در سایه آفتاب پدر
پدر در دایره‌المعارف عشق

در سایه آفتاب پدر

نویسنده : ati

پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‌ترین مهربانی عالم، در آینه چشمان مردانه‏ات، کودکی‏هایم را بدرقه کرد، تا امروز به معنای تو برسم. می‏خواهم بگویم، ببخش اگر پای تک درخت حیاطمان، پنهانی، غصه‏هایی را خوردی که مال تو نبودند!

ببخش اگر ناخن‏های ضرب‏ دیده‌ات را ندیدم که لای درهای بسته روزگار، مانده بود و ببخش اگر همیشه، پیش از رسیدن تو، خواب بودم؛ اما امروز، بیدارتر از همیشه، آمده‏ام تا به جای آویختن بر شانه تو، بوسه بر بلندای پیشانی‏ات بزنم. سایه‏ات کم مباد ای پدرم!

آن روزها، سایه‏ات آن‏قدر بزرگ بود که وقتی می‏ایستادی، همه چیز را فرا می‏گرفت؛ اما امروز، ضلع شرقی نیمکت‏های غروب، لرزش دستانت را در امتداد عصایی چوبی می‏ریزد. دلم می‏خواهد به یک‏باره، تمام بغض تو را فریاد کنم. ساعت جیبی‏ات را که نگاه می‏کنی، یادم می‏آید که وقت غنچه‏ها تنگ شده؛ درست مثل دل من برای تو.

این، تصادف قشنگی است که امروز در تقویم، کلمات هم‏ معنی، کنار هم چیده شده‏اند. یعنی در دایره‌المعارف عشق، پدر، ترجمه علی علیه‌‏السلام است.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
ممنون...........زیبا بود
sahar
sahar
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
واااااااای عااااااالی بود...چقدر با احساس و شاعرانه!ز موهای تنم سیخ شد....ممنونم
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
مرسی
من
من
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
عالی...
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
ببخش اگر ناخن های ضرب دیده ات را ندیده ام .... عالی توصیف کردی
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
مرسی اتی جان
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
خواهش میکنم
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
ممنون بانو
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
کاش فقط واسه امروز نباشه...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
موافقم کاش . . .
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
این، تصادف قشنگی است که امروز در تقویم، کلمات هم‏ معنی، کنار هم چیده شده‏اند. یعنی در دایره‌المعارف عشق، پدر، ترجمه علی علیه‌‏السلام است. خیلی قشنگ بود . سپاس
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
پدرم دوستت دارم.../خیلی زیبا نوشتید ممنونم.
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
ممنون
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
سپاس
nika
nika
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
زیبا بود مرسی...............
باران
باران
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
خیلی هم خوب ممنون
Paeez
Paeez
٩٢/٠٣/٠٤
٠
٠
ببخش اگر همیشه قبل رسیدن ات خواب بودم:|پدر یعنی همه چیز تمام دارایی یک انسان..مرسی آتی بانو
nikta
nikta
٩٢/٠٣/٠٤
٠
٠
در دایره...باحال و زیبا بود بی اندازه.ممنون.
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٠٤
٠
٠
من ننوشتمش
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات