می‌دونی من کیم؟ بگم؟‎!
خاطره طنز

می‌دونی من کیم؟ بگم؟‎!

نویسنده : hamid blue boy

یک بار ماشین را برداشتیم و با بچه‌ها رفتیم بیرون. صدای ضبط تا آخر زیاد؛ همه هم داشتیم دست می‌زدیم داخل ماشین. خلاصه یکهو یک افسرِ جلوی ما را گرفت گفت: بزن بغل…

من هم به بچه‌ها گفتم ادای این بچه باحال‌ها و با معرفت‌ها را در بیارید بیخیال شود، جریمه نکند. 

خلاصه پلیسه گفت: این چه وضع رانندگیه؟ ماشین باید بخوابه پارکینگ!

یکهو من کف و تف قاطی کردم گفتم: می‌دونی من کیم؟ اصلا حواست هست با کی داری حرف می‌زنی؟ بگم کیم؟ بگم؟

رفیق‌هایم هم آمدند جلوی دهانم را گرفتند، گفتند: بیخیال نگو بهش، گناه داره اخراج می‌شه.

افسره هم رنگش را باخت و آب دهنش را قورت داد گفت: نه نمی‌دونم، ببخشید شما کی هستین؟

منم با یک صدای خسته بهش گفتم:  من یه پرندم، آرزو دارم تو باغم باشی، من یه خونه سرد و تاریکم…

(بچه‌ها هم دست می‌زدند)

 

هیچی دیگر، همه دور هم با افسر کلی خندیدیم و گفت: باهاتون کلی حال کردم بچه‌های باحالی هستین.

آخر سر هم ۵۰ هزار تومان جریمه شدیم و ماشین هم رفت پارکینگ و باندهایش هم باز کردند و خودمان را هم بردن تست اعتیاد دادیم و همه چیز به خیر و خوشی تمام شد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
یعنی عجب ضایع خخخخخخخخ سپاس
من
من
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
بعلهههههههههههه!!!!!
nika
nika
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
ممنون
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
چ خوب که نشون دادین با معرفتین اوناهم تخفیف دادن بهتون!!!!
sorme
sorme
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
مرسی...کلی خندیدم
wolf
wolf
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
ضاااااااااااااااااااااااایع!
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
چه جرعتی داری ها .....
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
واقعا به خیر گذشت!!
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
دست افسر درد نکنه آررررررررررررررررررررره
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
ممنون
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
اسمتان در حلق همان افسر
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
ههههههههههههه چه باحال(:
RKO
RKO
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
افسر قشنگ متوجه شد ک: بچه‌های باحالی هستین.
پری_شاهی
پری_شاهی
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
من اگه جای افسر بودم آنچنان جریمه ای میکردم که حال کنی
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
وای چه بچه های بدی .اگه من جای اون بودم چنان میکوبوندم تو دهنت که چهار تا استخوان تو دهنت خرد شه( چه عصبانی)
باران
باران
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
ممنون
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
برای دوست من هم اتفاقی مشابه این رخ داده بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ :))) ایولا بابا نصف شبی کلی مارو خندوندی 50 هزارتومنت حلال افسره :)))))))))))))))))))))))))
mike
mike
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
الکی میگه...
ar_gholizade
ar_gholizade
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
دمت گرم بابا، چقدرم با خوشی تموم شد! فک نکردی با اون کارت بگه شاید چیزی زده باشینو بدتر لج کنه؟! اینجور موقع ها باید.......... نمیگم! حالا باندات چی بودن؟kenwood اصل بود؟
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
متاسفم که افسره اینجوری رفتار کرد.:ترسید.
ارام
ارام
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
مرسی کلی خندیدم
نسیم
نسیم
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
خیلی باحال بود. :)))
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٢٣
٠
٠
موفق باشی..خخخخخخخخخخ
madmazel
madmazel
٩٢/٠٣/٢٥
٠
٠
ایول.......................... بابا دست خوش
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٠٨
٠
٠
خنده داره:-):-)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات