نه چوب، نه رگ، نه دل من را از تو!
دیگر این تیغ هیچ چیز را نمی‌برد...

نه چوب، نه رگ، نه دل من را از تو!

نویسنده : a-pooryousof

الان که فکر می‌کنم نمی‌دانم آن کسی که آن حرف‌ها را می‌زد خودت بودی؟ یعنی باورم نمی‌شود بعد آن حرف‌ها باز هم دل بشکنی. شروعش از آن موقعی بود که تو برای ثبت نام کلاس آمده بودی، من هم که آن‌جا یک چند سالی بودم و کارم هم طوری بود که استاد حمید می‌گفت خوب است. اول سوال‌هایت را جواب می‌دادم، بعد شدم استاد مخصوص تو! خودم تعجب کرده بودم، به بقیه کار نداشتم.

صدای بد بریدن همه تازه کارها اذیتم می‌کرد به جز صدای ناهنجار برش تو. استاد حمید هم می‌گفت که اگر این‌قدر زود از دست تازه کارها ناراحت نشوی یک استاد کامل می‌شوی.

حالا که به کارهایی که وقتی تو بودی نگاه می‌کنم، می‌بینم یک جای سالم ندارد. آخر طوری بود که همه حواسم به کار تو و حرکاتت پرت می‌شد، نگاه نمی‌کردم تیغم کجا را می‌برد، خطه چوبه دسته معلوم نبود کجا می‌رود. سریع کارها را ماست مالی می‌کردم، میامدم پیشت می‌پرسیدم چطور پیش می‌رود؟

تو هم همان طوری که انگار با کمان دعوا داری، بهش فشار می‌آوردی، می‌گفتی: می‌بینی که پیش نمی‌رود.

بعد از آن همه فشار که تیغ بنده خدا تحملش تمام می‌شد و می‌شکست، من می‌گفتم: آخ آخ شکست. ولی تو با کمال آرامش می‌گفتی: اشکال نداره دلتون نشکنه استاد.

 

خودت نمی‌دانستی با حرف‌هایت چه کارم می‌کنی، ولی باز هم می‌گفتی. آن پانسمان را که وقتی دستم را بریده بودم برایم بستی، هنوز نگه داشتم. می‌دانم این حرف‌ها بعد آن موقع که بدون سوال از خودم محکوم به خیانتم کردی و رفتی فایده‌ای ندارد.

آره! آن موقع بود که دلم شکست. انگار در نبود تو این تیغ هم با من لج کرده و نمی‌برد، نه چوب را، نه رگ را، نه دلم را از تو...

ولی هرکجا هستی، چند تا خواهش از تو دارم؛ دیگر به کسی نگو استاد. دیگر بی‌دلیل کسی را محکوم نکن و همان‌طور به بریدن ادامه بده، چه چوب را، چه دلت را ازمن. چون این بریدن‌ها را می‌دانم خوب بلدی. چوب بریدن را خودم یادت دادم، دل بریدن را از که آموختی؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
آخی...چه غم انگیز...:(
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
غم كم تر شده تازگيا:(((
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
اين نوشته مال خودمه يادم رفت بنويسم
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
ایولا بر مستر......خعلی خوب بود
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
خیلی غم انگیز وزیبا بود...سپاس مستر
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
آره غم بعضي وقت ها زيبا ميشه:((((((
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
موافقم...غم رو ما بیشتر وقتا زشت میدونیم درحالی که زیباست....
R-Rad
R-Rad
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
هیییییییییی
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
فداي دل پر دردت بشم. به همه اينا بايد خنديد تا بگذره:((((
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
زندگی یعنی.....رویـــــا
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
اره ياد گرفتم با رويام دردو دل كنم . چون فقط اونه كه جوني براي رفتن نداره. وهميشه هست:((
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
رفتنی میره دیگه.....هرکی که بیاد یه روزی میره فرقیم نداره کی باشه و چ نسبتی داشته باشه بالاخره میره....
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
ببين يكي ميره كه با روي خوش ولي يكي جوري ميره كه هر جورم حساب كني جواب پيدا نميشه
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
بهش بگی دوستش داری پررو میشه و میره، بهش نگی دوستش داری ناامید میشه و میره، بهش محبت کنی خوشی میزنه زیر دلش و میره، بهش محبت نکنی از یکی دیگه محبت میگیره و میره، خودتو خسته نکن خلاصه میره...اصلا اومده که بره...
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
گفتم . به قول مرد هزار چهره اشتباهي شد. هرچيم بنويسم نميشه اروم شم. سعي در فراموشيش دارم
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
فراموش میشه اما به هر حال جزئی از زندگیته دیگه نه؟؟؟نمیشه ی مدت از زندگیته بریزی دور که....
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
من اشتباهمو قبول دارم از اون به بعدم خيلي مهتاد تر و سخت تر از اون روزا شدم. كم كم دارم ميفهمم بايد چه جوري باشم
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
از اول هم رفتنی بود .
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
شايدم رفتني بوده و من الكي دل خوش بودمو نمي فهميدم
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
جیگمر خون شد معلومه دله پر دردی داری هیییییییییییییییی روزگار چه کردی با ما
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
اره دل پر درد ولي سرپوش ميزارم كه اذيتم نكنه
sahar
sahar
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
آخی.....چه احساسی و غمناک....موهای تنم سیخ شد!
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
خواهش ميشود تشكر از حضورتون
mo_so
mo_so
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
دل بریدن نیاز به استاد ندارد
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
موافقم . تشكر از حضورتون
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
مغسی ...دل ببریدنن این زمونه برای همه اسونه
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
. اينو از روي بي تجربگي نميدونستم. الان فهميدم
باران
باران
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
ممنون
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
تشكر از حضورتون
Shazdehpesar
Shazdehpesar
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
این قسمت اش،بیشتر برایم جلب توجه کرد:چوب بریدن را خودم یادت دادم، دل بریدن را از که آموختی؟! داستان غم انگیز و در عین حال،تامل برانگیزی بود...تشکر
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
داستاني واقعيه. آن چه از دل بر ايد بر دل نشيند
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
آهخی...چه عاشقانه بوده طرف....طفلک......ای دنیای نامرد
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
آره عشق مال دوران بي عقليه الان ديگه اشتباه نميكنم. تشكر از حضورتون
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
هعی . . . واستا دنیا من میخااااام پیاده شم . یاد این آهنگ افتادم . . . .
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
منم اولش ميخواستم خودمو پياده كنم كه نشد.......
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
زیبا بود معلومه خیلی درد دارید اما بدانید بعضی چیزها ارزش ناراحتی ندارد ......... سپاس
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
ولي شمام حق بدين كه تو اون سنو سال. كمي بيتجربه تر بودم ديگه. ولي الان كم تر ناراحتم. تشكر از حضورتون
ف.ش
ف.ش
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
تو تئوري ويكتور فرانكل، به اين قسمت از نظريه اش خيلي اعتقاد دارم : وقتي رنج معنا يافت، زندگي معنا مي يابد... . راست ميگه، رنج با همه دردي كه داره، با همه سوزش كه از خودش بجا ميذاره، ماهيتي داره كه تا نباشه زندگي معناي اصيل خودش رو پيدا نميكنه.
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
شايد اين جوري باشه. تشكر از حضورتون
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٤
٠
٠
خیلی غم انگیز بود.... :(((((
طلایه
طلایه
٩٢/٠٦/٠٧
٠
٠
عالی بود ولی دلم گرفت
green girl
green girl
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
خيلي غم انگيزبودبرادر خدابهت صبربده
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨