غروب
یک شعر دلی

غروب

نویسنده : Ben

توی این غروب خورشید آسمون تیره و تاره

ماهو خورشیدی نداریم دلامون پر از غباره

پره از غم و اندوه پره از بی وفایی

پره از عشقایی که آخرش شده جدایی

شب شد و باز ماه در اومد و تاریکی رو برد

اومد و غم دلارو با خودش ورق زد و برد

دوباره شب سیه پوش جاشو داد به روز روشن

جاشو داد تا که بمونه دلامون همیشه با هم

حالا که شادیم و شادی تو دلامون لونه کرده

چرا ما با هم نباشیم تا دلامون باز بخنده

 

تا شاید باز بخنده ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
خیلی قشنگه مرسی
باران
باران
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
ممنون
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
odgd cdfhf,n o,a fi phgj,k ;i auv ld'dkمنظورم همون زيبابود هست
R-Rad
R-Rad
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
من لطافت تو طبعم نیست ولی قشنگ بود!!!!!!!!!!!!!!!!
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
ممنون زیبا بود
ارام
ارام
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
خیلی قشنگ بود خیلی ممنون
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
دم شماهم گرم شعر آهنگینی بود ...
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
ممنون زیبا بود
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
دست شما بي بلا و ايضا دمتان قيژ!
nika
nika
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
زیبا بود مرسی.............
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
پول منو بدید من برم.
اهورا
اهورا
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
چی باحال بود....بسی حال کردیم
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
فضای غمگینی دارد
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
زیبا بود . سپاس
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
بسیار زیبا ... ممنون ...
sahar
sahar
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
زیبا...اما خدایی یه جاهایی کلا وزن نداشت...بازم ممنون
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/١٧
٠
٠
اخییییییی واقعا دلی بود....یاد یه شعری افتادم که وقتی 13 سالم بود گفتم...شبیه همین بود تقریبا....ممنونم
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/١٧
٠
٠
شعر زیبایی بود :) ممنونم :)
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٣/١٧
٠
٠
خوب بود
korosh
korosh
٩٢/٠٣/١٧
٠
٠
ممنون....من اهل ادبیات نیستم ولی خیلی زیبا بود..
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
سلام:زیبا بود.متشکرم.بیشترازاین شعرها بگزارید
پربازدیدتریـــن ها
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
درد ندیدن نوه دختری عمه بزرگ لیلا خانم

درمان درد دل

٩٦/٠٧/٠٢
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
باورم نیست هنوز

کو شقایق؟ کو؟ کجاست؟

٩٦/٠٧/٠٣
گند همه چیز را در می آوریم

آموزنده های دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

كرم ابريشم من وقت تماشا نرسيد

٩٦/٠٧/٠٢
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
مواظب باشید نیفتید

افتاده ز چشم، می رود از دل هم

٩٦/٠٧/٠٣
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

٩٦/٠٧/٠١
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
در اتاق تاری

ای کاش آن زن من بودم

٩٦/٠٧/٠٣
تبلیغات