فتوای عجیب یک مفتی وهابی

فتوای عجیب یک مفتی وهابی

نویسنده : parisima

شیخ علی الربیعی طی فتوایی اعلام کرد: بر تمام منشی‌های زن واجب است که سه بار به مدیر خود شیر بدهند تا در حکم مادرشان باشند و بتوانند کنار آن‌ها کار کنند. این مفتی وهابی یا آن‌قدر جاهل است که نمی‌داند این فتوا مساوی با فعل حرام است و یا قصدش مبارزه با احکام، بی‌ارزش کردن و کوچک جلوه دادن احکام حقیقی اسلام است. مضحک بودن این حکما از این جهات است:
اولا: مدیری  که به منشی  نامحرم است، چگونه می‌تواند قبل از محرم شدن، منشی را لمس کند و شیر بخورد؟!  ثانیا: اگر منشی، شیر نداشت تکلیف چیست؟ ثالثا: شیر داشتن مستلزم داشتن نوزاد است، حال اگر منشی نوزاد داشت و شوهرش هم زنده بود، آیا زن شوهردار می‌تواند به مدیرش آن هم به این طریق محرم شود؟!


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
alish
alish
٩١/٠٨/٢٥
٠
٠
be haghe chizaye nadide o nashnide vaghean che adamaii hastan ina dg
h_taghizadeh
h_taghizadeh
٩١/٠٨/٢٥
٠
٠
ای کاش میشد گفت آدم .. اینا بویی از انسانیت و خدا و پیغمبر نبردند....
f.qabel
f.qabel
٩١/٠٨/٢٥
١
٠
دوست عزیز اسمش روشه دیگه : مفتی!حرف مفت زده .
منم حسین
منم حسین
٩١/٠٨/٢٥
٠
٠
سلام جیمی جون این شیخ اصلا مسلامان نیست و می خواهد نام مسلامانان بد کند حالا شما زیاد خودت ناراحت نکن
mhv1994
mhv1994
٩١/٠٨/٢٥
٠
٠
نمیشه شیر یکی دیگه رو بخوره بعد بچه منشیه بشه؟
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٨/٢٥
٠
٠
اخه عزیز من کسایی که حقانیت علی را زیر سوال میبرند کسایی که میدونن علی حقه و قبلوش نمیکنند باید م چنین انتظاراتی داشت!
parisima
parisima
٩١/٠٨/٢٦
٠
٠
درواقع اصلا ربطی به این قصیه نداره حصرت علی یه اعتقاد جداست بحس والته مشکل من سر این حرفا نیست مشکل من اینکه دینی که حتی خدا اونو تحرف نشده تعریف کرده به واسطه ی یه سری ادم ببخشید اما احمق داره تحریف میشه چرا چون کله کنده ان چون میتونن ،صفحه ی کوشیم یه سری حرف هارو نداره من بیسواد نیستم،
s-bigharar
s-bigharar
٩١/٠٨/٢٥
٠
٠
وای این موضوعات چیه؟
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
خط قرمز سایت را دو دور زده تا چاپ شه...
m_kabiri
m_kabiri
٩١/٠٨/٢٨
٠
٠
چه چيزا! حتمابعضيام ازش تقليدميکنن!ها؟؟ واي واي واي!
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
حالا اون مفتی که مفت هم نمی ارزه یه چی پرون ده، ارزش چار خط حرف زدن نداشت
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
تبلیغات