دشت امید
نور امیدی بود در دل دشت پاک

دشت امید

نویسنده : آوین

صبح دمیده بود. ولی از خورشید مهربان خبری نبود. چون صبح با ابر سیاه آمده بود. ابری که آبستن بود و شکم بزرگی داشت. بزرگی شکم او نمی‌گذاشت خورشید مهربان بر پهن دشت بتابد. ابر آمده بود تا به همه دل‌های مرده امید ببخشد. امید زندگی تازه. او هر لحظه، خودش را به پهن دشت نزدیک و نزدیک‌تر می‌کرد. او رحمت خداوند مهربان بود. برای مردم، مردمی که در پهن دشت مانده بودند تا همراه بارش باران شادی کنند. با آمدن ابر، سنگ‌های دشت آستین‌های خود را بالا زدند تا برای زندگی جدید وضو بسازند!

ریزش قطره‌های باران، نور امیدی بود در دل دشت پاک...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
باران...عاشق بارونم:))
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
قودیدااااااااااااخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
اي خداااا....عـــــلي كــــــفــــــتـــــر...!!!!!!!!!خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
sahar
sahar
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
به به....چقد این متن هماهنگ بود با آب و هوا ...و حال و روز امروز ما! سپاس فراوان
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
ممنون........
amir.agha
amir.agha
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
الانم داره بارون میاد خخخخخخخخ مرسی
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
زیبا زیبا زیبا ودیگر هیچ ...
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
لایک
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
سپاس . اما من اصلا بارونو دوست ندارم
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
منم یکیو میشناسم که دوست نداره...
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
جدی!مگه میشه!!!!!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
چرا! بارون به این خوبی ...
آوین
آوین
٩٢/٠٥/١٦
٠
٠
منم از بارون متنفر بودم. ولی حالا دیگه نه. تازه وقتی بارون میاد وامیستم نگاش میکنم!!!!
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
خودم خیلی دوست دارم...
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٢
١
٠
ممنونم خیلی زیبا بود
باران
باران
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
متشکرم ممنون
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
مرسی
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
بارون رحمتِ.../ممنونم زیبا بود...
nika
nika
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
ممنون زیبا بود...............
khashme shab
khashme shab
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
ممنون استفاده کردیم
پربازدیدتریـــن ها
از صدا و سیمای میلی تا بی تفاوتی زنان

من به این سکوت معترضم!

٩٧/٠٢/٢٥
لبخندش... چشمانش...

عشق پشت چراغ قرمز

٩٧/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

تمام خانه‌ای که پریشان گشت

٩٧/٠٢/٢٥
تمامی متن‌های زیر شایعه هستند و قطعا واقعی نیستند! (خیابانی_طور!)

شایعات الشایدات!

٩٧/٠٢/٢٦
به نام...

آب در کوزه و ما تشنه لبان

٩٧/٠٢/٢٧
اثر جدید مانی حقیقی

درباره فیلم خوک

٩٧/٠٢/٢٤
هزار بار نوشتم

ردپای قلم

٩٧/٠٢/٢٤
راهنمای دستیابی به فیلم های خوب

چطور فیلم خوب ببینیم؟

٩٧/٠٢/٢٧
خودمان هم به خودمان رحم نمی کنیم

غصه ای که قصه شده است

٩٧/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
این بزرگترین آرزویم بود

سرعت ثانیه های زندگی

٩٧/٠٢/٢٥
امنیت مانع پیشرفتتان نشود

ناحیه امن

٩٧/٠٢/٢٤
اقیانوس آرام

سال هاست…

٩٧/٠٢/٢٦
گاهی دلتنگ می شوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست

٩٧/٠٢/٢٧
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠