در«نتوانستن» نیز «بایستن» هست!
درد و دلی به بهانه برپایی مراسم عزاداری در دهه اول محرم

در«نتوانستن» نیز «بایستن» هست!

نویسنده : f_maveddat
 پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشور بدون توجه به تربیت اصولی وصحیح جوانان غیر ممکن است.فکر می کنید جوان امروز به چه می اندیشد؟ بپرسید؟ چه خواهند گفت؟
آیا صرفاً با سینه‌زدن برای حسین وگریه کردن به حال علی اصغر می شود یار حسین شد؟حسین(ع) کار خویش را کرد. با کارش جهانی را دگرگون کرد. حسین در کربلا شهید شد تا در همه ی نسل‌ها و عصرها بعثت کند. اینک حسین(ع) در همه جا حضور دارد در هر عصری و یا در هر نبردی. او در این زمان هم حضور دارد و به کار زینبی نیاز دارد. درحال حاضر ما نبردی سخت در پیش داریم که در آن باید زینب‌وار عمل کنیم. رسالت زینب چه بود؟رساندن پیام شهیدان زنده اما خاموش!
 متاسفانه برخی از مداحان وپامنبری‌ها از محوریت عاشورایی خارج گشته و جوان امروز را دچار سردرگمی و راهی بی‌راهه می‌کند. از زبان رقیه سه ساله روضه‌ای می‌خوانند که جوان امروز قادر به درک آن نیست. از هر لفظی برای توصیف واقعه عاشورا استفاده می‌کند. این درست نیست. اگر مداح حسین هستید زینب‌وار روضه بخوانید. این درست نیست که برای قیافه‌ای بهتر، قافیه را ببازیم! امروزه عقل مردم به چشمشان است و این برای آبروی حکومت اسلام خوب نیست. علی(ع) می‌خواست مردم را در پارسایی وسادگی نگاه دارد. می‌خواست مردم دین را محوریت زندگی خود قرار دهند. عدالت را در جامعه برقرار کنند و با جبر مبارزه کنند و حسین(ع) هم چنین کرد و به همین خاطر قیام کرد.
آسیب‌های تربیتی مراسم فعلی عزاداری صرفاً نفهمیدن و یا کج فهمیدن قیام حسینی است، که برای رفع آن باید دانست که فتوای حسین(ع) برای قیام چه بود؟
فتوای حسین این است که: در«نتوانستن» نیز «بایستن» هست. برای او«زندگی,عقیده وجهاد»است افسوس که ما در برابر عاشورا مسئولیت خود را فقط گریستن می دانیم. غافل از اینکه :
با سینه زنی، نمی شوی یار حسین /
تا روز ابد بپاست پیکار حسین/
برخیزکه چشم همه به غیرت توست /
سرباز حسین شو، عزادار حسین
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات