کمتر پلک می‌زنم تا زودتر ببینمش!
چَشم، چَشم را نمی‌بیند، چه رسد که دل، دل را

کمتر پلک می‌زنم تا زودتر ببینمش!

نویسنده : saheb zaman

جمعه‌ها؛ دلم می‌گیرد و به یاد آقایم دلتنگ‌تر از همیشه‌ام !من نیز همچون تمام منتظرانِ سرورم، هر جمعه کمتر پلک می‌زنم تا زودتر ببینمش !هرجمعه که کوچه پس کوچه‌های دل را آب و جارو می‌کنیم، برای استقبال از گام‌هایی که معطر به عِطر گل یاس‌اند ...

همه در این اندیشه‌ایم که : «این جمعه، جمعه وصل است؟»

 

مهدی جان !این منم، رو سیاه‌ترینِ منتظرانت !به ستوه آمده از این همه نخوت و کینه و بوی تعفنی که دنیا را فراگرفته است !از کودکی آموختم و آموختیم که: دنیا مرزعه آخرت است؛ پس، هرچه داشتیم، کاشتیم !

«اندک اندک»، هرچه که بود! و امروز این مزرعه با تمام اندک محصولش، غرق آتشی از کینه و نفرتِ شیطان است! نفرتی که منِ انسان، بازیگر آنم !

 

جانم به فدایت، امروز در این هوای غبار آلود، چَشم، چَشم را نمی‌بیند، چه رسد که دل، دل را؟! هر دم که فرو می‌بریم، به شوق عطر حضور توست؛ ورنه این هوا غریب است ...

و همچو بغضِ گلوی تمام دل‌شکستگان‌ات، سنگین !

 

مفهوم زندگانیم، از گذشته هیچ کودکی به دنیا نیامد مگر با گریه؛ حال این گریه از کجا بود؟ فقط خدا می‌داند. همواره اندیشیده‌ایم، که شاید از فراغ تنها آغوش مهربان و بی‌منت بود و این بغض و گریه، بر گلو می‌ماند و پنهان بود تا وصال !

اما امروز چه بر سر انسان آمده که قهقهه می‌زند، بر آن هق هق عاشقانه؟! این شریف‌ترین مخلوق چه کرده که، پلیدترین مخلوق او را به سخره گرفته است؟ صدای قهقهه‌های شیطان آزارم می‌دهد، حتی گوش خراش‌تر از آن روز است. همان روز که هبوط یافتم!

 

ای پسر فاطمه؛ امروز گرچه دستمان تهی است و سرد، اما دل همواره لبریز گرمای عشق توست !این روزها نجوا، نجوای العجل است برای ظهور منجی. که البته شیطان کمر همت خود را بسته تا این واژه را نیز همچون انسانیتِ انسان‌ها، به بازی گرفته و باب میل خود معنا بخشد. اما به خداوندگاری که در هیچ کجای دنیا نیافتم همچو او را، که تو تنها آرامش بخش این همه بشر هستی و تنها تو منجی بودی و می‌مانی !

 

عزیز زندگانیم، گرچه دل، تنگ است، اما مجال تنگ‌تر. فقط می‌خواهم بگویم: «امروز دستان منتظرانت دخیلند بر آستان پر مهر خداوند، تا مگر...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
هعیییییییییییی......واقعا چه بر سر ما آمده؟؟؟؟؟:(((((
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
هومممممممممممممممممممم......!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!...زمونه بدیه
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
هعــــــــــــــــــــــــــــــــی...مهدی جان !این منم، رو سیاه‌ترینِ منتظرانت ! به امید اینکه این جمعه جمعه ظهور باشد ...اللهم عجل لولیک الفرج
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
الهم عجل لولیک الفرج . . . ممنون
sahar
sahar
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
ممنون...زیبا...و پر از احساس
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
لهم عجل لولیک الفرج مغسی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
هعیییی..الهم عجل لولیک الفرج ...ممنون...
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
ممنون خدایاظهور امام زمان رونزدیک بگردان
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
چند وقتی بود که از این متن شما خبری نبود....چ خوب که دوباره تلنگر شما بازگشت...
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
اینم از الطاف جیمه (!)
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
...................
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
خیلی زیبا و احساسی.... ممنونم.... اللهم عجل لولیک الفرج....
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
موافق
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات