تو را به من هدیه دادند
تو نور جدا شده‏‌ای از آفتاب علی(ع) هستی

تو را به من هدیه دادند

نویسنده : علیرضا خورسندی

پدر! می‌خواستم درباره‌‏ات بنویسم؛ گفتم: یداللّهی؛ دیدم، علی‌(ع) است. گفتم نان‏ آور شبانه کوچه‏‌های دلم هستی؛ دیدم علی(ع) است. خلوص تو در عشق ورزیدن را نوشتم و روح تو را از هر طرف پیمودم، به علی‌(ع) رسیدم.

آن‏گاه، دریافتم که تو، نور جدا شده‏‌ای از آفتاب علی‌(ع) هستی، تا از پنجره هر خانه‌ای، هستی را گرما ببخشی؛ و این‏گونه بود که علی علیه ‏السلام، نماینده خدا و نبی شد و پدر، نماینده علی علیه‏ السلام.

تو را به من هدیه دادند و من امروز، تمامی خود را به تو هدیه خواهم کرد...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
کوتیشن
کوتیشن
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
چه زیبا
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
:)
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
تو را به من هدیه دادند و من امروز، تمامی خود را به تو هدیه خواهم کرد...کاش قدردان باشیم...ممنونم
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
خواهش می کنم :)
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٢
١
٠
یا علی ......سپاس به خاطر مطلب بسیار زیباتون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
عیدتون مبارک، قابلی نداشت.
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
ممنون عليرضا...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
خواهش می کنم.
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
ولی من تمامی خودمو بهش هدیه نمیکنم....تمامی من مال مامانم بود که روز مادر تقدیم شد
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
(^_^)
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
بازم خوب بود...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
ممنونم.
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
مرسی
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
خواهش می کنم.
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
ممنون .........زیبا بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
خواهش میکنم.
mashhadiboy
mashhadiboy
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
ولادت با سعادت حضرت علی (ع) و روز پدر مبارک
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
بر شما هم مبارک این عید فرخنده :)
من
من
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
قابلی نداشت.
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
تو را به من هدیه دادند و من امروز، تمامی خود را به تو هدیه خواهم کرد... این جمله ی آخر خیلی قشنگ بود . سپاس
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
خواهش می کنم.
nika
nika
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
مرسی..............
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
قابلی نداشت.
باران
باران
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
ممنون زیبا
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
خواهش می کنم.
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢