بیگانه‌ای گیر افتاده در فلسفه
معرفی کتاب

بیگانه‌ای گیر افتاده در فلسفه

نویسنده : sjalal

در آغاز داستان با رفتار غیر عادی «مورسو» مواجه می‌شویم. او نمی‌خواهد صورت مادرش را که مرده و یک سال است ندیده، دوباره ببیند. او با رفتار انسان‌های پیرامونش بیگانه است و رفتاری متضاد با عرف عام دارد.

او روز بعد از مرگ مادرش با «ماری» به دریا می‌رود و بعد به سینما. وقتی کتک زدن زنی توسط «رمون» را می‌بیند آزرده خاطر نمی‌شود و فقط اظهار می‌دارد که از پاسبان‌ها خوشش نمی‌آید. و ضمن این‌که به ماری برای درخواست ازدواج پاسخ مثبت می‌دهد به او می‌گوید که دوستش ندارد. با این‌که همه این مقدمات برای محاکمه مورسو کافی است اما به نظر می‌رسد که این مقدمات دارای تناقض و کمی مبالغه آمیز است.

همه زیبایی داستان به دیدگاه مورسو در مورد جهان بعد از مرگ است که بینشی است ساده و واقع بینانه.

با خواندن این داستان متوجه می‌شویم که کامو برای رمان بیگانه طرحی فلسفی دارد و گاهی خواننده تصور می‌کند که داستان را از آخر به اول نوشته شده.

================

نام کتاب: بیگانه

نام نویسنده: آلبر کامو

قیمت پشت جلد: 55000 ریال

تعداد صفحه: 144

نشر: نیلوفر 

قطع کتاب: رقعی

وزن: 400 گرم

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
چه جالب به نظر ميرسه
korosh
korosh
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
اوکی :)) ولی نمیخرمش :)))
m_meisam
m_meisam
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
قيمت مناسبه ها!!!
maede
maede
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
چه جالب!ممنون بابت معرفی.انشاالله میخونمش.
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
ممنونم ازتون
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
از لغت "فلسفه" دل خوشی ندارم :دی || ممنونم برای معرفی
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
مرسی آقا جلال :))
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
ممنان از شما:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
ممنون از معرفیتون :)
n_parak
n_parak
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
داستان کوتاه مرتد از کامو رو خوندم. از همون داستانایی بود که می خواستم ادبی، تاثیرگذار و عمیق. داستان در مورد کشیشی است که با پای خودش به سرزمینی مطرود میره. که ساکنینش وحشی و مبتدی هستن. و خونه هاشون از نمکه .اجازه نمی دن دینش رو تبلیغ کنه. زبانش رو می برن و اسیر میشه . کاری می کنن که به بت اونا ایمان میاره و در واقع مرتد میشه. رفتم طاعون رو خریدم. اصلا شبیه هم نبودن
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات