بسم رب الحسین
دل نوشته من از شب آرزوها

بسم رب الحسین

نویسنده : !WARNING!

مخاطب این دل نوشته‌ام تمام اهالیست

اما برای متن مخاطب را سید قرار دادم تا راحت بشکنم.

 

آه

سیدهای عزیز

امشب که بر سر نماز ایستادید 

امشب که آرزویت را کردی

امشب که دوستانت را یاد کردی

امشب که به سراغ جدت رفتی 

حسین را می‌گویم

همان گلوی بریده شده کربلا

به حسین بگو، چشمم به اوست، بگو یکی هست که نجاتش دادی، دوباره صدایت می‌کند و کمک می‌خواهد

بگو، بگو واسطه‌ای بهتر از تو نیافته

بگو یک بار نجاتش دادی یادت هست؟!

همان را می‌گویم‌ها

همان که عاشورایت معجزه نشانش دادی و همان که دستش را گرفتی و از کافر شدن نجاتش دادی و خود اول نفهمید!

 

سید

به نماز که رسیدی

موقع دعایت

بگو بسم رب الحسین، بگو به یاد گلوی بریده

به یاد لب‌های تشنه

به یاد پهلوی مادر

به یاد سکوت حیدر

به یاد مظلومیت حسین

به یاد جگر چاک چاک حسن و زین العابدینت

به یاد آن شب‌ها که حیدر در چاه اشک می‌ریخت

به یاد آن دختری که در اوج نوجوانیش وداع گفت

به یاد آن همه ظلمی که کشید شیعه

به یاد این همه سال انتظار مهدی برای 313 تن

به یاد آن شب‌ها و روزها عبادت سجاد

به یاد آن علم در باقر العلوم

به یاد آن تنهایی‌های معصومین

به یاد وقتی که مشک از دهان عباس بیفتاد

و به یاد علی اکبر که جوان بود و به دیدارت آمد

و به یاد تمام آن‌ها

 

سید

امشب به نمازت که رسیدی

به حسین که خواستی بگویی یا جدم

بگزارم کمی پر رو شوم، اول نامم را ببر

شاید نامم را که بگذاری برای آخر فراموشم کنی

 

بگو 

بگو

بگو ای ثار الله...

ای خونی که منتقمت در راه است

دوباره دست این جوان را بگیر

دوباره معجره‌ات را نشانش بده

از منجلاب سختی‌ها و فتنه‌ها رهایش کن

این کلید رمز آلود که درهای فرج را به روی امت اسلامی می‌گشاید را نشانش بده

نه به دستش بده

نه خدایا من سستم، مرا هل بده به راه

 

 

خلاصه سرتان را درد نیاورم

در آخر که تمام این‌ها را گقتی

بگو یا لله

این جوان را به به شیوه حسین از دنیا ببر

می‌خواهم بر روی قبرم بنویسند بسم رب الحسین .. .

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
باران
باران
٩٢/٠٢/٢٨
٠
٠
......... یا الله
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠٢/٢٨
١
٠
زيبا بود:))
nika
nika
٩٢/٠٢/٢٨
١
٠
زیبا بود.....................
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٢/٢٨
٠
٠
تمام رویاهایم را به نامت پیوند می زنم ..... یا الله
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٢٨
٠
٠
اگر بدانیم...
ghazale
ghazale
٩٢/٠٢/٢٨
٠
٠
:(
mahshid
mahshid
٩٢/٠٢/٢٨
٠
٠
بسم رب الحسین .. .
!WARNING!
!WARNING!
٩٢/٠٢/٢٨
١
٠
بسم رب الحسین .. . بیانیست که مخلوق را به خالق میرساند! به واسطه ی ناام حسین ... . فکر میکردم بیشتر بخونن این پست رو!
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٢٨
١
٠
بخوان به نام سرهای بریده دشت عطشان کربلا...به یاد دستان عموی طفلان....به نام گلوی شش ماهه اش...بسم رب الحسین...روحمو صیقل داد این متن ...مرسی
!WARNING!
!WARNING!
٩٢/٠٢/٢٨
٠
٠
بسم رب الحسین .. . سپاس خدا دو تا چیز به من داده!! یکی قلم! یکی زبان! الهی شکر
ghazale
ghazale
٩٢/٠٢/٢٩
٠
٠
واقعا این تیکه اش قشنگ بود ..
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٢٨
١
٠
خیلی زیبا بود سپاس
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٢٨
١
٠
ممنونم...خیلی زیبا بود
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٢/٢٩
١
٠
حال اساسي دادي مرسي خيلي زيبا بود
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢٩
١
٠
سپاس
!WARNING!
!WARNING!
٩٢/٠٢/٢٩
١
٠
بسم رب الحسین .. . حالا خدا وکیلی کدومتون دعا کردید؟>؟ فقط خوندید؟> دع چی پس؟
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠٢/٢٩
١
٠
خیلی زیبا نوشتین، از خوندنش واقعا لذت بردم... "به یاد این همه سال انتظار مهدی برای 313 تن"......................
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٢٩
٠
٠
عالی نوشتی عزیز،ممنونم،التماس دعا...
!WARNING!
!WARNING!
٩٢/٠٢/٣٠
١
٠
بسم رب الحسین .. . آقا دعا کنید ها ! آخر ترم اگر همه واحد ها رو بیفتم دیگه نت رو محرومم میکنن! نیشخند
!WARNING!
!WARNING!
٩٢/٠٣/١٣
١
٠
بسم رب الحسین .. . آقا خوب دعا نکردید! 6 واحد افتاده! سه واحد قطعیه! اون سه تای دیگه معلوم نیست! داداش ، آبجی! رفیق! بابا لا اقل دعا کنید مشروط نشم! هی
Vania
Vania
٩٢/٠٤/٠١
٠
٠
.....
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات