مداد سپید
خورشید ستاره های مداد سپید را چرا پاک کرد؟

مداد سپید

نویسنده : saiideh70

مداد سپیدم خسته است!

اما هنوز،

چشمانش را به سیاهی شب دوخته،

و ستاره می‌کشد...

اما خورشید،

اخ از خورشید!

چرا؟

چرا ستاره های مدادم را،

با خود می‌برد؟

* شعر از خودم است
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
وصال
وصال
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
موفق باشید
یه ادم عینهووووو دانوینچی
یه ادم عینهووووو دانوینچی
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
شعر نو بوود زیبا و قشنگ افرین به تو :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
چشاتون نو میبینه ...
باران
باران
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
موفق باشی ادامه بده
firuze
firuze
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
فککنم موج نو بود .........و زیبا ......
sorme
sorme
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
ممنون
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
آه از خورشید زیبا تر بود...بازم زیبا بود ممنون
امیر حسین
امیر حسین
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
همممممم
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
دست شما بي بلا و ايضا دمتان قيژ!خييييييييييييييلي قشنگ بود.
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
زیباست...ممنون
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
به به
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
زیبا بود . سپاس
امیر محمد
امیر محمد
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
مرسی قشنگ بود
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
زیبا مثل همیشه ...
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
ممنون
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
اگه از خودت بود قشنگ بود
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
داشتیم اقا جوا!؟
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
زيبابود خوبه كه ميتونين حستونو باشعر بگين. هميشه همين جوره دل خوشياتو يكي هست كه ازت بگيره حتي اون ستاره هاي كوچيك سفيدو
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
ایول بسیار زیبا بود قلم روانی دارید چیزی که استادمون میگفت
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
زیبا بود ممنون
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
ممنونم
nika
nika
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
مرسی.................
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
زیبا بود/ممنونم.
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
عالی مرسی
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
چقدر زیبا و ناز!
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
آفرین.... موفق باشی..... قشنگ بود.....
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٣/١٥
٠
٠
بس شاعرانه بود
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
ما دو پدیده قرن هستیم!

نامه احمدی نژاد به ترامپ

٩٦/٠١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات