کل یوم عاشورا...

کل یوم عاشورا...

نویسنده : Raaahil

خواهرم که درماه محرم چادربه سرمی‌گذاری، آرایش نمی‌کنی، لباس سیاه برتن می‌کنی.
برادرم که ماه محرم عزادار می‌شوی، ریش می‌گذاری، آهنگ گوش نمی‌دهی.
ای کسانی که برای امام حسین(ع) سینه می‌زنید، اشک می‌ریزید، روضه می‌روید و غذای نذر امام‌(ع) را به خاطر تبرک بودنش می‌خورید.

محرم که تمام شد خوبی‌های‌تان را نگه دارید، دوباره بدی‌ها را به درون‌تان راه ندهید.
وقتی ازامام حسین‌(ع) دلیل سفرشان را پرسیدند ایشان فرمودند برای امر به معروف ونهی ازمنکر.
بعد ازماه محرم روسری‌ات که عقب رفت، نمازت که داشت قضا می‌شد، غیبت کسی که به ذهنت رسید، آهنگ حرامی را که خواستی گوش کنی؛ فقط بدان که یک نفر، نه! یک سپاه برای نهی تو از این منکر به شهادت رسیدند. به خاطر بیاور که رقیّه، نه! رقیّه‌ها بی‌پدر شدند.

این‌جا حرمت این خون‌ها و اشک‌ها را پاس‌دار.
دراین ایّام برای رستگاری 11 ماه دیگرمان دعاکنیم.


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٨/٢٨
١
٠
بی نظیر بود!
میثم
میثم
٩١/٠٨/٢٨
٠
٠
خدایا کمکمان کن...
h_taghizadeh
h_taghizadeh
٩١/٠٨/٢٩
٠
٠
خدایا چنان کن سرانجام کار // تو خشنود باشی و ما رستگار //..
افسانه بانو
افسانه بانو
٩١/٠٨/٢٩
٠
١
عالی بود اما کو گوش شنوا اصلا من خودم را میگویم.نمیدونم چرا تو شرایط بعضی چیزا که قرار میگیریم درست رفتار میکنیم اما بعد از مدتی همه چی یادمون میره ....
baranak
baranak
٩١/٠٨/٢٩
٠
٠
عالی بود سباس از نوشته زیبا.....کاش همیشه اینگونه زیبا باشیم...تو فقط خود بخواه دیگران نیز می ایند......
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات