«بخورمت حبه انگور»!
شعری از ملک الحبه انگور!

«بخورمت حبه انگور»!

نویسنده : blue girl

در ميان آغل يا چراگاهي دوردست

هر كجا بوي علفي مي‌آيد،

تو را در برابرم مي‌بينم

 كه پاچه غم در بغل گرفته‌اي و مي‌گويي:

«بخورمت حبه انگور!»

و حيف نمي‌داني،

من دلباخته گوساله‌اي هستم كه در گواتمالا،

اسیر دندان گرگ سيبريايي شده

و گرگ ناگهان چه زود سير مي‌شود!

(ملک الحبه انگور)

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
حالا هیچ جا هم نه گواتمالا...؟؟؟ممنون...
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
همینه بگو...آقا مالدیو هم هست ها!!
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
مگه گواتمالا چشه؟؟؟؟؟؟؟سران مملكتمون با همين جور كشورها رابطه شون خوبه ما هم كه مجبوريم ازين جور كشور ها استفاده كنيم
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
تاتارستان خوبه؟؟؟؟؟سومالي چطور؟؟؟؟؟؟نيجريه؛ناميبيا،و.........
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
نه بزار يه كم باكلاسش كنم......جغتانجلس خوبه؟؟؟؟؟تركيب جغتاي و لس آنجلس چون با هم خواهر خوانده ن.....خييييلي شبيه ن قابل تشخيص نيستن اصن
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
گرگ سیبریایی مگه تو گواتمالا هم هست؟سپاس
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
نه قضيه اين نيس.من و معشوقم داشتيم تو سيبري ميچريديم و با هم جفتك مينداختيم كه گرگ سيبريايي حمله كرد و معشوقمو گروگان گرفت و من داد زدم راجو.....و بعدش برد به گواتمالا
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
خخخخخ :)))) ممنون ملک الحبه انگور !
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
خوااهش ميكنم.......ميگم دماغ تو چقدر شبيه پوزه مخاطب خاصمه..........حيف كه الان گواتمالاس و گرنه با هم عكس مينداختيم ميزاشتم به عنوان آواتارم
hamid_roni
hamid_roni
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
الان فکر نکنم بحث خنده باشه ... از اون لبخند های تلخ اینجا کاربرد داره ... ممنون ...
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
نگوووووووووووووووووووووو گریم گرفت .لبخند تلخ؟؟؟؟!!!!!
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
بحث خنده نیست ولی ما به شوخی گرفتیم....
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
بسيار متشكرم ولي اصن بحثي نيس!!!!!!!حكايت حال منه در فراغ مخاطب خاصم:(((((((گوساله........آه راجو.....
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
سپاس
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
متشكرم.......
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
مفهوم ایی شعر خیلی نامفهوم بود!!!ولی با اون جمله ی دوم یاد مریم و میتل افتادم..."هرجا پرنده ای بهت می خنده در هر غروب خورشید،می تواند مرا دید"
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
كجاش نا مفهوم بود آخه.....آرام تهي مغز فهميد شما كه جاي خود داري.....ببين مخاطب خاصم(گوساله قربونش بشم چقد بهم ميايم)رو گرگ(جيز جيگر بگيره الهي)دزديده برده گواتمالا...افتاد؟؟؟؟؟
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
مريم؟؟؟متيل؟؟؟؟؟؟؟رادمهر؟؟؟؟؟؟؟
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
الو الو پليس110؟؟؟؟؟؟؟عاقا بياين اينجا وضع خرابه.......
javad agha
javad agha
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
هیچی نمی تونم بگم جز سپاس
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
منم هيچي نميتونم بگم جز 4 پاس
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
ممنون
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
خواهش ميكنم..شما مخاطب خاصه منو نديدين؟؟؟؟؟گوساله رو ميگم
ارام
ارام
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
مرسی
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
مر40......
tanha
tanha
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
ممنون
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
خواهش ميكنم
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
مرسی:))))))))))
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
تشكرD:
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
بسی مرسی
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
بسي خواهش
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
جالب بود خسته نباشين
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
این الان چی بود شعر بود؟ نامه ی سرگشاده بود؟ شعری با اهداف سیاسی بود؟ یا همه ی موارد.
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
دقيقا؟
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
الان من چی بگم...آها ...مرسی
باران
باران
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
ممنون
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
خوش به حال خودم که عاشق هیچ گوساله ای نیستم !
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
ممنونم ملک....
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/٢٢
٠
٠
متشکر از همه
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠