خودش را پرت کرد
من آن‌جا بودم...

خودش را پرت کرد

نویسنده : fafa.tk

این را خودم نوشتم....

هنگامی که خودش را از روی پلی به پهنای یک قدم پرت می‌کرد، تمام غصه‌ها و افکار به یادش آمد. فکر ساختن یک خانه بزرگ برای زندگی، خریدن کیف زیبایی برای دخترش، خوردن دست پخت همسرش برای یک بار دیگر و  ...

هنگامی که خودش را پرت کرد، من آن‌جا بودم و صدای همسرش را شنیدم که فریاد می‌زد. انگار می‌خواست بگوید: «قرار بود امروز غذایی که پختم را بخوری.» جیغ دخترش را شنیدم، طوری جیغ می‌کشید انگار داشت پدرش را سرزنش می‌کرد.

و من آن‌جا بودم که خودش را پرت کرد ...

زمانی که به جسدش رسیدم، چشمانش باز بود و گویی با نگاهش می‌گفت: «از غصه‌ها و غم‌هایم رهایی یافتم.»

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
چه متن غمناک و ناراحت کننده ای ... ولی از لحاظ ادبی بسیار زیبا بود ...
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
اون موقع از دست دوستم خیلی ناراحت بودم و اینجوری دراومد.خوش حالم که خوب بوده...
sorme
sorme
٩٢/٠٥/٣٠
١
٠
اصلا آدم وقتی ناراحته خوب مینویسه!
shanba
shanba
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
واقعا خودکشی آخرین و بهترین راهه؟
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٣٠
١
٠
اصلا و ابدا....بدترین راه خودکشیه
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٣٠
٠
١
بهترین راه نیست...ولی بعضی وقتا آخرین راهه
fahime72
fahime72
٩٢/٠٥/٣٠
١
٠
آخه چرااا؟؟؟؟ من یه نفرو میشناسم یه دختری رو دوست داشت بعد چون بهش نرسیده بود قرص خورده بود تا خودشو بکشه ولی توی اخرین لحظه مادرش میگه اظهار پشیمونی کرده ولی فایده نداشته و مرده:(
par!sa
par!sa
٩٢/٠٥/٣٠
١
٠
ایناییی ک خودکشی میکننو درک نمیکنم.... بنظرم زندگی کردن حالا هر جورش بهتر از مردن اون شکلیه....
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٢
ولی من درکشون میکنم...آدم بعضی وقتا واقعا به ته خط میرسه...جایی که دیگه ادامه دادن واسش معنایی نداره :(
par!sa
par!sa
٩٢/٠٥/٣٠
١
٠
بعد اونوقت مردن معنی داره؟ مردنی ک نمدونی بعدش چی در انتظارته؟
shanba
shanba
٩٢/٠٥/٣١
٠
٠
راست میگه مردنی که نمیدونی بعدش چی درانتظاره بهتره یا تلاش کنی زندگی ات را تغییر بدی؟
Lonely Girl
Lonely Girl
٩٢/٠٥/٣٠
٠
١
ادبیات متن جالب بود اما به قول مصطفی مستور نویسنده ی کتاب تهران در بعدازظهر، خیلی از زندگی ها هستن که از خودکشی کردن بدتره! یعنی بدتر از خودکشی اینه که خودتو نکشی...
shanba
shanba
٩٢/٠٥/٣١
٠
٠
موافقم بعضی از آدم ها خیلی صبورن و به این راحتی در برابر سختی های زندگی سر خم نمیکنند
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٣٠
٠
١
وای چه بد...پارسالما ازشاندیز برمی گشتیم یه دختر ازپل پرید پایین...یه وضعی بود ...
fahime72
fahime72
٩٢/٠٥/٣١
٠
٠
واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٣١
١
٠
جدی؟
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
خیلی قشنگ نوشته بودی..خیلی غمناک بو...ولی عالی بود
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
آخ نگو خودکشی خیلی بده ... ولی آخه چرا زندگی با همه ی سختی هاش قشنگه ... متنت قشنگ بود ولی قصه اش خیلی تلخ بود ... دمت قییییییییییییییژ
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٥/٣٠
٠
١
البته که زیبا بود ولی یه واقعیتی که هست اینجور متنا چون خیلی بهش پرداخته شده دیگه داره کلیشه میشه...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
این راه که میشه از چاله بیرون اُمدن و به چاه افتادن.... ولی من متوجه یک قسمتش نشدم "از روی پلی به پهنای یک قدم" منظور از اون "یک قدم" چیه ؟
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٠١
١
٠
اون یک قدم منظور اینه که به نظرش تنها قدم باقیمونده در زندگیش بوده
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٣٠
١
٠
مرسی غمناک بود خودکشی بزرگترین گناهه
sorme
sorme
٩٢/٠٥/٣٠
٠
١
شاعر میگه: خودکشی مرگ قشنگی است که به آن دل بستم!
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٣٠
١
٠
هعیییییی عجب افسوسی درش نهفته بود
khan
khan
٩٢/٠٥/٣٠
١
٠
چه افسرده!!!!...زندگی زیباست، با همه ی زشتی هایش...
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٥/٣٠
١
٠
از دست دوستتون؟!!!!!!!!!!
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٠١
٠
٠
بعله با اجازه...دوست هم کلاسیم
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٥/٣١
٠
٠
آخخخخخخخخخخخخخخخخخخی....چه دردناک
Vania
Vania
٩٢/٠٥/٣١
٣
٠
خودگشی بهیچ وجه برام مورد قبول نیست.به خاطر مشکلات و دردها به همین راحتی جا بزنی که نمیشه.خدا خودش گفته : "لقد خلقنا الانسان فی کبد.یعنی انسان رو در سختی آفریدیم. شاید این سختی ها برا اینه که بزرگ بشیم.محکم بشیم.یاد بگیریم چه طور با سختیا کنار بیایم.یا مقابله کنیم.
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٥/٣١
١
٠
بیگ لایک!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٣١
١
٠
خیلی موافقم
Vania
Vania
٩٢/٠٥/٣١
١
٠
آدما موقع مشکلاتشون انگار فقط به خودشون فکر می کنن نه به اطرافیانشون.فکر نمی کنن کاراشون ممکنه چه تاثیری رو زندگی بقیه بذاره.
javad agha
javad agha
٩٢/٠٥/٣١
٠
٠
سپاس
khan
khan
٩٢/٠٥/٣١
٠
٠
جواد آقا همچنان سپاس گزار است
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٣١
٠
١
واقعا چرا یه نفر به خودکشی فکر میکنه ؟ خب اگه قرار بود بمیره خدا خودش میبردش نه این که بره خودشو بکشه . خودکشی اخرین راه هم نیست من فکر میکنم به ایمان طرف برمیگرده اگه واقعا با ایمان باشه حتی در بدترین شرایط هم به این قضیه فکر نمیکنه .
khan
khan
٩٢/٠٥/٣١
٠
٠
بله درسته ...هوراا به افتخار افسانه....خانم موج مثبت!!!!!
T.y73
T.y73
٩٢/٠٥/٣١
٠
٠
هعـــــــی...:| چرا بعضیا اینقدر خودخواهن...!!!!!! فاطمه جان ممنوم ازمطلبت...
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٠١
٠
٠
ممنونم از همگی به خاطر نظراتشون....متشکرم
علیرضا1
علیرضا1
٩٢/٠٦/٢٥
٠
٠
چرا اون دکمه های لایک اووووووووووووون طرفه؟! همیشه تو مطالب لایک کم هست! راستی اینجا مطلب کی بووود؟ 0_o
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات