معمای خانه متروک
من ایمان دارم که آن خانه زنده است

معمای خانه متروک

نویسنده : سهره

روزی از روزهای بهاری سال باز هم چشمم به آن خانه متروکه افتاد. خانه‌ای گِلی با پنجره‌های باز که هیچ موجودی در آن نمی‌زیست؛ هیچ گاه خاکی بر تاقچه آن نمی‌نشست وهیچ وقت کسی به آن خانه رفت و آمد نمی‌کرد. شب‌های پاییزی، بهاری، زمستانی و تابستانی همیشه چراغش روشن بود و هر روز کلوچه‌های داغ و خوشمزه‌ای روی تاقچه آن قرار داشت. با این حال کسی جرئت نمی‌کرد نزدیک آن خانه شود و از آن کلوچه‌های تازه و لذیذ بردارد.

آن خانه در بین بچه‌های محله یک معمای حل نشدنی است و شایعه شده که ارواح و جن‌ها در آن خانه زندگی می‌کنند.

اما من ایمان دارم که آن خانه زنده است وجان دارد. خانه منتظر کسی ست که بیاید و می‌خواهد همیشه آماده پذیرایی از او باشد. این را از فروغ چشمانش می‌فهمم. از آن چراغ فروزانش. خانه قلب دارد، دل دارد، احساس دارد .

سماوری که همیشه در حال قل قل کردن است قلب آن است. قلبی که به شدت می‌تپد و تاب انتظار ندارد.

شاید کسی که قرار است بیاید مردی نورانی از آسمان آبی باشد شاید ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Elahe.n
Elahe.n
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
:))) یاده برنامه کودکه خانه ی هیولا افتادم:دی ممنون
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٢
٠
٠
اره یکم شبیهن..خخخخ
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
به به بسیار عالی ممنون ازشما
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٢
٠
٠
متشکر
amin20
amin20
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
بسیار زیبا و عالی
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٢
٠
٠
ممنونم
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
خیلی قشنگ بووود
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٢
٠
٠
خواهش می کنم
m_dehnavi
m_dehnavi
٩٣/٠٣/٠١
٠
٠
متن زیبایی بود من هم با دیدن این خانه ها کنجکاو و هیجان زده میشم. اما در انتهای متن منظورتون از مرد نورانی از آسمان آبی کی بود؟ آدم یاد امام زمان میفته.
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٢
٠
٠
اره دیگه
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/٠١
٠
٠
آخرش قشنگ تموم شد!
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٢
٠
٠
جدا؟؟؟؟:)))))))
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/٠١
٠
٠
آخرش قشنگ تموم شد!
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
جدا ؟؟؟ خیلی مممنون
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠١
٠
٠
:دی نوشته خاصی بود :)
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٢
٠
٠
خیلی ممنون که خوندید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٠١
٠
٠
سلام: خیلی خیلی جالب بود.سپاسگزارم
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٢
٠
٠
بازم ممنون
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٣/٠٢
٠
٠
نوشته خوبی بود و میشد به راحتی اون خونه رو تصور کرد تشکر از شما
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٢
٠
٠
تعریف از خود نباشه ، توصیفام در کل بد نیس : دی
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٢
٠
٠
از همه ی کسانی که وقت با ارزش شان را برای خواندن مطلب بچه گانه ی ! بنده ، صرف کردن ، کمال تشکر را دارم....خخ
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٣/٠٢
٠
٠
خیلی خوب بود.از سماری که قل قل میکنه توی متن خیلی خوشم میاد.حس خوبی میده.ممنون لذت بردم.
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
خواهش می کنم
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
جالب بود بالاخره متن ی نفر مارو شگفت زده کرد
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨