فاذکرونی اذکرکم
به خدا گفتم خسته‌ام

فاذکرونی اذکرکم

نویسنده : asghar

به خدا گفتم: خسته‌ام!

گفت: لا تنقطوا من رحمة الله...

گفتم: هیچ کسی نمی‌دونه توی دلم چی می‌گذره!

گفت: ان الله بین المرء و قلبه...

گفتم: هیچ کسی رو ندارم!

گفت: نحن اقرب الیه من حبل الورید...

گفتم: انگار اصلا منو فراموش کردی!

گفت: فاذکرونی اذکرکم...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنون.....خوب بود
من
من
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
..........سپاس فراوان
باران
باران
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنون
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
بسيار زيبا...ممنونم
نسیم
نسیم
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خیلی زیبا بود. تشکر.
nika
nika
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
مرسی.........
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٥
١
٠
حالا ما که خودمون ترجمه کردیم اما اگه ترجمش بود بهتر بود....در کل عالی...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٠٥
١
٠
اینو موافقم .
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
چه خوب بود...
وصال
وصال
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
نحن اقرب الیه من حبل الورید چه آرامش عمیقی میده این جمله.مرسی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
عالی بود .... سپاس
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
سپاس فراوان خدا قبول کند....
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
مگه سفر حجه؟؟؟
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
به خاطر رفیقم هیچی نمی گم
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خیلی زیبا و پر معنا خسته نباشین
Paeez
Paeez
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
لاتقنطوا من الرحمه...امیدوارم به رحمتش
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
چه دلنشین ... سپاس فراوان
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خیلی مرسی
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/٠٦
١
٠
کسی که خدا را دارد چه ندارد و کسی که خدا را ندارد چه دارد
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
آفرین به این جمله :)
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
فاذکرونی اذکرکم.... خیلی ممنونم..... بسیار زیبا و به جا......
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
متشکرم
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
خیلی زیبا بود ممنوم اصغر عزیز :)
nikta
nikta
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
آخری خیلی خوشمل بود.مرسی که از این متنا می ذارید.اطلاعاتتون بالاست معلومه واقعا.دستتون مرسی.
امیر
امیر
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
قشن بوذ خیییییییییییییلی
پربازدیدتریـــن ها
من هیچوقت نفهمیدم

مشکل دقیقا چیست؟

٩٦/١١/٢٣
یا بنا کن فیلمی در خور ما

یا مکن با فيلمسازان دوستی

٩٦/١١/٢٢
با چاشنی سوتی

اولین جلسه موفق

٩٦/١١/٢٢
شعری سروده خودم

روی مرز هالیوود

٩٦/١١/٢٣
پا به ویرانی دلم می‌گذارد

چشم هایش

٩٦/١١/٢٥
التماس تفکر

«و» مثل ولنتاین

٩٦/١١/٢٦
آرامش و لبخند

از پری تا پری

٩٦/١١/٢٣
صندوقچه افکارم

می نوشتیم آن زمانی که نوشتن مد نبود

٩٦/١١/٢٦
500 تومان به او بدهید

گدای محتاج تر

٩٦/١١/٢٤
از دانشگاه رفتن و نگاه دیگران

يك ترم بعد

٩٦/١١/٢٣
تقدس حجاب

محتاج نگاهیم بانو

٩٦/١١/٢٦
سکوت می کنم

هر چه بادا باد

٩٦/١١/٢٤
زندگی کوتاه است

سی سالگی

٩٦/١١/٢٥
چطور می توانید چیزی ننویسید؟

جادوی نوشتن

٩٦/١١/٢٤
من غلام قدیس ولنتاینم

ولم تایم، روز عشاق

٩٦/١١/٢٦
به‌سوی بهشت

در جمعیت

٩٦/١١/٢٥
انقلاب تدریجی

اصلاح یا انقلاب؟

٩٦/١١/٢٢
شعری سروده خودم

تو قصد کشتنم را کرده ای

٩٦/١١/٢٨
صدای پای نم نم اش

بارونم

٩٦/١١/٢٨
خدایی که در این نزدیکی‌ست

طریق عاشقان

٩٦/١١/٢٨