راز دل چکاوک‌ها
دلنوشته‌ای از خودم

راز دل چکاوک‌ها

نویسنده : سهره

کوچه خلوت است و صدای نفس‌های آرام خورشید به گوش می‌رسد. آری طلوع دیگری در راه است و دوباره خورشید از مطلع خویش به چهره شهر لبخند می‌زند. خورشید با درخشش کورکننده خود چشمان مردمانی را می‌شوید که در خواب غفلت هستند. مردمانی که طاقت ندارند. طاقت گوش سپردن به آواز چکاوک‌هایی که همه با نفس معرفت به پرواز در آمده‌اند. این‌ چه تحسینی است که کلاغ خبردار از آن بی‌خبر است؟ این چه معرفتی است که به هرم خورشید سپرده‌اش؟

نسیم بهاری با قدم‌های ملایم خود در کوچه پس کوچه‌های شهر قدم می‌زند و هدیه‌های نشاط را به کودکانی می‌دهد که راهی آموختن هستند. آری یک صبح هوشیار هم می‌تواند گره از افکار باز کند و روشن بینی را در آن‌ها بدمد. در کوچه صبح که قدم می‌زنم چکاوک‌ها درسی به من می‌دهند و من آن را زیر لب زمزمه می‌کنم: هر بیداری صبحی است اما هر صبحی بیداری نیست.

آه ای چکاوک‌هایی که مرا با قاصدک هم نوا کرده‌اید، بشتابید تا صعودم را شاهد باشید. من خواهم رفت. خواهم رفت به آن جایی که اولین باریکه روشنایی صبح بر زمین بتابد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
amin20
amin20
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
بسیار زیبا !!
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
ممنون
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
سلام زیبا بود،انشاالله که همه از خواب غفلت بیدار شویم قبل از آنکه دیر شود.
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
ایشالا
fahime72
fahime72
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
واقعا زیبا بود
سهره
سهره
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
لطف دارید شما
t_tanin
t_tanin
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
خیلی قشنگ و زیبا بود ،متشکرم
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
منم همین طور
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
به به عجب مطلب زیبایی بسیار دلنشین بود ممنون
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
منم از شما ممنونم که خوندید
samira_h
samira_h
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
زیبا بود زیبا بود زیبا بود
سهره
سهره
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
سلام: خیلی قشنگ بود.سپاسگزارم
سهره
سهره
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
متشکرم
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
خیلی زیبا بود ، تشکر
سهره
سهره
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
سپاس گزلرم
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات