جماعتی که یک در میان زندگی کردند!

جماعتی که یک در میان زندگی کردند!

نویسنده : مریم نیک‌پور

دیوانه بوده‌اند!
نه جدی. چرا دروغ بگویم. ببینید چه جوری مغزشان را شستشو داده‌اند.
جوان‌های ما به جای این‌که در دانشگاه و سر کلاس درس باشند. جلوی توپ و گلوله‌اند.
واقعا هم آدم‌هایي بودند.
بعضی که با نیم وجب قد رفته‌اند جبهه. که چه بشود؟ بشوند گوشت جلوی خمپاره؟
چه آورده‌اند سر جوان‌های آن زمان؟
ما که چند تا از اقوام‌مان همان موقع خیلی راحت پناهندگی گرفتند و رفتند.

این قسمت آخرش را با فخر می‌گوید! این‌ها صحبت‌های یک جوان است راجب واژه‌‌ای به نام شهید! صحبت‌هایی است که بعد از دیدن عکس شهدا می‌گوید. نمیدانم.ولی گاهی می‌شود خودمان را به نفهمی می‌زنیم! غیر مستقیم می‌فهمانیم که نمی‌خواهم بدانم. زیرپایم خون شهدا است.
آرامش الانم به قیمت خون است.
میدانی خون یعنی چه؟
میدانی در اوج جوانی، مرگ را به جان خریدن یعنی چه؟
این جماعت برای چه رفته‌اند؟چرا خون دادند؟
برای تو! برای من!
برای وطنشان.
شهدا. یعنی کشته شدگان راه خداوند.
ولی این روزها نمی‌دانم چرا یادمان می‌رود که امروزمان را مدیون دیروزهایی هستیم که یک در میان روز شد.
مدیون مردان و زنانی که با دست‌ها نیمه خالی قد علم کردند تا من و تو امروز آرامش داشته باشیم.
باید هم یادمان برود.
از شهدا چه مانده است برای‌مان؟
جز تابلو چند کوچه که آن هم فقط یک اسم است؟
برای شهدا چه کرده‌ایم؟
اصلا چه می‌دانیم از آن‌ها؟
چه می‌دانیم از دیروزهای وطنمان؟


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
alish
alish
٩١/٠٨/٢٦
٠
٠
vaghean ghabele ehteram hastan merc
f.haghighat
f.haghighat
٩١/٠٨/٢٦
٠
٠
من عقیده دارم شهدا براشون مهم نیست ما چه کرده ایم یا چه می کنیم... یعنی خسته شدم از بس شنیدم ما برای اون ها چه کرده ایم. اونایی که ادعای انسانيت و اینا دارن برن به داد جانبازا و زنده ها برسن. آیا مرده پرستی کافی نیست؟
میثم
میثم
٩١/٠٨/٢٦
٠
٠
و ما رایت الا جمیلا...
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/٠٨/٢٦
٠
٠
قبول دارم تمام راحتی ما به خاطر شهداست ولی احساس می کنم کم کم این زحمات داره به باد میره!
taba_sa
taba_sa
٩١/٠٨/٢٧
١
٠
شهدا خیلی قابل احترامند.... ای کاش کمی هم جانبازان و شیمیایی های عزیز رو دریابیم نه همین که شهید شدند یادمون بیوفته که اینا هم بودند.... شهدا؛ مردان بی ادعایی بودند که فقط برای راحتی و آرامش امروز ایران جون خودشونو در طبق اخلاص گذاشتند حالا ما یکی از وظیفه هامون در فبال اونا اینه که دوستای هم رزمشونو که باقی موندن دریابیم....
افسانه بانو
افسانه بانو
٩١/٠٨/٢٧
٠
٠
چقدر زیبا نوشته بودی منم چند وقته دارم به این موضوع فکر میکنم اما . ..
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٨/٢٧
١
٠
کسانی که در راه خدا کشته میشوند زنده اند قرض از این مطلب بیان نشناختنهای ما نسبت به شهدا بوده است و بسیار موافقم از بابت کم لطفی هایی که به جانبازان میشود
m_kabiri
m_kabiri
٩١/٠٨/٢٨
٠
٠
سپاس که ازشهدا يادکردي.
fahime-sh
fahime-sh
٩١/١٠/٠٩
٠
٠
ممنون
کلاهدوز
کلاهدوز
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
مرسی
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
هرگز نمی توانی...

ماه حلول می کند

٩٦/١١/٠٢
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢
کسی چه می داند!

سابقه کهیر

٩٦/١١/٠٣