تا اتوبوس هست چه نیازی به تلویزیون داریم!
طنزیات

تا اتوبوس هست چه نیازی به تلویزیون داریم!

نویسنده : محمد امین شرکت اول

در ابتدا لازم مي‌دانم که از آن دسته افراد مرفّه جامعه که حتي رنگ صندلي‌هاي اتوبوس را هم نمي‍دانند عذرخواهي کرده و به اين گروه قول دهم که از امروز پول‍هاي خود را جمع کرده و پس از يک دوره رياضت اقتصادي چند وقتي هم از تاکسي به عنوان وسيله عمومي استفاده کنم تا بتوانم با ذهنيّت بدست آورده از آن تجربه مفرّح مرفهين، مطلبي در خور شان آن معظم اله بنگارم تا برگ سبزي باشد تحفه درويش!

 

و اما اتوبوس، اکثر کساني که قسمتي از زندگي روزمره خود را در اين وسيله نسبتاً نقليه صرف مي‌کنند، بر اين عرض بنده صحه خواهند گذاشت که اتوبوس به تلويزيون از همه چيز بيشتر شبيه است. (اين‌جانب از تمامي دوستان مخالف خواستارم که آرامش خود را حفظ کرده و به خواندن ادامه مطلب بپردازند و پس ازاتمام آن به امر خطير انتقاد کردن بپردازند)

 

در بدو ورود به اتوبوس (البته از درب وسط) با صحنه‌اي از يک فيلم پليسي مواجه خواهيد شد! فردي با يک جليقه نارنجي فسفري بر سر راحتان مي‌ايستد و اگر مرد باشيد گردنتان و اگر زن باشيد کيف و لباستان را در بين انگشتان خود گرفته و مي‌فشارد و با حالتي چشم در چشم، لفظ بي‌معناي کارت بزن کارت بزن را تکرار مي‌کند. پس از اتمام اين فيلم، فيلمي خانوادگي خواهيد ديد که در طي آن يک يا چند پير مرد با يک يا چند پير زن مشغول مشاجره و دعوا بر سر يک جاي خالي و... هستند. بدليل استفاده بازيگران اين فيلم از الفاظ نامناسب کانال را عوض کرده و به راه خود در اتوبوس ادامه مي‌دهم. وقتي به وسط اتوبوس رسيديد در همان مکان مي‌ايستيد و به پيام‌هاي بازرگاني مغازه‌هاي کنار خيابان نگاه مي‌کنيد. و اگر شانس به ما رو کند صندلي‌اي خالي شود، مي‌نشينيد که ناگهان فيلمي از جنگ جهاني دوم و شکنجيه‌هاي آلمان‌ها شروع به پخش مي‌شود که در آن فيلم انسان‌هاي بي‌گناه را در حفره‌اي کوچک و تنگ نگه داري مي‌کردند، پس از چندي تحمل صحنه‌هاي خشن اين فيلم، از جاي خود بلند مي‌شويم که هم بندي‌مان آزاد شود، خود به انتهاي بند مي‌رويم که ناگهان متوجه شروع شدن مستندي از طبيعت آمازون مي‌شويد و کانال را به سمت آن مي‌چرخانيد، شخصي با کيسه‌اي بزرگ پر از کرفس و ساير سبزيجات در کنارتان مي‌نشيند و آن گياهان را درون چشم، دهان،گوش و حتي در بعضي مواقع هم ديده شده که در بيني شما فرو مي‌برد. پس از چندي تحمل سختي زندگي در طبيعت، از آن جنگل خارج شده دوباره به راه روي تلويزيون! ببخشيد، اتوبوس وارد مي‌شويد و مشغول شنيدن اخبار جديد سياسي، اجتماعي، فرهنگي، هنري و ورزشي داخل و خارج کشور به همراه تحليل هم زمان توسط افراد اطراف مي‌شويد و پس از اتمام اخبار با نزديک شدن اتوبوس به ايستگاه مقصد شما، شما نيز متقابلاً به سمت در جلوي اتوبوس راهي مي‌شويد که ناگهان با پخش مستند شوک با موضوع عرفان‌هاي کاذب مواجه مي‌شويد! تعداد زيادي از افراد به ميله‌هاي ابتداي راه روي ورودي اتوبوس دخيل بسته و احتمالاً به دنبال رسيدن به شفاي جسمي و يا معنوي هستند! با عبور امن از کنار اين منحرفين، فيلمي اکشن که در بعضي موارد هم با کمي تخيّل جناب آقاي راننده آميخته مي‌شود شروع به اکران مي‌شود، شما بايد با روشي سريع و متحيّرالعقولي از ميان آن ازدحام دم در عبور کرده و با حرکتي کاملاً نمايشي خود را قبل از حرکت اتوبوس از آن خارج کنيد!

 

و همين باعث مي‌شود افرادي که هر روز از اتوبوس استفاده مي‌کنند ديگر نيازي به تماشاي تلويزيون نداشته باشند!

 والسّلام...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنون:))
faride
faride
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خیلی ریزه چشام دراومد!!!
محمدامین شرکت اول
محمدامین شرکت اول
٩٢/٠٣/٠٦
١
٠
برای بزرگ شدن صفحه Ctrl را نگه داشته و علامت + را بفشارید.
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
سپاس جناب
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخ سپاس
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
افرین جالب بود..........
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
قربون دستت در مورد تاکسی تلفنی هم بزار کلاسمون به این چیزا نمی خوره
wolf
wolf
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
بچه پولدار
محمدامین شرکت اول
محمدامین شرکت اول
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
شرمنده فک کنم به تاکسی تلفنی دیگه عمر من جواب نده ولی قول می دهم که وصیت کنم بچه هام حتماً بنویسم!
wolf
wolf
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
ممممممممممممممممممممممنون
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
خیلی جالب بود.......خخخخخخ
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
حرف دل منو زدی..... تازه وای به روزی که مثه من پات لای در اتوبوس گیرهم بکنه....... خدا نیاره......
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
منکه فکر کنم نصف عمرمو تو اتوبوس بودم!ممنون همش درست بود با کلی دردسرای دیگه(:
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
دقیقا عین من
من
من
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
:))))
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
سپاس
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
خيلي باحال بود روحم شاد شد.......
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
جالب بود...
nika
nika
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
مرسی...........
Paeez
Paeez
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
بعله من کلا نصف آموخته هامو مدیون اتوبوسم والا!
sahar-s
sahar-s
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
عالی بود فقط فیلم های رومانتیک جا انداختی
محمدامین شرکت اول
محمدامین شرکت اول
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
آخ گفتی
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
اتوبوس نمونه کوچکی از جامعه
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
:))))
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
اتوبوس ای زیبای داستان های زندگی ! کخخخخخ /ممنونم خیلی جالب نوشتید.
nikta
nikta
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
در مورد بند اولتون:چرا انقدر خودآزاری میکنین؟کی گفته سوار اتوبوس نشدن؟
محمد امین شرکت اول
محمد امین شرکت اول
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
لطفاً کامنت پسر جهنمی رو مطالعه بفرمایید
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات