خرابکاری
یکی از پنجره‌های خانه را خراب کرده‌ام

خرابکاری

نویسنده : javad agha

در خانه را بستم و رفتم. (هر دویشان را، نو و کهنه هم نداشت.)
ماهی یک بار مسیر را هم عوض می‌کردم تا بلکه از جلوی در خانه خودم رد شوم. رغبتی نداشتم به ورود.
روزهایی هم بود که بر این بی‌میلی عجیب غلبه می‌کردم و کلید قفل در را می‌چرخاندم و نگاهی تاسف بار به ورودی خاک گرفته و لختی درنگ. و باز بدون انگیزه برای پیش آمدن، برمی‌گشتم و از همان راه آمده باز می‌گشتم.
حالا که بعد از مدت‌ها موفق شده‌ام و قفل در گشوده، با انگیزه بالا - دروغ نگویم در واقع باید گفت با کمی انگیزه - وارد خانه شده‌ام تا تار عنکبوت از در و دیوار بزدایم، می‌بینم که ای دل غافل! انگار رنگ و لعاب داخل خانه عوض شده و من متحیر و بی‌خبر.
تا به خود بیایم و عادت کنم به این تغییرات، به دلیل چلفت بازی؛ به جای گردگیری، یکی از پنجره‌های خانه را خراب کرده‌ام. درست نمی‌شود. مجبورم پنجره را کور کنم و به جایش دیواری - به روش ماست مالی- بسازم. اما حیف شد آن پنجره را بسیار دوست می‌داشتم...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
متن جالبی بود.فقط یکم گیج شدم!
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
خداي خودشم نفهميده
nika
nika
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
مرسی
sorme
sorme
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
ممنون
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
خسته نباشي داداش
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
الآن موندم تو این متن...چی شد الآن دقیقا؟؟؟
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
منظورتون دقیقا چی بود ؟؟؟؟؟
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
قضیه چی بود؟!!
wolf
wolf
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
متوجه نمیشم!خوب زیر 18سال بنویس
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
هوممممممممممممممممممم
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
سپاس
persian-girl
persian-girl
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
جااااااااااااااااااااانم؟ من که نفهمیدم موضوع چیه
نگارا
نگارا
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
فك كنم منظور از خونه كشورش يا شهرش بود..
ghazale
ghazale
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
ممنون :) الان بگم نفهمیدم فک که نمی کنین خنگم ؟ خب پس نفهمیدم :)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
عه تو هم خنگی؟؟؟؟؟؟!!!!!! خخخخخخخخخخ
ghazale
ghazale
٩٢/٠٣/٢٧
٠
٠
:)))))))))
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
حیف
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
جان من دفعه ی بعد یه جوری بنویسید ما هم سر در بیاریم.
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
الان چی شد؟؟؟؟؟؟ :OoOo
باران
باران
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
ها؟ ها؟ ممنون
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٢٧
٠
٠
والا من كه چيزي دست گيرم نشد!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٢٧
٠
٠
آی کنت آندرستنَد !
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٣٠
٠
٠
قربونت برای منم توضیح بده :))))
D_masoud74
D_masoud74
٩٢/٠٣/٢٧
٠
٠
منم نفهمیدم چیشد
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/٢٧
٠
٠
تفکر کنم متوجه پیام این نوشته شدم.هر چند مبهم به نظر می رسد
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
این آخرین یادداشت زندگیم است

ذوب شدگی

٩٥/١٢/٢٥
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
تو رفتی

کاش می شد...

٩٥/١٢/٢٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
مرا تا خورشید بالا ببر

احساس ترس می کنم

٩٥/١٢/٢٨
امان از حافظه های جانبی

حافظه مرا چه شده است؟

٩٥/١٢/٢٨
گمان کردم تویی

خیال

٩٥/١٢/٢٥
حواسمان باشد ظرف هایمان را چطور پر می کنیم

ظرف سال 96

٩٥/١٢/٢٩
تبلیغات
تبلیغات