عطر دلتنگی
شعری سروده خودم

عطر دلتنگی

نویسنده : saiideh70

شیشه دلتنگیم را،

می‌سپارم به دستانت 

مراقب خنده‌هایت باش !

می‌ترسم شیشه‌ام را بشکنند،

و دستانت را بخراشند!

و یا شاید هم تا آخر عمر،

برای همیشه نفس‌هایت،

پر شود از عطر،

دلتنگیم...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
زیبا بود سپاس
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
شعراتون سبک جالبی داره....یعنی اگه نگین که شعر خودتونه میشه فهمید ماله شماست...
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
نکته خوبی خوب که اشاره کردی رادمهر جان ...
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
خیلی ممنون ...
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
آخیییییییییییی چه ناز...مرسی سعیده جان
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
ای جانم!مرسی لطافت خاصی داشت شعرتون:)))
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
زیبا بود مرسی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
زیبا بود . سپاس
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
زیبا بود. تشکر.
nika
nika
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
ممنون زیبا بود
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
خیلی زیبا بود... مخصوصا اینکه طرز استفاده شما از صور خیال یه چیزی بین مبهم و آشکاره ... که باعث میشه خواننده بیشتر جذب شعر شه و اونو 2،3 بار بخونه ...
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
آره واقعا من سه بار خوندمش(:
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
خوشحالم که همچنین حسی بهتون دست میده
MinA
MinA
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
منم که اینو خوندم فهمیدم باید دوباره این شعر رو خوند درست مثل یه فیلم کوتاهی رویاییه!
maryam
maryam
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
زيبااااااااااا بود سپاس
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٢٤
٠
٠
:)))بوی عطر دلتنگی من هفت آسمونو پر می کنه حتی:)
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
شيشه عطر دلتنگي من دست کيه؟
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
سروناز بانو:)
MinA
MinA
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
خیلی زیبا بود!اسم این سبک شعری چیه؟؟
مرضیه
مرضیه
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
خیلی قشنگ بود مررررررررررسی
کلاهدوز
کلاهدوز
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
قشنگ بود.
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
خیلی قشنگ بود... ممنونم.
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
بسیار زیباست...ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات