خدا بد نده!
در رادیولوژی چه می‌گذرد

خدا بد نده!

نویسنده : مریم غلامزاده

این‌جا بیمارستان است، جایی که خیلی‌ها از شنیدن اسمش پایشان سست می‌شود یا شاید از بوی الکل و دیدن خون و مریض تا دو روز سردرد بگیرند و در روحیه‌شان خدشه در حد گسل ایجاد شود.

اما برای من این‌جا رنگ و بوی دیگری دارد، نه این‌که بوی الکلش تیز نباشد و تا مغزت سوت نکشد و نه این‌که خبری از همهمه و شلوغی بیماران نباشد و نه این‌که هر روز با خون و دست و پای شکسته و جسد شکلات پیچ شده سرو کار نداشته باشی! نخیر؛ همه این‌ها هست به انضمام روحیه پوست کلفتی که ببیند و دم نزند، شاید به این واسطه دردی درمان، زخمی بخیه، یا حتی مرده‌ای زنده شود.

 

رادیولوژی از کدوم وره...

از ورودی بیمارستان که گذر کردی اگر در بین خطوط رنگارنگ خط زرد را بگیری راسته دماغت و بیایی، می‌رسی به این‌جا که من نشسته‌ام. این‌جا رادیولوژی بیمارستان است و به قولی عکاسی ...

هر چند این‌جا خیلی‌ها ما را عکاس باشی صدا می‌زنند اما این عکاسی با آن عکاسی تومنی صد نار توفیر دارد.

 

از پری تا میمون درختی!

 عکسی که ما می‌گیریم سه در چهار رنگی با زمینه سفید مخصوص گواهینامه و ثبت نام دانشگاه نیست. بلکه بسیار حیاتی‌تر از آن است که فکر می‌کنید. شاید تشخیص‌های زیادی  در رابطه با شکستگی‌ها یا در رفتگی‌ها که ممکن است نخاع و اعصاب را در گیر کرده و بیمار را برای همیشه خانه نشین کند، به عکس ما و دقت و وضوحش وابسته باشد. 

عکس رادیوگرافی غیر از تشخیص شکستگی موارد استفاده دیگری هم دارد، مثل تشخیص عفونت‌های ریوی، بررسی سایه قلب و سینوس‌های صورت و غیره. در کل عکسی که ما می‌گیریم متشکل از یک مشت استخوان است که آدم را یاد آینده‌ای نه چندان دور می‌اندازد و این‌که وقتی انشالله بعد 120 سال خدا بیامرز شدید چه شکلی می‌شوید و این‌جاست که اگر ارباب رجوع‌مان 67 لایه روی هم سرخاب و سفیدآب کرده باشد و از زیبایی مثل حور وپری جلوه نماید، شرمنده‌اش می‌شویم و عکسی تحویلش می‌دهیم که بیشتر شباهت به میمون درختی دارد تا حوری زیبا و فریبا.

 

اشعه نگو بلا بگو...

اساس کار پرتونگاری اشعه ایکس است، چیزی شبیه اثر نور بر کاغذ که باعث ایجاد عکس می‌شود، اما اشعه بسیار خطرناک و دارای خاصیت یونیزاسیون قوی است. تمام دیوارهای اتاق رادیوگرافی که عکس‌برداری از شما در آن انجام می‌شود، سرب‌کوبی شده‌اند تا ذره‌ای اشعه از آن به بیرون نفوذ نکند و اگر از لای در یا دیوار یا شیشه نشت اشعه داشته باشیم، خوب دیگر دهان کروموزوم‌ها و ژنهای‌مان آسفالت شده و باید در حالت عادی منتظر ظهور سرطان‌های عجیب غریب گرفته ازسرطان خون و کبد و غیره تا سرطان سیرابی و شیردان یا سرطان دل و قلوه باشیم و در حالت خفن‌تر احیانا در آینده به جای بچه، آدم فضایی بدنیا می‌آوریم.

و به همین دلیل طبق قوانین مصوب علوم پزشکی، جهت رفاه حال ژن‌هایمان در سیاهه حقوقی این‌جانب و همکارانم بندی به نام حق اشعه ذکر شده و این یعنی مبلغی اضافه‌تر نسبت به دیگران به خاطر قرار گرفتن در شرایط سخت کاری که به چشم خیلی‌ها مبلغ قابل توجهی است اما در واقع این برای من که در محیط اشعه کار می‌کنم و در معرض خطر هستم، فقط به عنوان دهن بند است تا بعدا زبان ژن‌ها و کروموزموم‌ها سرمان دراز نباشد.

 

اگر دردم یکی بودی چه بودی...

این‌جا باید نرم باشی، آرام و انعطاف‌پذیر. گاهی مسکن دردهای بیماری که با تصادف ماشین دو مهره کمرش روی هم پرس شده و دردِ پاهای خورد شده‌اش را حس نمی‌کند و گاهی غمخوار و امید بخش مادری که جوانش روی تخت احیا با زور آمبوبگ و تنفس مصنوعی زنده مانده و گاهی باید خندید به بچه‌ای که با دماغ آویزان و چشم‌های گرد نگاهت می‌کند و ساعدش از وسط زاویه‌دار شده و به قول خودش مادرش روی آن ترمغ (ضماد) بسته کرده... این‌جا باید با همه چیز کنار بیایی، این‌که یکی دل و روده‌اش را روی روپوشت بالا بیاورد و یا پیر مرد و پیرزنی که سینه‌اش چرکی شده و هر لحظه باید خلط سینه‌اش را خالی کند.

و در پایان زیباترین بخش خدمت در این لباس و این مکان مربوط به وقتی است که دست بیمارت را بگیری و کمکش کنی آن هم با خوشرویی و مهربانی او هم برایت دعای خیر کند «اللهی سفید بخت شی مادر، اللهی پیر شی، اللهی خیر ببینی» و این یعنی لذت از کار...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
این مقاله برای رادیولوژی شناسی بود....اینو واسه کسایی نوشتم که شاید وقت نکنن بخونن میبینین من چقدر خیرم:))
shahrzad-z
shahrzad-z
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
هر هر هر
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
زیاد به آنجا رفتم
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
چرا؟
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خدائیش این سکوت شما خیلی بده خیلی
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٥
١
٠
افسانه بانو شما هم که سبز کردین بلاخره کی سبزه شما یا علیرضا خان؟؟؟
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
نمی خواهم فضای منفی ایجاد کنم
باران
باران
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنون
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خیلی جالب بود .............سپاس
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
موفق باشین ما هم دو سه هفته پیش کارآموزی رادیولوژی رفتیم یه هفته
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنونم از مطلب علمی مفیدتون
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
مرسی
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
خدا خیرشون بده.....
Paeez
Paeez
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
کار سختیه سروکارم افتاده به اینجاها..اما همه رادیولوژیستا آقا بودن.یه سوال سی تی هم خطر داره اشعه اش برای خود بیمار؟
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
اشعه اشعه است کلا ضرر داره
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
من یه بار رفتم..ولی خانم بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
کار تو بیمارستان کلا سخته، خدا قوت بده به همه کارمندای بیمارستان ها./ممنونم/
R-Rad
R-Rad
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
من که رشته ام مربوط به همین تجهیزات پزشکیه ممنون بابت نوشتتون :))
nika
nika
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
مرسی.........
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
ممنون ..........جالبناک بود
nikta
nikta
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
مرسی.خوب نوشتین واقعا.
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
از همگی خواهش داریم
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
سلام. قلم قشنگ دارید... روایتی از سختی های کار و همینطور ، نمایی از شیرینی اش ....! آرزوی سعادت و شادی براتون دارم
پری_شاهی
پری_شاهی
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
چه سخت میگذرد در رادیولوژی!
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٣/١٨
٠
٠
فکر میکنم تنها رشته پزشکی که توش خون نقش نداره رادیولوژیه ،نه؟
wolf
wolf
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣