در جست‌وجوی ریاضت...
اگر جو سالک شدن ما را گرفت چه کنیم!

در جست‌وجوی ریاضت...

نویسنده : محمد امین شرکت اول

هر قدر هم که آدم غرق در نعمت دنیا باشد و در رفاه مادی زندگی کند، باز هم احساس کمبود دارد، چون انسان به دنبال هدف دیگری آفریده شده و آن هم تعبّد معبودی یکتاست «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» (سوره الذاريات آیه 56). از یک جایی به بعد احساس می‌کند هنوز تکه بزرگی از وجودش کامل نشده است. برای همین قدم به دنیایی غیر از این جهان مادی می‌گذارد و آن هم معنویت و عرفان است. ولی گاهی سراسیمگی روح آدم، ما را به انحراف از مسیر حق می‌کشاند. نمونه‌اش هم برخی از افرادی که در ابتدای راه سیراب کردن روح از معنویت، بدون راهنمایی مطمئن، دچار گرایشات انحرافی به سایر ادیان ساختگی یا حتی عرفان‌های کاذب چون برهمایی، بودایی، سرخپوستی و یا حتی شیطان پرستی شده‌اند.

 

این سراسیمگی باعث آدم را به شعاع کوچکی از نور نیز قانع می‌کند و یا حتی محو سراب‌های نور می‌کند که جز کذب و دروغ نیستند. اگر هم از این مرحله خطرناک به سلامت عبور شود و معبود واقعی را پیدا شود، باید به دنبال پیری راه بلد بگردد تا او را در ادامه راه همراهی و راهنمایی کند. عده‌ بسیاری هم، در این وهله به انحراف می‌روند و به بیراهه‌هایی مثل صوفی‌گری می‌روند و پا به آن خرابه‌های به ظاهر آباد می‌گذارد. یعنی بعد از یافتن راه درست و صحیح، امیال نفسانی که آدم را در مادیات غرق کرده بود و به انحراف کشانده بود در قالبی دیگر به سراغ او آمده تا او را منحرف کند. 

حضرت امام علی(علیه السلام) فرمودند : لا تَرَي الجاهِلَ إِلا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرَّط

هرگز نادانی را نمی یابی جز آن که در کارهایش یا افراط می کند یا تفریط

این‌جا دوباره آن نفسی که در حال فرار از آن بوده به شکلی دیگر به سراغش می‌آید، یک روز در امور مادی و دگر روز هم در امور معنوی، از همان اول به دنبال ذکرهایی خاص در مرتبه و زمان‌هایی خاص است، به دنبال ریاضت است و به طور کلی به دنبال اعمالی خاص است.

آیت الله بهجت (رحمه الله علیه) خاطره‌ای را از زبان استاد خود حضرت آیت الله قاضی (رحمه الله علیه) نقل می‌کند: روزی چند تن از شاگردان این جناب به سراغ ایشان آمده و به دنبال یافتن راه سیرو سلوک از ایشان سوالاتی پرسیدند و ایشان در جواب آن‌ها فرموند که من راهی را بلدم که آدمی هم دنیا را به دست می‌آورد و هم آخرت را، ولی چون می‌دانم که شما به آن عمل نمی‌کنید برای‌تان نمی‌گویم، بعد از اتمام درس، آن چند شاگرد به دنبال آقای قاضی راه افتاده و پاپی ایشان می‌شوند. بعد از اصرار فراوان آقای قاضی از آنان تعهد انجام آن عمل را می‌گرفتد و می‌فرمایند: دنیا می‌خواهید نماز اول وقت، آخرت می‌خواهید نماز اول وقت، انسان با نماز اول وقت به همه چیز خواهد رسید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٩
٢
٠
ریاضت کار هرکسی نیست.....مولانا وقتی که به این درجه رسید کلا متحول شد و جالب اینه که کسی که مرتاض هست یا درویش مثله خود ماست،در بین ما زندگی می کنه و هیچ فرقیم نمیکنه،اینایی که این روزا میبینیم همه ادا در میارن...
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٣/١٠
٠
٠
مرسی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٣/٠٩
٠
٠
خدا کنه به شعاع کوچکي از نور قانع نشيم
٩٢/٠٣/٠٩
٠
١
اینارو ولش کنین فقط سرخابی ................
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٩
٠
٠
واقعا این جمله "هرگز نادانی را نمی یابی جز آن که در کارهایش یا افراط می کند یا تفریط" از امام علی (ع) بیانگر همه چیز هست ... ممنونم مطلب مفیدی بود.
محمدامین شرکت اول
محمدامین شرکت اول
٩٢/٠٣/١٠
٠
٠
خواهش
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٣/١٠
٠
٠
ممنون
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/١٠
٠
٠
ممنون
ali007
ali007
٩٢/٠٣/١١
٠
٠
ممنون و ممنون.
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨