3. اژدهایان دلتورا
در اژدهایان دلتورا، سه دوست یکبار دیگر باید دلتورا را نجات دهند، آن هم از دست چهار خواهر که در زمان‌های دور به وسیله خادمان ارباب سایه‌ها در دلتورا جاگذاری شده‌اند. این چهار خواهر آوازهای سرشار از ناامیدی‌شان را سالیان سال بر سرزمین دلتورا می‌خواندند که باعث پژمرده شدن غلات و محصولات زراعی و در نهایت قحطی می‌شده است. به کمک نقشه‌ای پاره شده و ناقص که توسط دوران اژدها دوست کشیده شده است، لیف، باردا و جاسمین باید این چهار خواهر را پیدا و نابود کنند و این کار تنها با کمک موجودات کهن دلتورا یعنی اژدهایان صورت می‌گیرد. وقتی هر خواهر و محافظش از بین بروند، تکه بعدی نقشه پیدا می‌شود. و همسفران در آخر متوجه می‌شوند که خواهرها در شمالی‌ترین، جنوبی‌ترین، شرقی‌ترین و غربی‌ترین نقطه دلتورا پنهان شده‌اند و این موضوع زمانی مطرح می‌شود که چهار خواهر از بین رفته‌اند و نهانی‌ترین بخش ماجرا معلوم می‌شود: این‌که در هر صورت، چه خواهرها از بین بروند چه نروند، دلتورا متعلق به ارباب سایه‌ها خواهد شد. اما دشمن، اژدهایان دلتورا را در نظر نگرفته بود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali007
ali007
٩٢/٠٣/٢٨
١
٠
ممنون. خیلی داستان جالبی بود حتما میخونمش .
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٢٨
١
٠
سپاس میخونمش
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٢٨
١
٠
خیلی اسمش آشناست اما داستانش اصلا اشنا نیست...
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٣/٢٩
١
٠
ممنون...
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/٢٩
١
٠
مغسی
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/٢٩
١
٠
سعی میکنم بخونم...تشکر
nika
nika
٩٢/٠٣/٢٩
١
٠
مرسی
sorme
sorme
٩٢/٠٣/٢٩
١
٠
ممنونم
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/٢٩
١
٠
میگن خیلی تخیلیه
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٣٠
١
٠
ممنون
narges
narges
٩٣/١١/٠٨
٠
٠
ایووووول.....ممنوووووونننن.داستانش خییییلییییی قشنگه دنبالش بودم دوباره بخونم...thanks
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات