عطر و تاوان
شعری سروده خودم

عطر و تاوان

نویسنده : saiideh70

خنده‌هایت،

مثل گل‌های بهاری،

میان باغچه افکارم می‌رویند ...

و عطرشان نا خواسته،

همسفر نفس‌هایم می‌شوند!

حتی،

خواب علف‌های هرز افکارم را هم،

پریشان می‌کنند...

نترس،

نمی‌گذارم زمستان،

غنچه‌هایت را،

بمیراند!

قول می‌دهم تاوانش را،

با گرمی اشک‌هایم،

بدهم ...

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
ممنونم...بسيااار زيباااا
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
من که خوشم اومد.........این را در پاسخ الهه خانم نوشتم که شما زودتر ببینیدش:)))
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
انقدر بدم میاد از اینایی که به آدم می چسبن واسه اینکه دیده بشن ...ایششششششششششش ( به دل نگیری گربه )
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
خیلی زیبا بود....ممنون
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
خيلي زيبا .خوش به حالتون كه ميتونين حستونو باشعر بگين
mahshid2
mahshid2
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
بسیار زیبا و طیف بود ممنون
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
و چي بود؟؟!!!!!!!
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
طیف بخار عناصر دیگه ... طیف گسسته بوده احتمالا
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
خخخخخ
wolf
wolf
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
ممنون
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
به به.................همین
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
به زیبایی اشعار قبلیتان نبود اما مطمئنا هم از اشعار امروزه زیباتر بود...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
سپاس
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
خیلی قشنگ و زیبا بود ...
مجید
مجید
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
خوب
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
فووووووووووووووووووق العاده بي نظير .......
گلبرگ
گلبرگ
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
ب‍ـــــــــــــــــــسی زیبا بود!
من
من
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
عالی
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
عالی :) مثل همیشه :) ممنونم .
باران
باران
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
ممنون
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
دوست داشتم...همسفر آرزوهایم
nika
nika
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
مرسی...........
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
واقعن زیبا بود...........
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/٠٩
٠
٠
عاورین سعیده بانو..... خیلی زیبا......
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات